« تماشای سنتوری بدون وجدان درد! | صفحه اصلی | آگهی غیر بازرگانی: لطفا ماهی قرمز نخرید! »

این فیلم زهرماری

February 20, 2008 08:26 PM


اوقاتم مدت‌ها تلخ بود حالا زهرماری شده است. سنتوری با آن کنایه‌های پر از زهرش مجبورم کرد لحظه لحظه‌های زوال امیدها و آرزوهایم را که در یک دوره چند ساله اتفاق افتاد، در یک ساعت و چهل و چهار دقیقه تماشا کنم.

ساختمان ویرانه‌ای که تک و توک چراغ‌هایش روشن است، آدم‌هایی که درگیر خودشان‌اند، آدم‌هایی که از یک جسد هم نمی‌گذرند، آدم‌ایی که وقت خراب کردن غیورند و وقت ساختن گم و گور، تنهایی در جنگل آدم‌ها، خانه‌ای که می‌کوبند و خرابش می‌کنند تا یک روز بسازند و نمی‌دانم این روز لعنتی کی در زمان حکومت کی قرار است برسد؟

در این مورد خیلی می‌شود نوشت ولی ترجیح دادم یک فیلم کمدی ببینم و تلخی سنتوری را فراموش کنم.

رفیق من سنگ صبور غم‌هام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام
هیشکی نمی‌فهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم
مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گفته از خیلیا
نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم، پیر تو ای جوونی

 آهنگهایش را از اینجا بشنوید اگر خواستید.


masoome naseri | 08:26 PM

 

نظرخواهی

سلام من سحر هستم هموني كه تو خوابگاه مرتب مزاحمت ميشد براي اينكه شعرهاي خامش را بخواني و نظر بدهي . من هميشه دورادور ارادت داشتم و از شنيدن و خواندن شعرهات لذت ميبردم الان ديدم يه ترانه براي يك خواننده زن سرودي كه مناسبتش 8 مارسه خيلي خوشم اومد . ياد دوران دانشگاه و خوابگاه به خير دلم ميخواد ببينمت و همون روزها رو با هم تكرار كنيم . اگه ممكنه شعرهات هم بذار تو وبلاگت . ارادتمند تو هم دانشكده اي سابق
...........................
میم نون:کلا مرسی وارادت متقابل و همین طور ممنون از یاد ایام و اینها

ارسال شده توسط: سحر شقاقي در ساعت March 9, 2008 12:24 PM

حر?هاش آشنا بود ولي ما ديگه غريبه شده بوديم!!

ارسال شده توسط: هومن در ساعت March 6, 2008 03:57 PM

بعد از مدت ها سلام!اوووه!اگه بدونی امروز چه خبر بود تو سل? دانشکده سر همین سنتوری!بچه ها هی پرداخت کنید پرداخت کنید راه انداخته بودن!از اون طر?م یکی از اساتید از یکی از دانشجوها خواست شماره حسابو براش اس.ام.اس کنه!می گن بستتنش ولی...
دنیا داره داغون می شه معصومه جونم....داره ما رو هم با خودش داغون می کنه...سنتوری ?قط یه گوشه ش بود....

............................
میم نون: بعد از مدت ها درود!

ارسال شده توسط: تارا ذکائی در ساعت March 2, 2008 05:04 PM

زنان شوهر مرده و خودخواهی از جنس ایرانی

سلامی و عرض ادبی

ارسال شده توسط: وحید عدالتی در ساعت March 1, 2008 04:55 PM

باشه. جواب نده
.............................
میم نون: خزر جان من خیلی پاسخگو باشم نسبت به اعمال و ر?تار خودم پاسخگو هستم.
این همسایه من می گه: بگو احوال همسایه رو از خود همسایه بپرسین
این هم ای میلش
f_noosha@yahoo.com

من خودم هم چند وقته در ?کرم که کمی شاد و شنگول بشم تا ببینیم خدا چی می خواد.
:)

