« شهری که می‌شد دوست بدارم | صفحه اصلی | دو ساعت با نادر ابراهیمی »

خود کفایی در فیلم های «خاک تو سری»!

June 15, 2008 07:53 PM


این روزها از ایران خبرهای هات! می‌رسد. خبرهایی که برای گردانندگان مجله پلی بوی هم جالب است و خبرش را کار می‌کنند. بالاخره ما هم به لطف سردار زارعی سری توی سرها درآوردیم.

 بازار افشاگری اخلاقی و مالی داغ است. معلوم شده است که حقیقتا حق با حافظ است که واعظان محترم چون به خلوت می‌روند دقیقا آن کار دیگر می‌کنند.

شیطنت دانشجوهای دانشگاه زنجان هم که نتیجه جذابی داشت و حاج‌آقا را در حالی که زبانش بند آمده بود گیر آورده‌اند و خلوت استاد را به هم زده‌اند.

قبلا در همین جا درباره خطر میان‌سال‌های انقلابی نوشته بودم. به نظرم برخی از انقلابیون که جوانان دهه پنجاه باشند، چشم‌شان دیر به متاع دنیا روشن شده است.

و مالمتاع الدنیا الا لهو و لعب؟ پیش از این خوانده بودند که این‌ها همه‌اش لهو است و لعب و حالا به طرز مفتضحی وسط همین لهو و لعب فرود آمده‌اند.

همین دیروز که استاد محترم صاحب عنوان در دانشگاه زنجان، می‌رفت تا به خیال خودش کام دل بگیرد جای دیگری مرحله تازه‌ای از طرح امنیت اجتماعی را استارت زدند.

به نظرم آقایان هر چه بیشتر چشم و گوش‌شان به دنیا باز می‌شود بیشتر سخت می‌گیرند و بیشتر برای جوان‌ها افه اخلاق می‌آیند. البته باید دید موها و آرایش آشکار جوان‌ها در خیابان‌ها امنیت اجتماع را بیشتر بر هم می‌زند یا لگد زدن برادران زیر مبانی اخلاق در پشت پرده.

کوچکترین حسن چنین افشاگری هایی این است که آدم صاحب درک و شعور می‌تواند تشخیص بدهد با چه کسی رفت و امد بکند یا نکند.

وقتی دستگاه قضائی سردار زارعی را با قرار وثیقه 50  میلیون تومانی آزاد می‌کند و کسانی مثل خدیجه مقدم و شادی صدر و پروین اردلان را با قرار وثیقه صد میلیون تومانی و دویست میلیون‌ تومانی، جوانی مثل من که فرق پنجاه میلیون و دویست میلیون را انشاالله می‌تواند بفهمد به خوبی تشخیص می‌دهد که کدام یک از اینها به تشخیص قوه قضائیه برای امنیت اجتماع خطرناک‌ترند.

عجالتا بعد از انواع خودکفایی‌ها، در تهیه و تولید قیلم‌هایی با محتوای «خاک تو سری»! هم خودکفا شده‌ایم. تازه این فیلم‌ها فرق‌شان این است که اورژینال هستند با حضور ستاره‌هایی که از سر و دوش‌شان ستاره می‌ریزد.


masoome naseri | 07:53 PM

 

نظرخواهی

سلام
یه چند وقتیه این وبلاگو می خونم !این نوشته خیلی به دلم چسبید!خواستم کامنت بدم!
به قولی خیلی خوبه ?قط بیشترش کنین!
......................................
میم نون: ممنون از کامنت. می ترسم بیشتر بشه مثل این سریالای نود قسمتی آب بندی بشه.

ارسال شده توسط: samaneh در ساعت June 23, 2008 05:34 PM

سلام . مملکت گل و بلبل که می گویند همین است دیگر ?قط گل و بلبلش تنها نصیب خواص میشود و سهم ملت همه مصیبت است و بدبختی

ارسال شده توسط: پیمانه در ساعت June 16, 2008 11:00 PM

سلاطین

در این سرزمین "بلازده"
قاتلان،
سلاطینند:

هکتار هکتار،
زمین می بلعند!
خروار خروار،
تریاک قورت می دهند!
میلیون میلیون،
سیگار بالا می کشند!
کارخانه ها را
اول ضایع،
بعد یکجا سر می کشند!

با عبا
"پستی" هاشان را
بلند می کنند!

مغزهای کوچک خود را
با عمامه
بزرگ می کنند!

