« آگهی غیر بازرگانی: لطفا ماهی قرمز نخرید! | صفحه اصلی | این هال منه بی تو! »
یا باید بازی کنیم یا بزنیم زیر میز
March 14, 2008 02:04 PM
اگر تهران بودم در انتخابات شرکت میکردم و البته از انتخابات بیشتر مینوشتم اما واقعا فرصت نکردهام بنویسم.
به نظر من تا زمانی که میدان تازهای پیش روی ما نباشد باید در میدان انتخابات و در همین زمین بازی کرد.بازی هم قواعد خودش را دارد. بعضیها البته تمیز بازی میکنند و بعضیهای دیگر کثیف.
من شطرنج بلد نیستم و تنها بازی غیر کامپیوتری که بلدم منچ است اما واقعا از حرکات هوشمندانه بعضی از بازیگران عرصه سیاست حظ میکنم.
روزی که سردار افشار، فرمانده سابق بسیج را به ریاست ستاد انتخابات کشور انتخاب کردند از این حرکت تاکتیکی حال کردم. ناگفته پیداست که آقای سردار، سالها فرمانده نیروی شبه نظامی بسیج بوده که در تمام دهها و شهرهای کوچک و بزرگ و ادارهها و دانشگاهها پایگاه دارد.
راستیها سیاستمدارهای عملگرایی هستند. عینهو بلدوزر، صاف و مستقیم به سراغ مقصودشان میروند و چون خودشان را با دلایل اعتقادی توجیه میکنند، چنین اجتهاد میکنند که اگر خدا بخواهد هدف وسیله را توجیه میکند و برای رسیدن به هدف، (مثلا جلوگیری از افتادن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمانی که آنها تشخیص میدهند) هر که و هر چه سر راه بود، میتواند له و لورده میشود.
اسمش را بگذارید بازی کثیف و متقلبانه ولی آنها چنانکه بازی سیاست میطلبد، بازی میکنند که ببرند، بازی نمیکنند که اگر باختند بروند به کمیته انضباطی شکایت کنند.
برای آنها فوتبال 90 دقیقه است، اگر تا آخر تاریخ هم بگویی مارادونا با دست توپ را وارد دروازه کرد مهم نیست، آن شب، آرژانتینیها برنده بودند.
آنکه عزم کرده پا بگذارد روی لگوهایی که شما به اسم قانون سر هم کردهاید، بازی نمیکند که بازی کرده باشد، بازی میکند که ببرد.
جناح اصلاحطلب در انتخابات مجلس بی هیچ تدارکاتی و بی هیچ کار تشکیلاتی درست و حسابی وارد گود انتخابات شد، آمده بود که رد صلاحیت شود که شد و بعد هم جیغ و داد راه انداخت و حالا هم با کمترین نفرات ممکن وارد میدان شده و اگر بیست تا صندلی مجلس را به دست بیاورد باید کلاهش را بیندازد هوا.
البته دولت آقای احمدینژاد لطفش را تمام کرد و مشارکتیها اینبار برای تبلیغ خودشان حتی یک نشریه داخلی هم نداشتند چه برسد به روزنامه.
این البته در بازی سیاست کار کثیفی بود اما راستیها زیاد نگران قضاوت مردم و تاریخ نیستند.
من منفی نیستم ولی یک سال دیگر که انتخابات ریاستجمهوری رسید باز هم آش همین آش است و کاسه همان.
قول میدهم جناح اصلاحطلب آن موقع هم ته مانده حیثیتش را یعنی آقای خاتمی را روانه میدان مبارزه میکند و مینشیند کنار تا او یکتنه گل بزند.
نظرخواهی
ارسال شده توسط: پنگوئن در ساعت March 16, 2008 05:43 PM
ببین عزیز جان
تحلیلت به جای خود خوبه.
اما با اینکه میگی ناچاریم باید شرکت کنیم موافق نیستم.
درسته با شرکت نکردنمون و تحریم هم هیچ اتفاقی نمیفته.اما تاثیری که تو جامعه میزاره رو دست کم نگیر.
من به دوستم میگم شرکت نکردم.دوستم به من.همینطور همه به هم .
و فکر کنم تاثیر خوبی داشته باشه.
مثل امروز شنبه که من تقریبا با هر کسی برخورد داشتم در انتخابات روز قبل شرکت نکرده بود. و این منو امید وار به آینده میکنه.
بیا تو بلاگ ما یه چیزایی نوشتیم که فکر کنم به دردت بخوره.
مرسی.
www.irhc.blogsky.com
ارسال شده توسط: pouria در ساعت March 15, 2008 10:49 PM
کیف کردم دختر از این تحلیل قشنگت
ارسال شده توسط: مهناز میناوند در ساعت March 15, 2008 05:11 AM
خوبه هنوز امیدواری. تو کرج هیچ اصلاح طلبی صلاحیتش تایید نشد. همسرم سی با تا 8 شب سرکار بود بعدش با خستگی تا تهران رفت که به اصلاح طلبای اونجا رای بده...
ارسال شده توسط: زیتون در ساعت March 14, 2008 09:45 PM
etefaghan man ham dar morede entekhabaate ba'di hamin fekro mikonam!
ارسال شده توسط: roozmare negar در ساعت March 14, 2008 05:23 PM