« خودشیفتگی | صفحه اصلی | پرسپولیس! از پروین عبور کن »
ما برای اسرائیل کف میزنیم
May 14, 2008 11:23 AM
کشته شدن چهار کودک فلسطینی یکی دو هفته پیش، چند ساعتی تیتر یک ما بود. دوستی پرسید خبر بهتری نداشتید که این تیتر یک شده است؟
منظورش از خبر بهتر احتمالا خبری بود که در آن یک سیاستمدار گردن کلفت یا چلغوز مزخرفی گفته باشد یا تهدیدی کرده باشد یا خط و نشانی کشیده باشد.
بله در این عالم، خبرهای تیتر یکی برای خودشان حساب و کتاب دارند. مثلا اگر سعید جلیلی مذاکره کننده هستهای ایران سرفه کرد باید تیتر یک شود.
از 29 سپتامبر 2000 تا 31 مارس 2008 در سرزمینهای اشغالی و در اسرائیل ، 4 هزار و ششصد و هفتاد و پنج فلسطینی به دست نیروهای امنیتی اسرائیل کشته شدهاند در حالی که کل نظامیها و غیر نظامیهای اسرائیلی کشته شده در این مدت 476 نفر هستند. ولی این آمار ما را تکان نمیدهد.
واقعیت این است که ما در مقابل خبرهای داغ و دهن سوزی که از سرزمینهای اشغالی میرسد واکسینه شدهایم. هیچ خبری از فلسطین، نوار غزه، کرانه باختری رود اردن و تازگیها لبنان تکانمان نمیدهد مگر این که رابطه مستقیمی با جیبمان داشته باشد.
شاید این فقط به ما مربوط نباشد، شاید مردم دنیا هم اینطور باشند ولی من میبینم که در همین هلند در یک سال گذشته چندین برنامه و تظاهرات و تجمع در حمایت از مردم فلسطین برگزار شده که خود جوانها برنامهریزی و اجرایشان کردهاند ولی در ایران انگار حسش نیست.
امروز اسرائیل شصت ساله شد و وقتی در طول شصت سال، مدام، حوادثی در سطح فاجعه انسانی در گوشهای از جهان رخ بدهد معلوم است که عادی میشود. بیشتر ما ایرانیها حمایت از مردم فلسطین را به حکومت جمهوری اسلامی واگذار کردهایم و تعداد بیشتریمان اصولا معتقدیم چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.
بسیاری از ما در جنگ میان اسرائیل و فلسطین بیطرف نیستیم. به روشنی نمیگویم که در تیم اسرائیل بازی میکنیم ولی به نظر میرسد خیلیهایمان از فلسطینیها متنفریم چون آنها را یکی از دلایل مشکلات متعدد اقتصادی خودمان میدانیم.
گروه کیوسک در یکی از آهنگهایش میخواند: انتخابای تستی، ازدواجای قسطی، دوزار ته گنجه بود، فرستادیم فلسطین!
و این حس بسیاری از ایرانیهاست که به دنبال مقصری برای این همه درد به ظاهر بیدرمان اقتصادیشان میگردند.
از میزان دقیق کمکهای جمهوری اسلامی و نهادهای مختلف آن به فلسطین، آماری در دست نداریم اما فلسطینیها مدام به خاطر این کمکها از طرف بسیاری از مردم ایران مورد نفرین قرار میگیرند.
این طور که این آمار میگوید اسرائیل سالانه حدود سه میلیارد دلار کمک نظامی و غیرنظامی فقط از آمریکا دریافت میکند که نزدیک به دو سوم این کمکها نظامی است.
کمکهایی که جمهوری اسلامی، ظاهرا بدون موافقت قلبی مردم ایران به فلسطین میفرستد باعث شده است به جنگ میان اسرائیل و فلسطینیها و آنچه بر سر مردم فلسطین میآید بدون عواطف انسانی نگاه کنیم.
روشنفکر هم که باشیم حرف های آقای احمدی نژاد در این مورد طوری است که از ترس متهم شدن به آنتی اسرائیل بودن، سعی می کنیم حتی الامکان دامن مان را از آلودگی هم فکر بودن با او در این مساله بالا بگیریم.
