« talent | صفحه اصلی | سفرهای پربار مریم رجوی به مقر اتحادیه اروپا »

چگونه نخوابیم بلکه از حال برویم

January 27, 2009 07:09 AM

مثلا دیر است. به وقت همه آدمیزادهایی که در یک منطقه زمانی/جغرافیایی با شما زندگی میکنند دیر است. فکر کن یک بعد از نیمه شب، دو بعد از نیمه شب. فکر میکنی، مهم نیست، خوابیدن که به ساعت نیست به حس و حال است. بلند میشوی یک میوه برمیداری و برمیگردی سر لپ تاپ. اینجای پاراگراف اول شاد و شنگولی!

دو تا فایل ادیت میکنی، سه تا ویدئو میبینی، به وبلاگ چهار نفر سر میزنی، توی فیس بوک  از سر و کله چهار تا پروفایل و صاحبانشان بالا میروی و سرت را که میچرخانی و گوشه سمت راست پایین صفحه را نگاه میکنی میبینی شده ساعت چهار و تو شنگول و بانشاط در حال شلنگ تخته مجازی در میان بروبکس مجازی هستی. اینجای پاراگراف دوم خوش حالی!

مینشینی وبلاگ مینویسی، به چهار تا ای میل عقبمانده جواب میدهی. با این حرف میزنی، جواب احوالپرسی اون را میدهی، یک نفر از یک گوشه دنیا که حالا آنجا صبح شده می آید روی خط  و حرف میزنید و در همان حال چند تا لینک این ور و آن ور پست میکنی و به طرح تازه وبلاگت ور میروی و فیلترهای مختلف را امتحان میکنی. چهار تا طرح تازه میزنی به سه نفر ایمیلشان میکنی و نظر آنها را در مورد رنگ و طرح و عکس میگیری. ساعت شده شش و تو نگرانی هر لحظه هوا روشن شود. اینجای پاراگراف سوم دل و دماغ داری ولی توی تخت دراز میکشی و کار میکنی!

بروبکس از سیدنی و کوالالامپور و کابل و تهران آن لاین شدهاند یعنی آنجا فردا شده بعضیهای دیگر از نیویورک و تورنتو و دالاس و سن فرانسیسکو روشن شدهاند یعنی آنجا هنوز دیروز است و آخر شب است و نشستهاند احتمالا وبشان را بلاگند. با دو نفر تلفنی حرف می زنی و  وسطش احساس گرسنگی میکنی. اینجای پاراگراف چهارم دلت ضعف میرود و سعی میکنی حساب نکنی چند ساعت قبل شام خوردهای!

دم دمای صبح است و چای، چیپس، کلوچه دیگر اثر ندارد. باید سراغ یخچال بروی و یک خوراکی بی سر و صدا پیدا کنی. چند قاشق لوبیا پلوی سرد میخوری با ماست پر چرب برای اینکه مایکروویو روشن کردن آلودگی صوتی ایجاد میکند. برمیگردی تمام تلاشت را میکنی که از پنجره بیرون را نبینی که آسمان روشن و روشنتر میشود.

دیگر رسما صبح است. به وقت همه کسانی که که با تو در یک منطقه زمانی/جغرافیایی زندگی میکنند صبح است. میانگین تعداد ماشینهایی که از خیابان میگذرند و هواپیماهایی که از آسمان، بیشتر میشود چشم هایت یک در میان کار میکند. سرعت چرخش سرت از بالای مانیتور به سمت پایین در حد صفر کاهش پیدا میکند...

کمی با .......ندی. آن وقت .......اری. برمی گردی و .....شی. رو به روی .....ینی. با یک....سی. فکر می کنی که .....نی. آخر سر ....فی.

هوا روشن شده است. روحت در فاصله بیست و پنج سانتی متری تخت درحال موج خوردن است. لپ تاپ را فوت میکنی، چشمبندی که از پرواز "ک ال ام" بلند کردهای میزنی تا این بار "جاست فور یو" شب بشود. اینجای پاراگراف آخر یادت نمیماند.

masoome naseri | 07:09 AM

 

نظرخواهی

سلام - این (لب تاپ را فوت میکنی) خیلی چسبید. ممنون
....................

میم نون: :)

ارسال شده توسط: سروش در ساعت January 28, 2009 06:51 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?