« ساعت به این پنجی چرا پا نمی شی؟! | صفحه اصلی | درباره حسین درخشان بپرسید »

تجربه شهروند یک کشور خطرناک بودن

December 3, 2008 03:43 AM


قبل از سفرم به آمریکا دوست عزیزی لازم دید تذکر بدهد در فرودگاه وقت چک کردن گذرنامه همه را انگشت‌نگاری می‌کنند تو خر نشوی بگویی این توهین به تاریخ چهار هزار ساله ملت ایران است که پرتت کنند بیرون و بگویند برگرد پیش همان ملت چهار هزار ساله!
گفتم چشم و انصافا هم وقت ورود به فرودگاه جی اف کا، گیر ندادند و فقط کمی پیازهای گل لاله‌ای که با خودم برده بودم برایشان جالب از آب درآمد.

مثل باقی مردم انگشت‌هایم را نگاریدند و یک عکس یادگاری هم برداشتند و خلاص!  اما در دو تا پرواز دیگرم از واشنگتن به نیویورک و از نیویورک به آمستردام، بعد از چک کردن گذرنامه، روی کارت پرواز و برچسب چمدانم علامت‌هایی گذاشتند که در عکس می‌بینید. 




securitym.gif
 
معنا و مفهوم این علامت‌ها این بود که: همکاران محترم کادر امنیت فرودگاه! با سلام و تحیات! این بابا شهروند یک کشور خطرناک است بند و بساطش را جدی‌تر بگردید. و ماموران امنیتی هم انصافا خیلی محترمانه به وظیفه خودشان خیلی خیلی! خوب عمل کردند و همه محتویات کوله پشتی‌ام را یکی یکی مورد بررسی قرار دادند و متوجهم کردند که توی این کوله پشتی من چقدر چیز میز هست. 
دوست عزیزی همچنین توصیه کرده بود مسخره بازی درنیار اینها شوخی سرشان نمی‌شود هر کار گفتند انجام بده. اما با این سبکی که اینها می‌گشتند خب خنده‌دار بود.
در سفر دوم در فرودگاه نیویورک نیشم باز بود و به جدیت‌ مامور مذکور معذور! می‌خندیدم.  آخر سر به او که داشت کوله‌پشتی‌ام را که هزار تا سوراخ و زیپ دارد می‌گشت گفتم مطمئن باش ما عادت نداریم بمب‌هایمان را توی کوله‌پشتی‌مان این‌ طرف آن طرف ببریم! نه خندید و نه عصبانی شد، فقط کوله پشتی‌ام را داد دستم و گفت سفر خوبی داشته باشی.

لعنتی! اگر بازداشتم می‌کرد بچه معروف می‌شدم و می‌توانستم کلی شعار ضد امپریالیستی بدهم!

masoome naseri | 03:43 AM

 

نظرخواهی

سلام.چند بار برات كامنت گذاشتم اما هر بار ?كر كردم نرسيده.حالا ميگي رسيده .خوبه.اما برام جالبه كه يه روزي شما و چند ن?ر ديگه از دوستانتون در هلند مثل من در ايران روزنامه نگار بوديد اما جالب اينجاست كه حالا من ميام و وبلاگ هاي شما رو مي خونم چون به نوشته هاي شما علاقمندم اما شما هيچ وقت سراغ من نيومديد.نمي دونم چرا؟

........................
میم نون: کلی مرسی از لط?ت ولی ?کر کنم دلیلش این باشه که من نمی دونم وبلاگت کجاست که بخونم. آدرسشو که ننوشتی. ای میل هم می زنم

ارسال شده توسط: مريم زنگنه در ساعت December 8, 2008 09:50 AM

مبارکه راه ا?تاد کا?ه بالاخره

ارسال شده توسط: نوشا در ساعت December 7, 2008 06:01 PM

سلام
جالب بود و تلخ
متاس?م
مو?ق باشيد

ارسال شده توسط: باد صبا در ساعت December 7, 2008 11:09 AM

چرا باید ما در جهان به این شکل شناخته بشیم اره ؟ تا کی این همه تحقیر ؟

ارسال شده توسط: محمد در ساعت December 7, 2008 09:13 AM

این جمله آخری رو خیلی خوب اومدی!

ارسال شده توسط: پنگوئن در ساعت December 3, 2008 11:01 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?