« ها | صفحه اصلی | پرونده سوم »

تب

October 4, 2008 02:04 AM


گاهی مریض می‌شوم. مریض نوشته‌ای، مریض آدمی، مریض دقیقه‌ای که تمام شده و رفته ولی انگار تمام نشده است. گاهی مریض نوشته‌ای می‌شوم، مریض تصویری، تصوری، توهمی، چیزی. مثلا لبخند کسی در عکسی مبهم رو به دوربین کسی که نمی شناسم.

 


masoome naseri | 02:04 AM

 

نظرخواهی

سلام سرکار خانم ناصری عزیز

دردآور آن است که وقتی خوب دقت می‌کنم، وقتی به اعماق لایه‌های ناخودآگاهم می‌روم، وقتی از این توهم‌ها، تصویرها، لبخندها و غیره ?اکتور می‌گیرم؛ آن وقت است که متوجه می‌شوم همه‌ی اینها بهانه است و ?قط بیمار آدمی هستم که دیگر نیست!
نمی‌دانم آیا تجارب دیگران هم از همین جنس است؟

ارسال شده توسط: سروش در ساعت October 5, 2008 02:03 AM

من بسیار دارای این حالت می باشم الان !

ارسال شده توسط: شیدا در ساعت October 4, 2008 04:56 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?