« چرا و چطور درباره فلسطین بنویسیم | صفحه اصلی | I love you! Communication technology »

اسرائیل، در گوشه رینگ جمهوری اسلامی

January 19, 2009 03:19 AM

 اسرائیل از فرصت تق و لق بودن اوضاع کاخ سفید به خوبی استفاده کرد و بیش از هزار غیرنظامی را در غزه کشت. دقیق‌ترین رقمی که تا همین امروز هجدهم ژانویه گزارش شده هزار و دویست نفر است که گزارش‌های رسمی می‌گویند یک سوم آنها کودک بوده‌اند. در طرف مقابل سیزده نفر کشته شده‌اند؛ ده سرباز و سه غیر نظامی. نبرد نابرابری بوده بله؟!

 این هزار و دویست و سیزه نفر، وقتی عدد می‌شود و در گفتگوهای سیاسی و در خبرهای افسرده کننده می‌آید، تنها یک عدد خشک و خالی است. گیریم یک عدد خشک و خالی و زیاد، ولی فکر کن، مثلا خواهر من، مثلا فکر کن برادرزاده تو، مثلا فکر کن مادر دوستت، مثلا فکر کن همسایه‌ات، چه می‌دانم یک نفر که هفته‌ای دو بار می‌دیدیمش یکی از این کشته شده‌ها باشد.

فکر کن آن دختر کوچکی که سرش از زیر آوار بیرون مانده بود دختر بچه همین همسایه کناری است آن وقت این عدد دیگر فقط یک عدد خشک و خالی نیست. قلب آدم را درد می‌آورد. درد هم از آنجاست که یک مشت سیاست‌مدار خشک مغز می‌آیند می‌گویند "ایناف ایز ایناف" و دستور آتش می‌دهند.

مساله این است که پشت این "ایناف ایز ایناف"ها کلی سیاست کثیف پنهان است.

در پست یکی مانده به آخر، پرستو نظر گذاشته بود که؛ نوشته اي "منافع سیاسی جمهوری اسلامی ایجاب می‌کند که آتش در غزه مدام روشن باشد". چرا اين طور فكر مي كني؟ توضيح بيشتر مي دهي؟"

این توضیح به دلیل کله پا شدن وبلاگ، دو هفته‌ای به تاخیر افتاد ولی حالا می‌نویسم که چرا این‌طور فکر می‌کنم.

ایران و اسرائیل دو کشوری که چشم دیدن همدیگر را ندارند بر اثر یک جبر جغرافیایی/سیاسی در یک منطقه واقع شده‌اند مثل همه کشورهایی که شرایط منطقه‌ای سیاسی یکسانی دارند، منافعی دارند که گاهی در رقابت با یکدیگر به دست می‌آید گاهی در رفاقت.

بخشی از این درگیری‌ها، مربوط به منافع ملی یک کشور است و بخشی به منافع سیاسی. اگر خاطرات علم را خوانده باشید می‌بینید که این حس رقابت با اسرائیل در حکومت شاهنشاهی هم وجود داشته است. اما پیش از انقلاب اسلامی، محمد رضا شاه تلاش می‌کرد از راه رفاقت پنهانی با اسرائیل به اهدافش برسد. در همان کتاب یادداشت‌های علم، هم شرحی هست درباره سفر پنهانی گلدا مایر، نخست وزیر وقت اسرائیل به ایران و دیدارش با شاه و هم اطلاعاتی درباره کمک‌های مکرر شاه به شیعیان لبنان.

دهه‌های متوالی است که این ایران و اسرائیل سر خط خبرهای سیاسی جهان‌‌اند و همه سهم توجه سیاسی منطقه را بلعیده‌اند. حتی عربستان با همه ذخایر نفتی‌ مهمش برای غرب، از این نظر به پای این دو کشور نمی‌رسد. مساله اینجاست که یکی از این دو، عزیزکرده قدرت‌های غربی است و آن دیگری هویت سیاسی‌اش را در مخالفت در غرب معنا کرده است.

جمهوری اسلامی مایل است قدرت اول منطقه باشد. اما نمی‌خواهد برای این اول شدن باج بدهد برای همین از شیوه دیگری بهره می‌برد؛ یعنی پا توی کفش اسرائیل می‌کند.

البته در طول تاریخ جمهوری اسلامی هر وقت منافع سیاسی ایجاب کرده است این دو باز هم به هم نزدیک شده‌اند. شواهد بسیاری هست که در طول جنگ ایران و عراق، اسرائیل در مخالفت با دشمن دیگرش صدام، پنهانی امکان ارسال اسلحه به ایران را فراهم می‌کرده است.

امروزو در این شرایط سیاسی اما اسرائیل نمی‌تواند با کشوری که هویتش را نفی می‌کند کنار بیاید و از امتیاز نزدیکی با غرب بهره می‌برد تا جمهوری اسلامی را تضعیف کند.

در چند سال اخیر ایران به خاطر برنامه هسته‌ای‌اش زیر فشار شدید سیاسی و اقتصادی بوده است. و اسرائیل بر مبنای احتمال هسته‌ای شدن قدرت نظامی جمهوری اسلامی، توانسته امتیاز بیشتری بگیرد.

حالا دست کم در بیست روز گذشته ، به قول گوینده خبر سی ان ان "از تهران تا لندن" تظاهرات ضد اسرائیلی برگزار شده است. در واقع  افکار عمومی جهان، اسرائیل را به گوشه رینگ رانده ‌اند. حواس‌ها از برنامه هسته‌ای ایران کلا پرت کشته‌های غزه  شده و کسی ایران را شماتت نمی‌کند که حامی حماس بوده است.

