« I love you! Communication technology | صفحه اصلی | من این شعر را سانسور کرده‌ام »

خبرنگارها و جاسوس‌ها

January 21, 2009 04:32 AM

اینجا دفتر ایرنا در لندن است. ایرنا مخفف ایسلامیک، ریپابلیک، نیوز اجنسی(خبرگزاری جمهوری اسلامی) است. لازم هم نیست که بگویم ایرنا خبرگزاری رسمی و دولتی جمهوری اسلامی است همه می‌دانند.

londonirna.jpg  


من از گستردگی بند و بساط خبری ایرنا در لندن خبر ندارم ولی مطمئنم اگر محدودیت غیرمتعارفی برای خبرنگاران این رسانه ایجاد می‌شد سر و صدایشان دنیا را برمی‌داشت که ای داد و بیداد که مدعیان آزادی بیان، آزادی بیان‌مان را خوردند. 
اینجا محل دفتر پرس تی وی در لندن است. پرس تی وی با بودجه بیست و پنج میلیارد تومان از تیر ماه1386 شروع به کار کرده که رقم دلاری‌اش می‌شود 25میلیون دلار. قابل توجه کسانی که بودجه پانزده میلیون پوندی بی بی سی فارسی را تکرار می کنند و مخشان سوت می کشد!
  
londonpresstv.jpg

اینجا هم دفتر صدا و سیمای جمهوری اسلامی در لندن است.
  
londonirib.jpg  

به نظر من، پرس تی وی و ایرنا و صدا و سیمای جمهوری اسلامی مثل هر رسانه دیگری حق دارند هر جا حال می‌کنند خبرنگار و دفتر و دستک داشته باشند. اصولا یک رسانه زنده باید متناسب با طیف مخاطبانی که تعریف کرده است به پوشش اخبار محلی بپردازد.  
ظاهرا بریتانیا با تاسیس دفترهای رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در لندن مشکلی نداشته است. هیچ کس از مقامات بریتانیایی تا حالا نگفته خبرنگار صدا و سیما در لندن جاسوس است. هیچ‌کس نگفته است جمهوری اسلامی در پوشش کار رسانه‌ای می‌خواهد جاسوسی کند. می‌گویند ایران محور شرارت و حامی تروریسم است اما کسی مانع از فعالیت رسانه‌ای تمام دولتی ایران در این کشورها نشده است.(رسانه غیردولتی که بتواند خبرنگار این ور و آن ور اعزام کند از بیخ نداریم).
 سوابق بسیار محدودی از برخورد با خبرنگاران این رسانه‌ها در برخی مناطق بحرانی و جنگی از جمله عراق و فلسطین موجود است. آخرین آن بازداشت خبرنگار العالم در غزه به دست نیروهای اسرائیلی بود.  
برخی رسانه‌های غربی فعالیت‌های رسانه‌ای بسیار محدودی در ایران دارند و خودشان می‌دانند اگر گزارشی کار کنند که سیاستمداران، خوششان نیاید بند و بساط‌شان را می‌ریزند بیرون بنابراین با این شرایط کج دار و مریز کنار میآیند و حتی گاهی اصول ژورنالیستی خودشان را برای حفظ این سنگرها زیر پا می‌گذارند.
دوام آوردن در این شرایط برای خبرنگارانی که اصول حرفه‌ای رسانه‌ای بر کارشان حاکم است کار سختی است کافی است پای درد دلشان بنشینید.  
حالا بی بی سی، تصمیم گرفته است برای فارسی زبان‌ها تلویزیون بزند. چنان‌که صدا و سیما شبکه پرس تی وی را به زبان انگلیسی راه انداخته است و شبکه‌های العالم و سحر و الکوثر و القدس، به زبان عربی برای مخاطبان خارج از ایران برنامه پخش می‌کنند. 
به اینها دو شبکه رادیویی دری و عبری را هم اضافه کنید. (بله ما به زبان عبری برای شهروندان رژیم اشغالگر قدس! برنامه پخش می‌کنیم). بر اساس اطلاعات وب سایت رسمی صدا و سیما، امروز رادیوهای برون مرزی به بیش از 30 زبان و گویش مختلف (انگلیسی، آلمانی، فرانسوی، روسی، اسپانیایی، آلبانی، بوسنیایی‌، ایتالیایی، تركی، ارمنی، هندی، ژاپنی، اردو، چینی و.....) اخبار و برنامه‌های متنوع و ویژه‌ای را به وقت كشورهای اروپا ، آمریكا ، آسیا و...پخش می‌كنند. 