ارسال شده توسط: خزر در ساعت February 28, 2008 05:18 PM

اين ?يلم زهرماري رو من نديدم اما ?يلمهايي كه زهر رو همچون مار به تن آدم ?رو ميكنن هر روز ميبينم . يه نگاه به زنها و زندگيهاي عجين در اين جنسيت كو?تي بنداز ،يه نگاه به معتادها ، يه نگاه به حوونهايي كه بيكارند ، يه نگاه به دخترهايي كه سرگردون بخت وبد بختي ، يه نگاه به بچه هايي كه نمي خوان بدنيا بيان ولي ميان ، يه نگاه ....اووووووووه. اين ارواح انساني ما در اين حوادث غير انساني چكار كنه ؟هيچي !وايسه به تماشا . تماشا درايران كمترين جرمي نداره . وايميستي، يه ن?ر از جره ثقيل آويزونه ، يه ن?ر پنهاني تاگردن توخاكه وزجه ميكشه،يكي با 12 سال سن بهت بازبان بي زباني پيشنهاد تن ?روشي ميده، نه از سر رضايت كه ازسر بدبختي، اون يكي رو تماشا كن تو اداره ميخواد شكمت رو بدره،ميگه گه خوردي براي ج ن د ه كردن زنا امضا جمع ميكني ،بيا اينورتر ببين چطور پسره با دندون سياه بعد از چنگ زدن به باسنت،با نگاه ?اتحانه برميگرده نگات ميكنه و موتورش با صداي گوشخراش جرت ميده ، بيا بيا بيا بيا بياتا سم?وني ناهماهنگ از گور بلند شده هاي مذهب رو كه آروق سر مستي بعد از ناهارشون رو ميزنند بهت نشون بدم بيا تا مغز هاي متحجر و گشنه وتشنه و ?قر زده اي رو بهت نشون بدم كه به خيال اومدن آقا ، بعد از زدن يه دست چلوكباب ميتونن هر جوون تي شرت پوشيده يا چكمه ساق بلند يا اون بچه قرتي رو كه دادميزنه حكومت اسلامي ، نميخوايم نمي خوايم رو چنان بزنه كه مغزش از دماغش بيرون بياد ، بيا بيا بيا با هم بجاي عزاداري حسين روي س?ره نيرنگي ، قصه وغصه دل خودمونو بگيم كه گريه دار تره ...

ارسال شده توسط: minoo در ساعت February 27, 2008 11:14 AM

بميرم براي احساست لطي?تان

ارسال شده توسط: رهگذر در ساعت February 26, 2008 05:55 PM

سلام
خانم ناصری این همسایه ات چه شد؟ البته مدتها بود تعطیل بود ولی ر?تن یکباره ی او ناراحتم کرد. جدی میگم. ات?اقی ا?تاده؟ یا من خیلی پرتم؟
راستی تو رو خدا دیگه این همه از زوال امید و آرزوها نگین

ارسال شده توسط: خزر در ساعت February 24, 2008 01:31 PM


بابک دادبخش ، زنداني اعتصابي در آستانه مرگ
امروز اين خبر را حامل هستم براي نجات جانش بنويسيد

کلمات قابل ?هم آنچه در ?ايل صوتي ايراد ميشود در ذيل درج ميگردد : ( من باب .. بابک دادبخش هستم بعد از چهل و چند روز اعتصاب از تمام.. کسايي که در اين مدت برخلا? -- رذالت داره-از من حمايت کردند متشکرم و سپاس گذارم ، تمام ?عالهاي سياسي و حقوق بشري ، دوستان ، مبارزان و ?عالان اميدوارم که باز روز ... اين جنايتکارها ..... از دستشان خارج بشويم ... نابود بشوند ..... اگر کسي --------- از اينجا ميگم با اين وضعيت زنده باد آزادي ، زنده باد دموکراسي ، مرگ بر ديکتاتوري )