به اینها اضافه کنید سیاست رسانهای غلطی که در ایران مخاطبان را مدام زیر بمباران خبرهای ریز و درشت از فلسطین قرار داده است و بله مخاطب خسته میشود حساسیتش را از دست میدهد و تا گوینده شروع میکند مثلا از کشته شدن چهار کودک فلسطینی به دست نیروهای اسرائیلی بگوید دستی کانال را عوض میکند؛ برویم لس آنجلس کمی موسیقی بشنویم گور پدر فلسطین!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: در آستان بلوغ در ساعت May 27, 2008 01:34 PM
با شما موافقم، اما مردمی که لنگ هزار تومن هستند، وقتی می بینن میلیاردی به فلسطین کمک میشه،خب نتیجه گیری می کنن که به ما چه چرا ما باید از اینها حمایت کنیم
ارسال شده توسط: فضولباشی در ساعت May 21, 2008 10:03 PM
خدا را شکر یک وبلاگ نویس پیدا شد اینا را بگه. مدت هاست که انگار طرفداری از اشغالگران و ادم کشان اسرائیلی نوعی روشنفکری برای بعضی وبلاگ نویس ها محسوب میشه. خلاصه که دمت گرم
ارسال شده توسط: Narges در ساعت May 20, 2008 10:03 PM
مطلبتان خیلی جالب و مستند بود.
10 کشته فلسطینی به ازای هر کشته اسراییلی. وحشتناکه
برخلاف شما معتقدم هنوز اکثریت ملت ایران با مردم فلسطین حس همدردی دارند، اما برای اینکه همراه و همرنگ تبلیغات تهوع آور جمهوری اسلامی نشوند، حرکت اعتراضی خاصی مثل تظاهرات انجام نمی دهند.
تیتر یک شدن کشته شدن 4 کودک فلسطینی هم بسیار متعالی و نشانه استقلال یک رسانه است.
دمت گرم و سرت خوش باد
ارسال شده توسط: عشقی در ساعت May 18, 2008 07:23 PM
سلام خبر داری پست مربوط به امام زمان در صدای آمریکا با کمی سانسور خوانده شده است؟
.......................
میم نون: خبر دارم اما این برنامه را ندیده ام.
ارسال شده توسط: حمید در ساعت May 17, 2008 08:33 PM
جناب پنگوئن
نژاد پرستي خفته؟ شما روزنامه نميخوني؟
نميدوني اتحاديه عرب ايران رو «اشغالگر» جزاير سه گانه خطاب كرده؟
داستان مشهور خليج فارس رو شنيدي؟
ميدوني در جنگ عراق با ايران همه كشورهاي عربي به استثناي سوريه طرفدار صدام بودند و به صدام كمك مالي ميكردند؟
جمله مشهور عرفات "خميني دوست منه ولي صدام برادرمه" رو نشنيدي؟
فكر نميكني اگر يه ذره ضعف نشون بديم همين عربهاي همسايه تكه تكه خاكمون رو ميبرند؟
همه ما دور و برمون ترك و كرد و لر و چه بسا بلوچ و عرب هستند چه بسا خودمون هم باشيم و نژادمون هم آريايي نيست ولي ايراني هستيم و در كنار هم زندگي ميكنيم. از عربها و اونم عربهاي خليج فارس نفرت داريم نه به دليل نژادپرستي كه به خاطر ميهن پرستي، چون دشمن ما هستند و هميشه هم بودند.
م.ن. معذرت ميخوام اين نظر ربطي به مطلب شما نداره ولي فكر كنم بايد گفته بشه.
ارسال شده توسط: عليرضا در ساعت May 17, 2008 12:26 PM
آخ گفتی! این دقیقا احساسیه که من دارم و هیچ وقت از فلسطینی ها خوشم نیومده. یادمه قدیما یه نمایش نامه ای نشون میدادن که چطور اسرائیلی ها اومدن و با خرید زمین از فلسطینی ها یواش یواش صاحب همه چیز شدن. خوب اینکه فلسطینی ها انقدر احمق بودن دیگه تقصیر خودشونه. مثل اینکه ما انتخاب احمدی نژاد رو بندازیم گردن بقیه. والا به خدا!
