« در فوتوشاپ با تو عشق را بازی می کنم | صفحه اصلی | نشریه‌ای روی دکه اینترنت »

وقتی همه خودمان را به خواب زده‌ایم

February 2, 2009 02:53 AM

این روزها اگر تهران بودم بالاخره از جایی بلیت جشنواره فیلم فجر به دستم می‌رسید  و می‌توانستم فیلم  "وقتی همه خوابیم"، کار تازه بهرام بیضایی را ببینم.

beizaei.jpg



بیضایی هفتاد ساله از تک و توک فیلم‌سازهای ایرانی است که وقتی فیلم‌هایش را می‌بینی و از سینما می‌زنی بیرون هر وقت شب و روز که باشد می‌خواهی بروی جهان را
تغییر بدهی. و معمولا چون تغییر دادن جهان کار سختی است ما به لگد زدن به در و دیوار و سطل آشغال و جدول کنار خیابان بسنده می‌کنیم.


برگردید سر پاراگراف قبلی، آنجا که نوشتم "بیضایی هفتاد ساله"، بله بهرام بیضایی هفتاد ساله است. اما چون جایی از تاریخ رهایش کرده‌ایم برایمان جوان مانده، چون هنوز در فیلم‌هایش یاغی و عصبانی است، جوان می‌بینیمش. هر هفت، هشت ده سال یک‌بار یک مدیر دولتی، تساهل و تسامح خونش می‌زند بالا و برای ثبت در پرونده  افتخارات مدیریتی‌اش امکان می‌دهد فیلمی از بهرام بیضایی ساخته و نمایش داده شود.

آدمی مثل بهرام بیضایی که این‌قدر توانایی، هوشمندی، قدرت، و تخیل دارد چرا باید  اسیر سیاست‌های ابلهانه‌ای بشود که مجبورش کنند برای این‌که "مجبور" نشود، کاری که دوست ندارد بکند اصلا کاری نکند؟

به عنوان آدمی که کارهای بهرام بیضایی را دوست دارد، شاکی‌ام از این‌که مدیران حوزه فرهنگ بیضایی را نمی‌فهمند، که بیضایی را اسیر سیاست‌های ابلهانه‌شان کرده‌اند، که مرا از تماشای هنر بیضایی محروم کرده‌اند.

بهرام بیضایی هفتاد ساله است و ما به اندازه هفت سال هم  از هنر و توانمندی او بهره نبردهایم.

من دلم میخواهد بهرام بیضایی صد سال زنده باشد و سرحال و چهار تا مدیر باشعور پیدا شوند جلوی پایش سنگ نیندازند تا او داستانهایش را، تخیلاتش را عصیانهایش را فیلم کند اما عصبانیام از اینکه پس فردا که دق مرگ شد از دست این زندگی چه بزرگداشتهایی بگیرند و چه سخنرانیها بکنند و چه و چه!

مرده شور همه ما را ببرد که خواب نیستیم و خودمان را به خواب زدهایم و بیدار کردنمان از صور اسرافیل هم برنمیآید!

.........................

عکس از مگ ایران



masoome naseri | 02:53 AM

 

نظرخواهی

متاسفانه هر آنچه نوشته اید درست است.

ارسال شده توسط: مانی در ساعت April 25, 2009 09:31 PM

سلام
از مطالبت خيلي خوشم اومد
دوست داشتي به منم سر بزن

ارسال شده توسط: امير در ساعت March 3, 2009 08:48 AM

چه خوب می نویسی منم خوشحالم برای شما و بیضایی

ارسال شده توسط: مهدی در ساعت February 18, 2009 12:51 PM

خانم ناصری عزیز / به خاطر این پست شما رفتیم فیلم اقای بیضایی را دیدیم. البته بیشتر از اینکه از فیلم لذت ببریم از این خوشحال بودیم که طی یک عملیات محیرالعقول و تا حدی (با عرض معذرت) گوسفندوار توانسته بودیم وارد سینما بشویم.
تقریبا تمام مدتی که فیلم داشت پخش می شد شاهد ورود آدم هایی بودیم که آنها هم فکر می کنم از اینکه توانسته بودند وارد سینما بشوند راضی بودند و کاری نداشتند که انتهای فیلم است. به هرحال ممنون و امیدوارم یادداشتی هم در رابطه با خود فیلم بنویسید.

ارسال شده توسط: سروش در ساعت February 11, 2009 02:21 AM

سلام.
از اجبار حرف زدبن. همین اجبار همه چیزو به گند میکشه.
اولا فکر کردم باید مقاومت کرد و از اسطوره هامون دفاع کنیم. ولی بعد دیدم خود اسطوره ها تن دادن به بی ارزشی ها که خودمون هم میدونیم که بهشون هیچ اعتقادی هم ندارن!
حالا تکلیف ارزش های ما و اونا چی میشه و کجا فرار میکنه خدا عالمه...
موفق باشی دوست من.

ارسال شده توسط: شادی در ساعت February 5, 2009 01:11 AM

خواب نیستیم خودمان را به خواب زده ایمٰ یا خوابیم خواب می بینیم بیداریم؟
با تو همراهم ولی. بیضایی خواهی را می گویم.

ارسال شده توسط: Homeira در ساعت February 3, 2009 01:07 AM

1. در باب پست قبلی عرض شود که : « گاهی شعری ما را دستگیری می کند ، چون شاخه ای ، که پرنده ای خسته از پرواز ، بر آن می نشیند »
2. کلیت حرفت در باب بیضایی قبول ولی با این نقدها و واکنش هایی که نسبت به فیلم تازه اش توی جشنواره ابرازش ده ، من یکی می ترسم برم فیلم رو ببینم.

ارسال شده توسط: مهیار هادی زاده در ساعت February 2, 2009 11:32 PM

سلام
آشنایی با نظرات شما برایم دلپذیر است.
اطلاعات و درک وسیعی از پیرامون خود دارید که کمتر خانمی دارا است.هنوز 95 درصد از پست های شما را نخوانده ام.اما مشت نمونه ... فکر می کنم اشتراکات زیادی داشته باشیم( امیدوارم)
carry on . friend you're doing great
born:January 5 , 1970
http://birdscan.blogfa.com

ارسال شده توسط: birdscan در ساعت February 2, 2009 11:22 PM

مرده شور همه ما را ببرد که خواب نیستیم و خودمان را به خواب زده‌ایم و بیدار کردن‌مان از صور اسرافیل هم برنمی‌آید!
نکته اصلی همین است...

ارسال شده توسط: کاوه گیــــلانی (لابدان) در ساعت February 2, 2009 11:41 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?