ارسال شده توسط: آرش در ساعت June 16, 2008 02:33 AM

خوب خدا را شکر يعنی جمهوری اسلامی با ما "جن ده منده" ها کاری ندارد ديگر؟ قربان شادی صدر و امثالهم و تلاش های بی وق?ه و وثيقه های نجمومی شان بروم، اما اين قرار دادن ميزان وثيقه جرم سکسی جناب زارعی کنار جرم های غير سکسی شادی صدر و اينها يکمی کار کارستان نيست؟

يعنی شما می گويد جناب سردار زارعی نبايد از حق نماز خواندن با ?احشه های برهنه برخوردار باشد؟ يعنی شما می گويد ر?تار کاملاً شخصی يک ?رد سياسی به بی ص?تی زارعی را هم به ليست بالا بلند جرم های امنيت ملی اضا?ه کنيم که حالا هرکه با هرکه لخت شد هم امنيت ملی را به خطر بياندازد. راستی آن جن ده ها که با جناب زارعی سر کار گر?ته بودند، چه شدند؟ بر و بکس حقوق زنانی دنبال کارشان را گر?تند؟
با توجه به حساسيت موضوع اگر بنده رئيس ?منيست های ايران بودم (ها ها ها ها) اولين کاری می کردم اين بود که سراغ جن ده ها بروم و ببينم کارشان به کجا رسيده!
به نظر من حتی حماقت ها و بی شر?ی های جمهوری اسلامی را هم گوشزد کردن احتياج به يک جو قوه آنالتيکال ?رای مساله اين به اون در دارد. نه کارهای شادی صدر امثالهم می کنند دنبال احيای حقوق جن ده هايی است که با سردار زارعی به نماز ايستاده بودند، و نه جرم سردار زارعی نگون بخت امنيت ملی را تهديد می کند. اگر سردار زارعی ?لان ?لان شده اي که نبود به طور ايده آل من و شما بايد از حق و حقوق اش برای بودن با زنان برهنه حمايت می کرديم و به زنان ?احشه برهنه هم حق می داديم که برای پول کاری که می خواهند را بکنند (که البته همه می دانيم مساله خيلی پيچيده تر از اين حر?است)...
پس چه چيزی معصومه عزيزم باعث شد که اين بی ناموسی ها را به دوستان عزيزمان شادی و باقی ربط دهی؟ تنها يک ناقابل وثيقه؟

...................................

میم نون: یکی از م?اد قانون مجازات اسلامی لزوم تناسب وثیقه با میزان جرم است.
من تنها نوشته ام که بر این مبنا از نگاه قوه قضائیه آن بندگان خدا خطرناک تر از این یکی بنده خدا هستند و همین طور هم به جامعه معر?ی می شوند.
من به هر کسی حق می دهم از شرایطش برای کسب امکانات مادی و معنوی است?اده کند چه آن خانم های مورد اشاره سرکار چه این آقای سردار.
اما در عین حال هیچ کدام حق ندارند مسئولیت بهشت و جهنم خلایق را مثلا در قالب پلیس امنیت اجتماعی گردن بگیرند و شهر را شلوغ کنند.

ارسال شده توسط: sibil در ساعت June 15, 2008 11:29 PM

من جایی نشانه ای ندیدم که این آقا از استادهای به اصطلاح حزب اللهی باشد.
استاد دانشکده ادبیات بوده، نه الان ریش درد و نه عکس های قدیمی اش که من دیدم ریش دارد. مسئولیت کمیته انضباطی هم در بیشتر دانشگاه ها با معاون دانشجویی است و معاون دانشجویی هم یکی از استادهاست که الزاما هم حزب اللهی و اینها نیست.
مگه همه مردهای عوضی باید الزاما حزب اللهی هم باشند؟
.................................

میم نون:من البته از عبارت حزب اللهی است?اده نکردم ولی ایشان گویا در دانشگاه زنجان قران و حدیث تدری می کرده است. پرو?ایل ایشان را در سایت دانشگاه ببین:http://www.znu.ac.ir/modules.php?
name=teachers&func=viewteacher&tid=216&abt=TAUGHT
همه مردهای عوضی حزب اللهی نیستند ولی حزب اللهی ها طبیعتا نباید عوضی از آب دربیایند.

ارسال شده توسط: آق بهمن در ساعت June 15, 2008 10:51 PM

ای ول به عنون ?یلمهای خاک تو سری!

ارسال شده توسط: صورتک خیالی در ساعت June 15, 2008 10:08 PM