ارسال شده توسط: گلمریم در ساعت May 17, 2008 07:10 AM
به قول نيما راشدان :
دوستي مي گفت : يک نفر در راديويي - تيتر زده بود که : چهار کودک در فلان جا کشته شدند و يکي نيست بگويد که خانم محترم همان روز که ۴ کودک کشته شدند. به اشتباهي که بابتش عذرخواهي شد و حتما مرتکبان بي مبالات اين امر محاکمه علني خواهند شد، درست در همان روز : نزديک ۲۰ هزار نفر در زلزله اي مردند در چين، نزديک ۳۰۰ هزار نفر به خاطر سبعيت يک حکومت نظامي ديوانه هفته و ماه بعد را نخواهند ديد در برمه. آنوقت شما تيتر حرفه اي و بي طرفانه مي زني که چهار کودک مردند و بعد توضيح مي دهي که الا و بلا؟ به دوستم گفتم نگران نباش. ايشان نظرشان را تيتر زده، ما به نظر وي احترام مي گذاريم. فردا از آن حقيقت است، ديروز را ببين.
ارسال شده توسط: حمید محبیان در ساعت May 16, 2008 10:36 PM
مطلب بسیار زیبایی بود
واقعا حیفم آمد لینک سایت شما را در وبلاگم قرار ندهم
به امبد فردایی روشن
ارسال شده توسط: زرتشت در ساعت May 16, 2008 08:22 PM
سلام من می خواستم که با شما تبادل لینک کنم اگه جوابتون بله هست تو وبلاگم خبرم کنید ممنون میشم اگه همکاری کنید
گروه هفت سرگرمی
....................
میم نون: خیلی لطفغ می کنید ولی من بلاگرولینگم خیلی وقته یخ زده.
ارسال شده توسط: شروين در ساعت May 16, 2008 08:01 PM
شما ایرانی ها در نق زدن در دنیا تک هستید. البته هر قشری از جامعهء شما اخلاق مخصوص به خود را در این زمینه دارد.
اما نکته اینجا است که شما نمی دانید که بزرگ بودن هزینه دارد! آن ملتی بزرگ و خیالی را که شما در تصور دارید، با نشستن در شمال تهران با نظرهای خنک و مامانی نمی توانید بدست آورید. اصلا بزرگ بودن به میزان تحمل کردن دیگران است، ملتی که تحمل وز وز یک مکس را در فضای حیاتی خود ندارد، و مشکلات خود را یا به امور خیالی ربط می دهد و یا از امام زمان خواهان بر طرفی آن می شود، چه انتظاری دارید. گمان من این است که ایرانی امروز تضاد بین اسم و صفت است! از ایرانی چیزی باقی نمانده است، جز انسانهای بی ظرفیت و نزاد پرستی که در دنیای فعلی چیزی برای گفتن ندارند.
mimnoo: hi Farhad! im Iranian, where are you from?
ارسال شده توسط: farhad در ساعت May 16, 2008 07:20 PM
نه آبجي ! يه ليوان آب يخ گرفتي دستت رو مبل راحتي تكيه دادي. اونوقت داري يه خبر در مورد قحطي آب تو آفريقا رو گوش مي كني ! معلومه كه نمي فهمي يعني چي !
ارسال شده توسط: ismaeil vaziri در ساعت May 16, 2008 07:08 AM
یک کلام ختم کلام
دشمن دشمن من دوست من است
بنا بر این آمریکا و اسراییل دوست من هستند. چون دشمن حکومتیهای ایران هستند و این حکومتی ها هم دشمن من هستند
ارسال شده توسط: نورا بلورچی در ساعت May 16, 2008 03:14 AM
اينكه مردم نسبت به فلسيطن نظرمنقي يامثبت دارند موضوعي است كه بايد بحث شود ولي نطرمن اينه كه دولت ايران بايد منافع مردم خودش رادرنظربگيرد اگر دولت دست ازحمايت ازفلسطين بردارد ودولت اسرائيل رابه رسميت بشناسد مسلما ميتواند هم تحريمهاي امريكا رابردارد وهم رابطه با كشورهاي صنعتي را داشته باشد وامتيازات بسياري بگيرد تاحالا حساب كرده ايد كه مردم ما بخاطر فلسطين چه عقب ماندگي هايي رامتحمل شده اند اصلا مهم نيست حق با فلسطين است يا اسرائيل . مهم اين است كه منافع مردم ايران درچيست كه متاسفانه دولت جمهوري اسلامي تنهاچيزي كه درنطرنميگيرد منافع مردم ايران است.
