« به هیچ کس چیزی نگو | صفحه اصلی | درباره یک نفر که اسمش شاه‌بیگم پولادی بود »

کاشکی خجالتی، خجالتی، خجالتی، در کار در کار در کار

July 21, 2008 02:17 AM


عذرخواهی کردن کار آسانی نیست. من خودم از آدم‌هایی هستم که برایم سخت است بابت اشتباهاتم عذرخواهی کنم. مثلا همین دیشب وقتی چهل و پنج دقیقه بنده خدایی را در یکی از میدان‌های شهر منتظر و معطل نگه داشتم  به جای عذرخواهی، در مورد مزایای این انتظار، داد سخن دادم و این‌که او توانسته در این فاصله از اجرای زیبای گیتار یک نوازنده دوره‌گرد بهره‌مند شود که جدا قشنگ می‌زد و پنجاه شصت نفری را دور خودش جمع کرده بود.

خوشبختانه همه مثل من نیستند و بلدند عذرخواهی کنند یکی‌شان همین آقای پاپ بندیکت شانزدهم که جداً من شرمنده لوطی‌گری‌اش شدم!

آقای پاپ دیروز در سفرش به استرالیا، به خاطر رسوائی جنسی کشیش‌ها عذرخواهی کرد.

این‌طور که بی بی سی نوشته رهبر کاتولیک های جهان گفت: "این شرمی است که ما همیشه احساس می‌کنیم". او خواهان محاکمه کشیش های دخیل در این رسوایی شد.

قطعاً تالمات روحی و جسمی قربانیان کشیش‌هایی که از جانب همین آقای پاپ، نمایندگی خداوند را در کلیسای محله‌شان دریافت کرده‌اند با این عذرخواهی‌ها درمان نمی‌شود ولی خب، ایشان که به باور برخی، مدیر دفتر مرکزی خداوند در زمین هستند انشاالله تعالی به این درک رسیده که این "قدسیت" یا "افه قدسیت" برای گذران زندگی در جهان مدرن کافی نیست. آدم پاپ هم که باشد باید عذرخواهی کند.

فکر می‌کنم غیر از من و پاپ بندیکت شانزدهم کسان دیگری هم هستند که باید "پوزش خواستن" را یاد بگیرند. یکی همین مسئولان و رهبران ما که حاضرند راه به راه، جام زهر سر بکشند اما یک کلمه در پیشگاه مردم عذرخواهی نکنند مبادا از شکوه قدسی‌شان چیزی کم شود.

آقایان عزیز! در سی‌امین سالگرد انقلابی که من هم فکر می‌کنم باید لاجرم اتفاق می‌افتاد، دفترچه یادداشت‌های روزانه‌تان را ورق بزنید. در صفحات مختلف این سی سال اشتباهات کوچک و بزرگی هست که شما چشم‌هایتان را به روی آنها بسته‌اید مردم اما نه.

فکر می‌کنم مردم ایران این‌قدر مرام دارند که اشتباهات کوچک‌تر شما را به بزرگی خودشان ببخشند اما شما هم کمی معرفت به خرج بدهید و از اشتباه‌های بزرگتان عذرخواهی کنید.

اشتباه‌های من نهایتاً باعث می‌شود دوستی یا آشنائی یک ساعت معطل بماند اما اشتباه‌های شما عده زیادی را معطل کرده و از زندگی جامانده‌اند. اگر عذرخواهی کنید بزرگ می‌شوید.

 

 


masoome naseri | 02:17 AM

 

نظرخواهی

الان معصومه ناصری کجاست؟ ایران که نیست گویا. کجایی پس؟!
من از سالهای نوجوانی, معصومه ناصری رو می شناسم, از سالهای چلچراغ, از روزهایی که مجله را برای نوشته های تو می خریدم... ص?حه های کا?ه ناصری,... از روزهایی که نوشته های تو مرا جدی جدی هل داد سمت نوشتن...


دوست دارم بدونم معصومه ناصری کجاست؟ این روزها چه میکنه؟ ?قط رادیو زمانه؟ یا جای دیگری هم مشغوله؟ ... میدونم که خیلی ?ضول ام ! اما... اولا" که خب آره حق داری.من ?ضول ام. ثانیا" معصومه ناصری جزی از سالهالی خوب زندگی من بود... ه?ده هجده نوزده بیست... سالهایی که تکرار نمیشود...

............................
میم نون: من هنوز همین جا هستم. خوبم. دقیقا چه کار می کنم؟ نمی دونم. هر وقت متوجه شدم اینجا می نویسم که چه می کنم.
دور خودم می چرخم. اگر می نویسی بگو کجا می نویسی شاید وقتش شده باشه که من نوشته های تو رو بخونم.
م

ارسال شده توسط: reza در ساعت July 27, 2008 02:16 PM

سلام ميشه بدونم شما اهل كجاي ايران هستيد؟در صورت امكان البته
با تشكر
..................
میم:اهواز 14 سال- اص?هان 4 سال- تهران 13 سال زندگی کردم. از همه شون هم خوشم میاد یه جورایی این کا?یه یا مهم اینه که مامان و بابام کجا به دنیا اومدن و زندگی کردن؟ هر چند اونا هم یه چیزی توی همین مایه هاست زندگیشون!

ارسال شده توسط: sattar در ساعت July 24, 2008 01:57 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?