« "Pictures of You" | صفحه اصلی | نوشته مهاجرانی، برای ثبت در تاریخ »

حجاب ساسانی یا حجاب اسلامی

November 27, 2008 03:38 AM

درباره این بحث و این بحث:
نمی‌دانم این روسری‌های دخترهای ایرانی چقدر باید کوتاه و کوچک و آب رفته بشود تا این "مساله حجاب" حل شود. سالها پیش کتاب "مساله حجاب" آقای مطهری را خوانده بودم و ایشان از این نظریه که حجاب یک سنت ایرانی است استفاده کرده بود تا به علاقه مندان فراوان تاریخ پر افتخار! ایرانی بقبولاند که اگر به این تاریخ میبالید باید به این سنت هم علاقه مند باشید و آن را بزرگ بدارید و روسری تان را محکم کنید.
 

به نظر من در حوزه نظر می‌توان پی این سنت یا آن سنت را گرفت و تبارشناسی کرد و دید که از کجا آمده است اما برای زندگی امروز دانستن این که این سنت از کجا آمده است مشکلی را نمی گشاید.
نه به سبک آقای مطهری کسی می‌تواند زنان مدرن غیر معتقد به حجاب را راضی کند که این حجابی که مرتجعانه اش می‌دانند، چون اسلامی نیست، و ایران باستانی است پس الزامی بودنش بلااشکال است و نه بر اساس دستاوردهای پژوهش تاریخی فاطمه مرنیسی و لیلا احمد کسی می‌تواند زنان سنتی را توجیه کند که چون در سنت اسلامی و در منابع دینی به روشنی و قطعیت الزام حجاب برای همه زنان قید نشده است، لازم نیست محجب باشید. پس با حفظ اسلام و با خیال راحت مکشوفه شوید.

 برای من که معتقد به اجبار در حجاب نیستم و خواهرم که فکر کنم، معتقد است، سنت، راهگشا نیست. برای زنان، میزان حال جامعه و جهان است. 
چه زن های مهاجر مسلمانی که در کانادا و آمریکا و اروپا به اجبار مردان خانواده یا در پی اعلام هویت، به جامعه بیگانه(دشمن؟) خود را در حجاب می پوشانند چه در یمن چه در وطن چه در عربستان و چه در مالزی مسلمان و غیر مسلمان همه، حجاب را یک نماد اسلامی می دانند و می شناسند و اعتبار می‌دهند.  پس یادآوری ریشه تاریخی آن در حد همان مباحث آکادمیک برای استفاده علما خواهد ماند. وگرنه که ما در جهان واقع به زندگی دوگانه مان ادامه می‌دهیم.

مانتوهای کوتاه‌تر و کوتاه‌تر و روسری های پر رنگ‌تر و کوچک‌تر حاصل یک مبارزه زیر پوست جامعه است.


این یک خطای دید نیست. مگر بقیه سنت هایی را که از دیگر فرهنگ ها مثلا یهود، وارد فرهنگ عربی اسلامی شده است می تواند با کارد از بدنه در هم پیچیده جوامع اسلامی برید و کنار گذاشت؟ این سنت غیر اسلامی مثل شیر در جان قهوه ما آمیخته است و نمی شود شیر را از قهوه سوا کرد.

 هفته پیش بعد از سخنرانی زیبا میرحسینی در دانشکده حقوق دانشگاه نیویورک، یک پسر استرالیایی از من پرسید شما ده سال پیش در ایران چطور روسری سر می‌کردید؟ با استفاده از شال گردنم که از قضا در تهران روسری‌ام بود، نشانش دادم، گفت حالا چطور روسری سر می‌کنید؟ شال را رهاتر و باریک‌تر کردم. پرسید ده سال بعد می‌شود پیش بینی کرد که این حجاب کلا حذف شود؟ راستش نمی‌دانم. اگر روند جامعه چنین که هست ادامه داشته باشد، شاید! اما مگر در سال‌های انقلاب کسی فکر می‌کرد ده سال بعد وضع زن‌ها چطور خواهد بود؟
 
ما سنت را هل می دهیم و مثل روسری‌هایمان به عقب می‌رانیم اما یک موج و یک توفان شاید همه چیز را یک طور دیگر تغییر دهد. بحث درباره گذشته آن را هم برای آدم‌هایی که سر در تاریخ دارند کنار می‌گذاریم و خودمان دنبال آینده آن می رویم.


masoome naseri | 03:38 AM

 

نظرخواهی

چند بار حر?‌های ملکوت را خواندم. احساس می‌کردم یک اشکالی این وسط هست که من حواس‌ام نیست.

این‌جا را که خواندم،‌ در همان بندی که با «نه به سبک...» آغاز می‌شود، متوجه اشکال آن بیان شدم.

شاید البته بگویید واضح بود،‌ اما به هر حال برای من مبهم بود.

ارسال شده توسط: دودینگ‌هاوس در ساعت November 28, 2008 01:22 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?