ارسال شده توسط: ali در ساعت May 15, 2008 10:20 PM
من فقط یک چیزی برایم زیاد روشن نیست. انگار تنها کسانی که در این دنیا مهم نیستند مردم خود ایرانند. به نظر شما بهتر نیست مجلس شورای اسلامی را منتقل کنیم به حیفا یا جبل عامل و تکلیف خودمان را یکسره کنیم؟ چطوره برای انتخابات مجلس ایران حوزه انخابیه نوار غزه هم داشته باشیم و مثلا حوزه انتخابیه تهران را منحل کنیم؟
یا چطوره مثلا نیمی از کرسیهای پارلمان را بدهیم به حماس و نیمی هم به حزب الله؟
اصلا چطور است نام ایران را تغییر بدهیم به کرانه خاوری؟ راستی شما میدانی زابل کجاست؟ شما میدانی مریوان کجاست؟ شما میدانی بدره کجاست؟ البته دلیلی هم ندارد بدانی چون توی لبنان یا فلسطین نیستند.
خانم عزیز٬
دولت ایران مسئولین اولش آبادانی ایران است. دقت کن: دولت «ایران» --> کشور «ایران».
یعنی درک این مسئله اینقدر سخت است یا اینکه شما تا این حد مخاطب خود را خر فرض می کنید؟
این چه مثال احمقانه ای است که کشور آمریکا به اسراییل کمک می کند پس ما به فلسطین کمک کنیم؟ اقتصاد ایالت کالیفرنیا به تنهایی پنجمین اقتصاد بزرگ دنیاست. آخه چه چیز ما شبیه امریکاست که این را باید از امریکا یاد بگیریم؟
...............................
میم نون: با بقیه اش کار ندارم ولی چون اطلاعات عمومی من را به چالش کشیدی باید بگم مریوان در کردستان، بدره در ایلام و زابل در سیستان و بلوچستانه!
ارسال شده توسط: خیابان شماره ۱۱ در ساعت May 15, 2008 03:42 PM
(در مورد کامنت اول)
فرض کنید گروهی از افرادی که موسوم به دماوندیست هستند و بر فرض مثال دین مانوی دارند، از بندری در قطب جنوب با کمک یک نیروی نظامی خارجی، تهران را اشغال کنند. سپس نیروی خارجی کنترل تهران را به دست دماوندیستها بسپارد.
در فرض خود این نکته را بگنجانید که دماوندیستها مدعیاند که اجداد مانوی کیش آنها هزارها سال پیش در تهران زندگی میکردهاند و توسط مهرپرستان از این شهر رانده شدهاند.
دماوندیستها شروع به اخراج تهرانیها از تهران به روشهای مختلف میکنند. یکی از روشهای آنها این است که زمینهای تهرانیها را میخرند و دیگری استفاده از زور و غیره. در عین حال از دماوندیستهای سراسر جهان نیز برای حضور در تهران دعوت میکنند و ... (اگر شرح کامل این فرضیات را میخواهید بدانید تاریخ اسراییل را بخوانید)
حالا دماوندیستها ادعا میکنند که نه تنها صاحب زمینهای تهراناند و صاحب مالکیت آن و اکثریت جمعیت آن، بلکه صاحب حق حاکمیت بر آن نیز هستند. سپس دولتی در تهران به نام دماوندستان تشکیل میدهند.
خلاصهی داستان اینکه ساکنان سابق تهران که اکنون آوارهاند شروع به مبارزه با دماوندستان میکنند، اما از آنجا که دماوندستان اعتقاد دارد هر تهرانیای به صورت بالقوه دشمن دماوندستان است، بنابراین از قتلعام و هدف دادن مردم غیر نظامی دریغ نمیکند. البته این داستان خیالی خیلی طولانی است ولی به هر حال مطابق نظر برخی افراد ساکنان سابق تهران در این میان هیچ حقی جز کشتهشدن ندارند. یا باید قبول کنند که تهران در اختیار دماوندیستها باشد و خودشان در اطراف بهشتزهرا زیر محاصرهی دماوندیستها بدون امکان داشتن دولت و زندگی در مناطقی که پیش از این ساکن بودند و ... به هر صورت به هیچ وجه حق مبارزه با دماوندیستها را ندارند...
ارسال شده توسط: شهاب شهسواری علویجه در ساعت May 15, 2008 03:23 PM
قصه همخوابه شدن يك زن با كوير
ارسال شده توسط: يك زن خانه به دوش در ساعت May 15, 2008 12:55 PM
باز هم یکی کاسه ی داغ تر از آش شد.
بابا به چه زبونی باید گفت که مشکل فلسطینی ها به ما مردم ایران ربطی نداره.
جواب های هوی است، جواب موشک پراکنی فلسطینی ها هم حملات اسراییل است.