سال گذشته، تلاش‌های مدیران ارشد بی بی سی برای راه‌اندازی دفتری در تهران علیرغم مذاکرات متعدد به نتیجه نرسید. چون تهران که لندن نیست که بشود هر کاری در آن کرد.
 راه اندازی بی بی سی فارسی از نگاه سیاستمداران ایرانی می‌شود اقدام علیه امنیت ملی ایران، و این شبکه متهم است به تلاش برای جاسوسی و براندازی نرم و این قضایا.
 من اصلا بنا را بر این می‌گذارم که بی بی سی فارسی سوءنیت دارد. می‌خواهد زیر آب نظام را نرم و آهسته بزند ولی می‌پرسم آقایان محترم اگر کار رسانه زیرآب زدن است و براندازی، شما در لندن و نیویورک و پاریس و دیگر جاها چه می‌کنید؟
 وستی از من می‌پرسید کار کردن با فلان رسانه فارسی زبان خارجی از کشور امن است؟ گفتم در شرایطی که روزنامه کارگزاران جمهوری اسلامی هم تحمل نمی‌شود من بر اساس چه معیاری می‌توانم امنیت یک کار رسانه‌ای را تعریف و تضمین کنم؟ 
یکی از بزرگترین آرزوهای من این است که مدیران سیاسی ما به درک مفهوم رسانه مستقل نائل شوند.(از زمان "کاغذ اخبار" تا الان این فقدان درک رسانه وجود داشته و دارد) این آرزوی بسیار دور و درازی است ولی دست‌کم آرزو می‌کنم که روزی رسانه‌های وابسته به جناح‌های موجود سیاسی در ایران تحمل شوند و به نیروهای سیاسی رسمی داخلی اجازه انتشار یک روزنامه با تیراژ محدود بدهند.بقیه آرزوها مثلا راه‌اندازی شبکه‌های تلویزیونی خصوصی پیشکش! 
 سر سوزن امید من به توسعه تکنولوژی‌های ارتباط جمعی است که مرز نمی‌شناسد. این را اینجا می‌نویسم تا این نوشته‌ام با امید تمام شود.

masoome naseri | 04:32 AM

 

نظرخواهی

شايد بهتربود متن اين پستتون هم انگليسي مينوشتيد.همين كه گفتيد خبرنگارهاي خارجي بسختي توي ايران برنامه ميسازن خودش نشونگر دروغ پردازيتونه چون من يادمه حتي اصلاح طلبها به دولت انتقادمي كردند كه چرا اينقدر كه خبرنگارهاي خارجي رو تحويل ميگيريد در ضمن هركشوري قانون خاص خودش رو داره درثاني هنوز يادكمون نرفته محدوديتهايي كه براي خبرنگار ايران تو آمريكا وجود داره!
وبعدش جالبه كه بازداشت خبرنگار العالم اينقدر براتون پيش پا افتاده بود در حالي كه بي بي سي اينقدر راحت داره فعاليت ميكنه تو ايران. اما در مورد بي بي سي فارسي اگر عقلمون رو كار بندازيم ميفهميم كه اين معادله اصلا اونطوري كه شمامطرح كرديد دودوتاچهارتا نيست تجربه فعاليتهاي رسانه هاي خارجي نشون داده كه دنبال كار حرفه اي واطلاع رساني نيستند نقش منفي اونها هنوز درخاطر ملت در برهه هاي مختلف بيادگار مونده.

ارسال شده توسط: ميم نقطه در ساعت February 4, 2009 10:51 AM

درود بر شما خانم ناصری. دوست داشتم دیگر دولتها هم با همین ریاکاری و نامردی جمهوری اسلامی با او رفتار می کردند تا می فهمید رفتارهایش چقدر بی منطق و ریاکارانه است

ارسال شده توسط: hesam در ساعت January 27, 2009 06:27 PM

خبرنگارهای ایرانی تو آمریکا رو یادتون رفت؟ اوپس! اشتباه شد. این مثال مناسب این نتیجه گیری نبود! خوب دیگه ایرانی همینه! افراط یا تفریط!

ارسال شده توسط: یکی در ساعت January 22, 2009 02:47 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?