« رادیویی برای آهنگ های درخواستی | صفحه اصلی | اصل قضیه این كه می‌خواهم تو باشی »

بیا در جشن هسته‌ای ما برقص!

May 4, 2008 10:24 PM


در نمایشگاه‌ کتاب پیدا نمی‌شود، در میان تعداد پرشمار نشریات آویزان از دکه‌های مطبوعاتی هم.

 از زیر دست کارشناسان اداره کتاب در نمی‌رود، از زیر نگاه مراقبان چندگانه صفحات روزنامه‌ها هم.

توی جیب جا می‌گیرد، توی چشم‌های آدمی که روبروی تو می‌نشیند و لابلای کلمات کسی که از کنارت می‌گذرد.

گاهی از گوشه‌ای درز می‌کند، نشانه‌هایش که پیدا شود آن نقطه را گل می‌گیرند. به دور و برت نگاه کن، هر جا را گل گرفته‌اند ردی از آن دیده شده، گزارش شده و پاکسازی شده است و خلاص!

روزنامه‌ها، کتابفروشی‌ها، کافه‌ها، صفحه‌های مجازی، خانه‌های اینترنتی،  گاهی حتی خیابان‌ها و گورستان‌هایی را می‌بینی که گل گرفته‌اند. شک نکن! حتما ردی از کالای ممنوعه "آگاهی" در آن‌جاها هم پیدا شده است.

آگاهی؛ دانستن، سال‌هاست در ایران کالای ممنوعه است از عهد شاه وزوزک. اما به رسم زندگی دوگانه ایرانی اگر به قول بروبکس طلبه باشی پیدایش خواهی کرد. گرچه با دو هزار نفر کتاب‌خوان، بهار نمی‌شود، با بیست سی هزار نسخه تیراژ روزنامه‌های زرد و خاکستری هم.

اگر پرده‌های سینما تار عنکبوت گرفته‌اند نگران نباش دستفروش‌های خیابان جمهوری و راسته ولی‌عصر و کریم‌خان و آریاشهر و  یک جاهایی در قیطریه آماده اکران همه فیلم‌های روز سینمای جهان هستند. به احمد رضا یا افشار بسپر دل و روده سینمای جهان را می‌ریزند روی میز.

اگر طالب حرفی یا نکته‌ای در کتاب‌های قدیمی باشی، در قفسه‌های یخ‌زده کتابفروشی‌ها نگرد، همیشه صورتی در زیر دارد آن‌چه در بالاستی!

می‌گویم قدیمی، منظورم کتاب‌های عهد آریامهر نیست، الان کتاب‌های پیشا- احمدی‌نژادی هم جزء کتب ضاله هستند.

آقایان خودشان چند صفحه از تاریخ را ساخته‌اند و می‌دانند ورق خوردن صفحات تاریخ و تغییر رنگ و روی زمانه میسر نمی‌شود جز با انتشار کالای ممنوعه" آگاهی".  و عقل می‌کنند همه در و پنجره‌ها را گل می‌گیرند.

کاربر گرامی! خودت را گل می‌گیریم! جد و آبادت را گل می‌گیریم! غلط می‌کنی به جهانی سر بزنی که حرف و حدیث‌هایش وسوسه‌‌ات کند که انگار بیرون از این جزیره هم جهانی هست به رنگی دیگر! روشن تر از آسمان این مرز پر گهر!
بنشین همین‌جا نان و گوجه فرنگی‌ات را بخور اگر هم وسع‌ات نرسید بی‌خیال! به مشت محکمی فکر کن که کوبیده‌ایم به دهان استکبار، گو این‌که در این هاگیر و واگیر تحریم‌ها، این مشت کمانه کرده توی دماغ خودمان!

اگر هزار هزار سفر استانی برای شنیدن زخم ها و دردهای آدم های گمشده در برهوت کم است، بی خیال! مهم انقلابی است که توی لوله نفت داریم به کشورهای بند انگشتی جهان صادر می‌کنیم. همین امروز و فرداست که امام غایب ظهور کند و قال قضایا را بکند و ما در رکابش آمریکا را فتح کنیم و چه حالی می‌دهد سر کشیدن پپسی تگری در عصر ظهور، بعد از یک بکش بکش هالیوودی!

کاربر گرامی! تا آن روز  بی‌خیال کاغذ و قلم، بی‌خیال کیبورد و دبلیو دبلیو، بی خیال جریان آزاد اطلاعات شو. نوشتن حرفهایی که ما قبول نداریم، وقاحت‌نگاری است، چه اصراری است دل بستن به این جماعت کتاب‌نخوان! این حرفها گفتن ندارد، تشویش اذهان عمومی است، تحریک علیه نظام است که دارد برای خودش "نظامی" می‌شود.
به حبس‌های تعلیقی فکر نکن، به انتخاب بد و بدتر فکر نکن، بدها نسخه رنگی ما "بدتر"ها هستند. به کلمات جا مانده در قلاب‌ها و سه نقطه‌ها فکر نکن، به خیابان‌های مجازی بن بست فکر نکن، اصلا فکر نکن! بیا در جشن هسته‌ای ما حرکات موزون کن، خدا قبول کند انشاالله!

 


masoome naseri | 10:24 PM

 

نظرخواهی

خیلی خیلی قشنگ بود
واقعا زیبا بود

ارسال شده توسط: محمد رضا در ساعت May 5, 2008 08:07 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?