گلوله ی پرتاب شده قادر به تشخیص سن و سال انسان ها نیست.
اگر دخالت جمهوری اسلامی نبود تا به حال این مشکل اعراب و اسراییل هم حل شده بود.
خوب حالا شما میگی مردم ایران چه کنند؟
وقتی خود اعراب در برابر این گونه مسائل ساکت هستند شما چرا کاسه ی داغ تر از آش می شوی؟
هر روز در گوشه و کنار دنیا صدها نفر بر اثر جنگ کشته می شوند چه طور است که چشمان شما فقط کشته شدگان فلسطینی را می بیند.
وقتی خود فلسطینی ها و لبنانی ها با یکدیگر سر جنگ دارند و مدام مثل سگ و گربه به هم می پرند من ِ ایرانی چرا باید دلسوز آن ها باشم.
اشک من ِ ایرانی به واسطه ی گریه کردن برای حال و روز کودکان سرزمین خودم خشک شده است، دیگر قطره اشکی برای کودکان فلسطینی نمانده.
همین قدر که پول و ثروت ما مردم ایران را بدون اجازه و رضایت ما به فلسطینی ها و لبنانی ها می دهند کافی نیست دیگر باید چه بکنیم؟
هر روز امثال شما جلوی این سفارت و اون سفارت در حال سنگ پراکنی و مرگ بر این و آن گفتن و آتش زدن پرچم اسراییل و آمریکا هستند دیگر چه نیازی به ما دارید؟
ارسال شده توسط: داریوش در ساعت May 15, 2008 11:20 AM
فرض کنید که دولت آذربایجان اعلام کنه استان های آذربایجان شرقی و غربی به ایران تعلق ندارند (با این که سازمان ملل گفته که این استان ها جزو خاک ایرانه) و هر هفته ده تا موشک بزنه به شهر جلفا و بقیه شهرهای مرزی آذربایجان، به جای این که بیاد با ایران مذاکره کنه.
اما ایران چون سیستم ضد موشک داره و می تونه مسیر موشک رو محاسبه کنه نصف این موشک ها رو با هزینه ده برابر ساخت این موشک ها با ضد موشک منهدم کنه. از طرف دیگه کلی خرج کنه که یه سیستم داشته باشه که هر دفعه یه موشک پرتاب شد توی تمام شهر جلفا آژیر قرمز به صدا در بیاد تا تو اون ۱۵ دقیقه مونده به برخورد موشک به یکی از ساختمون های شهر مردم برن تو پناه گاهشون.
با همه این طرفند ها هزینه هنگفت شما بالاخره می تونید تعداد کشته های ایرانی ها رو به حدود ۱۰۰ نفر در سال کاهش بدین.
از طرف دیگر وقتی موشک از طرف آذربایجان پرتاب می شه، ایران با محاسبه مسیر موشک، محل پرتاب موشک رو تشخیص می ده و برای این که جلوی موشک پرانی رو بگیره چند تا هواپیما می فرسته و سکوی پرتاب موشک رو بمب بارون می کنه که در نتیجه هر دفعه هفت هشت تا نظامی آذربایجانی که موشک رو پرتاب کرده بودند و سکوی پرتاب راکتشون منفجر می شه ولی چون اونا از وسط خونه های مردم بدبخت آذربایجان برای پرتاب موشک استفاده می کنند چند غیر نظامی هم توی این حمله هوایی کشته می شوند.
حالا شما کلاه خودتون رو قاضی قرار بدین تو این شرایط آیا به خاطر این که دلتون برای مردم غیر نظامی آذربایجان که در اثر حمله هوایی ایران کشته شدند، به ایران می گین که حمله رو متوقف کنه تا اونا راحت تر ایرانی ها رو بکشند یا برای کشوری فقیری که میلیون ها دلار به ارتش آذربایجان کمک نظامی می کنه تا موشک بیشتری سر مردم ایران بریزه هورا می کشید؟
لطفا وقتی می گید چهار هزار و هفتصد فلسطینی کشته شده اند بگید طبق یه خبرگزاری بی طرف چند تا شون شبه نظامی حماس بودند. و وقتی می گید پانصد اسراییلی کشته شدند بگید چند تا شون مردم عادی بودند. همین دو ماه پیش نبود که یک فلسطینی ۹ دانش جویی هفده هجده ساله اسراییلی رو سر کلاس درس به رگبار بست؟
شما فقط آمار کشته ها رو می شمارین. آیا خساراتی که حماس می زنه همش همینه. می دونین آمار بیماری های روانی بین کشاورزان اسراییلی که در روستا های نزدیک نوار غزه زندگی می کنند، به خاطر استرس آژیر قرمز راکت های حماس چقدر بالاست. شما چه حالی داشتید اگر هر روز که بچه تون می رفت مدرسه تا وقتی بر گرده صدای انفجار سه چهار تا موشک رو می شنیدید و بعد از ظهر که بچه تون قراره برگرده خونه هم چند دقیقه ای دیر کرده. چه حالی می شدید؟ فکر تون هزار جا نمی رفت؟
اگر دقیق تر نگاه کنیم می بینیم داریم تو دعوایی که هر روز یه طرفه اخبار صدا سیمای جمهوری اسلامی دربارش مظلوم نمایی می کنه، کلی پول بی حساب خرج می کنیم.