اخرين جملات يک ?رد زنده که با بي توجهي به کام مرگ ?رستاده ميشود

ارسال شده توسط: قاصدک در ساعت February 24, 2008 07:03 AM

با سلام
تو اين زمونه هرچيزي رو ادم ن?هميد كسي پرسيد ميتونه بگه ?هميدم ?وقش يه سوال ديگه رو ميشه جواب داد مثلا اگه ال?و ن?هميد كسي بهش گ?تن ال? چيه ب رابا يه تريپ روشن?كري شرح كامل بده كي به كيه ها? كي به كيه يارو احتمالن اگه هم ?هميد سوال ديگه اي را بهش جواب دادن تو دلش ميگه اين همونه من حاليم نيس.
تو اين زمونه دل نميمونه.......
ادم گنده هميشه گنده اس كوتوله هم كوتوله .اره ابجي .

ارسال شده توسط: farzad در ساعت February 24, 2008 06:57 AM

تلاشهای نا?رجام برای مقابله با زمین خواری و احساس تجاوز به من. به کلبه درویشی من هم سری بزنید.

ارسال شده توسط: وحید عدالتی در ساعت February 23, 2008 05:53 AM

سلام...


?یلم hair spray رو ببینید اگه ?انتزی ها باتون جالبه. جان تراولتا تو این ?یلم نقش یک زن رو بازی میکنه....

اگر نخواستید هنوز چند تا گزینه ی دیگه هست. اگر خواستید ب?رمایید تا دقیق معر?ی کنم.

ارسال شده توسط: علی علی اکبری در ساعت February 22, 2008 03:02 AM

salam khanome naseri
man chand bar be shoma mail zadeam vali shoma javabe mano nadadin
faghat mikhastam begam baraye kasi ke shoma ro doost dare in kheili naomidkonandast ke shoma javabesho nadid
bedrood
...........................
میم نون: من الان ای میل زدم که بگم من ای میلی از شما نگر?تم به جان خودم.

ارسال شده توسط: amir در ساعت February 21, 2008 08:37 PM

خانم ناصری، ممکن است محبت کنید ادرس وب سایتی که از ان سنتوری را دانلود کردید را بنویسید. من متاس?انه نتوانستم وب سایتی پیدا کنم که بشود سنتوری را تما شا کرد. پولش را هم به روی چشم ر?یتیم ایران به حسابشان خواهیم پرداخت. پس نگران حلال حرامش هم نباشید. می دانم شما بچه مسلمان و بسیجی هستید. ای ول خانم ناصری
................................
میم نون: نمی توانم لینک دانلود را اینجا بگذارم چون معتقدم جوینده یابنده است! بچه مسلمان هستم اما بچه بسیجی نیستم متاس?انه گرچه لینک ندادن ربطی به بسیجی بودن و مسلمان بودن ندارد خدا وکیلی!

ارسال شده توسط: hana dolatshahi در ساعت February 21, 2008 05:34 PM

bayad jaleb bashe kheili tarifeshoo shenidam...dar DUBAI gharar bood ekran beshe....be elat haee nagzashtan fekr mikoonam neshoon dadane masrafe mavad mokhadar bashe.....moafagh bashin

ارسال شده توسط: mesle hich kas در ساعت February 21, 2008 04:30 PM

معصومه‌جان کپی رایت را انگار برای ما ایرانی‌ها درست نکرده‌اند وگرنه عذاب وجدان حاصل از رعایت نکردن‌اش تا به حال باید همه‌مان را دیوانه می‌کرد. خود مهرجویی هم از داستان سلینجر به طور ازاد برداشت کرد!

ارسال شده توسط: navid در ساعت February 21, 2008 01:06 PM

سلام .

سنتوری رو ندیده ام ، ولی متنتون درباره زنده یاد آقای بورقانی بسیار زیبا بود و تلخ . خیلی دوستش داشتم .

پیروز باشید .

ارسال شده توسط: ا?را در ساعت February 21, 2008 07:32 AM

تلاشهای نا?رجام برای مقابله با زمین خواری و احساس تجاوز به من
......................
میم نون: جانم؟!

ارسال شده توسط: وحید عدالتی در ساعت February 21, 2008 06:42 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?