در واقع کمک مالی دولت ایران در برابر کمک‌های ده‌ها میلیون دلاری عربستان، امارات، قطر، کویت و بقیه کشورهای عربی به حماس، رقمی نیست اما این ایران است که همیشه در برابر افکار عمومی به حمایت از فعالیت‌های حماس متهم می‌شود و به وقتش از این اعتبار استفاده می‌کند و در مذاکرات سیاسی روی این مساله مانور می‌دهد و خودنمایی می‌کند.

در طول سال‌هایی که مناقشه بین فلسطین و اسرائیل برقرار بوده دفعات بسیار کمی شاهد این همدلی جهانی در مخالفت با اسرائیل بوده‌ایم.از قطعنامه‌های شورای امنیت بگیرید تا موضع‌گیری سران کشورها تا تظاهرات گسترده ضداسرائیلی در سراسر جهان. دقت کنید به خاطر این جو ضد اسرائیلی حاکم بر جهان در برخی مواضع کدام دولت‌ها رقص بندری برقرار است؟ 

گیریم، آمریکا، روزی روزگاری، با برآورد شرایط سیاسی امکان بدهد که حماس دولتش را در فلسطین مستقر کند، فکر می‌کنید دولت مستقر و تثبیت شده احتمالی حماس (که اگر شکل بگیرد فقط با نظر مثبت آمریکا خواهد بود) چقدر برای سیاست‌های جمهوری اسلامی مفید خواهد بود و چقدر از حکومت ایران حرف‌شنوی خواهد داشت؟ و چقدر سیاست‌های منطقه‌ای ایران دنباله‌‌روی می‌کند؟ برای این است که فکر می‌کنم جمهوری اسلامی یکی از کشورهایی است که نشستن دور این آتش را ترجیح می‌دهند.

به نظر من در مناقشه اخیر جمهوری اسلامی، به عنوان حامی معنوی حماس برنده اصلی است و اسرائیل را به گوشه رینگ رانده است. این پیروزی بزرگ به هزار و دویست و سیزده تا کشته نمی‌ارزد؟

..................................
پی نوشت: الان که این نوشته را پست کردم دیدم چقدر طولانی شده، آی ام ساری ابات ایت! اتفاقی بود.

masoome naseri | 03:19 AM

 

نظرخواهی

ببخشيد ولي مزخرف بود
از نظر تو ايران و اسرائيل در يك جنگ بچه گانه شهرت هستند. و اين دليل خوبي براي اين لج و لجبازيه پرهزينه تاريخيه كه به قول تو در زمان گذشته هم بوده.
به نظرم مسئله ايران با اسرائيل بر سر اصل مشروعيت انقلاب ايرانه
چون انقلاب ايران خواسته يا ناخواسته چندتا اصل نانوشته در خودش مستتر داره
يكيش دشمني با اسرائيله يكي ديگش دشمني با آمريكاست يكي ديگش حجابه يكي ديگش شوراي نگهبانه و مهمترينشم ولايت فقيهه اينا چيزايي كه اگه بخوان از يكيش بي خيال شن معنيش براي عموم مردم اينه كه پس بيخود انقلاب كرديم و براي اينكه اينطور نشه بايد تا ابد با رگ هاي گردن ورم كرده و با صورتي برافروخته و سرخ شده ناشي از حق كشي از مردم فلسطين به مبارزه با اسرائيل مشغول باشيم.
اصل قضيه اينه جانم
...................................
میم نون: جنگ شهرت نه، جنگ قدرت

ارسال شده توسط: موريس در ساعت January 21, 2009 01:55 PM

البته منصوره جان اگر یک نگاه به سفر زیپی لیونی توی روزای آخر جنگ به واشنگتن بیندازی و توافقنامهء امنیتی که بین آمریکا و اسرائیل امضاء شد و الان هم از طرف فرانسه و آلمان حمایت میشه و مضمونش هم اینه که قراره مسیر راکتها رو از ایران به نوار غزه قطع کنن و به این ترتیب میتونن با این بهانه هر کشتی و هواپیمای ایرانی رو بگردن و یا متوقف کنن و... بنابراین فکر میکنم ایران یکجورایی هم بازی خوردهء این ماجرا بود...

ارسال شده توسط: Niosha در ساعت January 19, 2009 02:05 PM

نميشه به راحتي گفت تحليلت درسته يا نه؟
.............................
میم نون:
اصولا نمیشه با قطعیت گفت یک تحلیل درسته یا نه. به نظر من اصولا هر تحلیلی بخشی از واقعیت ها را در نظر گرفته و مبنا قرار داده ولی همیشه واقعیت های دیگری هم هستند که ممکنه دیده نشده باشند یا کنار گذاشته شده باشند.
این تحلیل من از زاویه دید منه. شاید شما چیز دیگری ببینید، شاید محدود تر شاید گسترده تر.

ارسال شده توسط: كاوه در ساعت January 19, 2009 10:59 AM

سلام مثل هميشه تندوتيز
.................
میم نون: ا سلام وبلاگتو دیدم. خوبی؟

ارسال شده توسط: شبنم در ساعت January 19, 2009 10:29 AM

مرسي معصومه جان همه آنچه كه در ذهنم بود خيلي خوب به كاغذ آوردي . مرسي از تحليلت كاملاً‌ با تو موافقم

ارسال شده توسط: sara در ساعت January 19, 2009 07:17 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?