« خواب‌های انتخاباتی | صفحه اصلی | تماشای سنتوری بدون وجدان درد! »

دیوهایی که فرشته نمی‌شوند

February 11, 2008 03:25 PM

حالم خوب نیست. به هم ریخته‌ام. فیلم پارتی را دیده‌ام و حسابی گریه کردم. دیده بودیش؟ من نه. اگر هم دیدی حتما یک‌بار دیگر ببینش. معناش مطمئنم این بار فرق می‌کند.

این بازی سیاست در ایران و این " این کلاه آن کلاه کردن"‌های ما به نظرم دیگر بی‌فایده است. ادا در می‌آوریم. به خودمان دروغ می‌گوییم چون جرات راست گفتن نداریم. مثل آدم هایی که بچه شان مرده و نمی‌خواهند باور کنند.


هی امید واهی می بندیم که هی از دست بدهیم و دوباره امید ببندیم. فقط از سر ترس که واقعیت را نپذیریم، که جلوی ما ایستاده، سیاه، کج، عبوس، با صورتی پر از آبله و چرک، به ما دهن کجی می‌کند و دندان‌های زشتش را نشان می‌دهد و ما به رویش لبخند می‌زنیم و می‌گوییم که فردا قیافه نحسش، از دیو تبدیل می شود به فرشته.

خیلی احمقانه است این پافشاری ما در انکار واقعیت. اینها که می‌نویسم از سرخوردگی نیست. از گریه‌های یک ساعت پیش هم نیست. می نویسم که بدانی چه فکر می‌کنم.

می نویسم که فکر کنی. چون پستت را که خواندم حس کردم داری از خودت سئوال می کنی. جواب من همین است که خواندی. که نوشتم.

.......................................................

پ.ن. این پیغام تلخ را یک دوست فرستاده است. در سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب شاید به مذاق کسانی که امیدوارند خوش نیاید ولی هست.

masoome naseri | 03:25 PM

 

نظرخواهی

شعر می گه دیو چو بیرون رود ?رشته درآید!!!
ما دیومون تازه جا خوش کرده،ما هم که عین خیالمون نیس انگار حتما باید یکی دیگه بلند شه تا من و توام بلند شیم... راستی انقلاب بیست و خورده ای سال از کجا شروع شد؟

ارسال شده توسط: مهربانو در ساعت February 15, 2008 10:52 AM

سلام.لوگوی زيبا و نوشته های روشن و صميمی تان چيزی نيست که راحت بشه ازش گذشت...تحسينتان ميکنم و لينکتونو می گذارم.همچنان مانا مانيد...

ارسال شده توسط: farzad moshiri در ساعت February 14, 2008 08:52 AM

میدونی معصومه جان حالت ما مثل چی شده ؟ یه عده ادم که ا?تادن توی یک مرداب گا الود و دارن دست و پا میزنن در عین حال میدونن هر چی دست و پا بزنن ند تره و هیچ تو?یری به حال هیچ کس نمیشه که هیچ خیلی هم اوضاع قاراشمیش تر میشه ?قط میتونم بگم
خودکرده را تدبیر نیست خودمون کردیم حالام باید...
راستی من خیلی وقت پیش وبلاگ داشتم خیلی هم میخوندم مطالبت رو اما بعد از اینکه وبلاگم بسته شد دیگه نتونستم بیام حالا مجددا یکی دیگه باز کردم منم میتونی لینک کنی منکه لینکت کرم چون قدیمی هستی

ارسال شده توسط: مینا در ساعت February 11, 2008 10:32 PM

سلام . حلقه ی باران با پرونده ومطالبی درباره ی انقلاب و همچنین جشنواره ی ?یلم ?جر چشم انتظار شماست .

ارسال شده توسط: مجتبی آقابابایی در ساعت February 11, 2008 07:41 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?