..................................
میم نون: اگر لینک را ببینید متوجه خواهید شد که منبع این آمار بی بی سی است که لزومی ندارد از فلسطین دفاع کند و تعداد کشتهشده های نظامی و غیرنظامی را هم به تفکیک کار کرده است.
ارسال شده توسط: پارسا مهرداد در ساعت May 15, 2008 02:17 AM
دو بعد دیگر هم دارد قضیه:
1) آیا این کمک ها مشکلات فلسطینی ها را به نحوی حل می کند یا فقط تشویقشان می کند در مناسبات لجبازانه ی ایران و آمریکا میانه داری کند و سپر بلای جمهوری اسلامی باشد؟
2) آیا کار به همین مشکلات اقتصادی ختم می شود یا ملت حس می کنند اصولا حکومت منافع خودش، حال سیاسی یا اقتصادی، و وابستگانش را به منافع ایشان ترجیح می دهد؟
به نظر من اثر این دو مورد کمی متناقض در رویکرد ایرانیان به مساله ی فلسطین ، بسیار مهم تر از چندر غازی است که جمهوری اسلامی به این بیچاره ها کمک می کند. اگر هم داد مردم سر این موارد در می آید، دلیلش این است که این مورد علنا بهشان اجازه ی اظهار نظر و تفسیر می دهد، حال آن که باقی کمک ها در خفا دست به دست می شوند و کسی خبر نمی شود.
ارسال شده توسط: محمود در ساعت May 14, 2008 08:28 PM
باید به دلایلی که گفتی این را هم اضافه کنی:
عرب ستیزی لجوجانه ایرانی جماعت که البته مد زمانه هم می باشد و یه جورایی ریشه دارد در نژاد پرستی خفته ای که در بین همه ما وجود دارد!
ارسال شده توسط: پنگوئن در ساعت May 14, 2008 08:27 PM
سلام علیکم خواهرم
با نام خدا و خلق قهرمان ایران در ایران البته چون دولت ما خودش حمایت از مردم فلسطین را در سطح کلان به عهده گرفته ملت هم متقابلا طرفدار اسراییل هستند.
هروقت به امید حق دولت یا حکومتمان با اسراییل روابط حسنه برقرار کرد مردم مومن ایران هم دست به تظاهرات خود جوش علیه رژیم صهیونیستی خواهند زد به امید حق شما هم گیر می دهی ها... خودت باید بدانی چرا ملت ایران علاقه ای به خبر های فلسطین ندارند. صداو سیما 24 ساعته دارد خودش را برای فلسطین جر می دهد؛ تبلیغ از این منفی تر؟ شما چرا خواهر شما که جامعه شناس بودی
...................................
میم نون: اون بند آخر را بخون این نگاه جامعه شناسانه مورد نظر جنابعالی هم توش هست!
ارسال شده توسط: رفیقت از قلب اروپا (عق) در ساعت May 14, 2008 08:12 PM
فکر می کنم اینکه مردم ایران نسبت به اخبار عراق فلسطین و لبنان واکسینه شده اند به قول خود شما بیشتر برای اینه که همقطار دولت و حکومت تلقی نشوند. وگرنه ایرانی ها هم احساس دارند .اساس هم وقتی جامعه بسته باشد مردم منظرند تا به آنها بگویند که مثلا این هفته بعد از نماز جمعه راهپیمایی حالا راهپیمایی بس است کمک مالی و...
ارسال شده توسط: محسن در ساعت May 14, 2008 06:32 PM