« فقدان | صفحه اصلی | دیوهایی که فرشته نمی‌شوند »

خواب‌های انتخاباتی

February 8, 2008 09:44 PM


دی‌شب خواب مهندس بازرگان را می‌دیدم. راستش قبل از خواب کتاب سیاسی هم نخوانده بودم. هیچ وقت به احتمال مصاحبه با ایشان هم فکر نکرده بودم ولی نمی‌دانم چطور مسیر خوابم به سمت ملی مذهبی‌ها افتاد.
من تکیه داده بودم به در اتاق و مهندس بازرگان گوشه سالن، سر نماز نشسته بود. انگار در فاصله دو نمازشان بود.  یکی از آن مدل‌ سوال‌های پر از غر و گوشه کنایه را شروع کردم، پرسیدم آقای بازرگان! اصلا الان چیزی به اسم نیروی فعال سیاسی ملی مذهبی داریم؟ چرا نیروهای ملی مذهبی نیروهایشان را اگر واقعا نیرویی دارند، درست و حسابی وارد سیاست نمی‌کنند؟  این چه شیوه فعالیت سیاسی است که در پیش گرفته‌اید؟

گفت شما ببینید امکان این کار را برای نیروهای ما باقی گذاشته‌اند؟ یعنی ما فرصت و امکان کار سیاسی داریم و کار نمی‌کنیم؟
گفتم در فضای آرام و گل و بلبل که من هم می‌توانم کار سیاسی بکنم. شما فعال سیاسی هستید مثلا! باید در چنین فضایی تصمیم درست بگیرید.

گفت کار سیاسی مراتب دارد. الان با حکومت نمی‌شود حرف زد با مردم هم.
آقای بازرگان در خواب من، کلی حرف دیگر زد که به نظرم رسید از نیروهای ملی مذهبی ناامید شده است یا آنها را توانمند نمی‌داند. چیزهایی هم درباره صهیونیسم گفت که محتوای آن یادم نیست و فکر کنم ربطی به حرفهای ما نداشت.
متاسفانه توی خواب یک نفر حرف بی‌ربطی زد و من هم تصمیم گرفتم بروم بنشینم روبروی آقای بازرگان اما دستم خورد به لیوان چای که دیشب خورده بودم و کنار تخت بود و از سر و صدای افتادنش بیدار شدم. حیف شد وگرنه در آستانه انتخابات یک گفتگوی مفصل و جنجالی با روح آقای بازرگان انجام می‌دادم!

 این خواب برایم جالب است و نمی‌دانم از کجا سراغم آمده بود. چون من اصولا نه در بیداری حافظه خوبی دارم و نه در خواب. این‌که مدت‌هاست دارم به این فکر می‌کنم که در این فضای سیاسی غیر از حضور بی حاصل در نمایش انتخابات دموکراتیک، فعالان سیاسی چه کار دیگری می‌توانند بکنند می‌تواند دلیل خوبی برای این خواب باشد؟

واقعیت این است که آنچه با عنوان انتخابات در این  سال‌ها در ایران برگزار می‌شود با وجود شورای نگهبانی که فراموش کرده نگهبان قانون اساسی است و نه نگهبان قدرت فلان طیف سیاسی، کم کم دارد به نمایش مسخره‌ای تبدیل می‌شود.

حتی این روزها حرف زدن از حق نیروهای سیاسی مخالف مسخره است چون نیروهای درون آن نظام، یعنی اصلاح‌طلب‌هایی که بارها نشان داده‌اند به مبانی جمهوریت و اسلامیت و حتی ولایت فقیه معتقدند دیگر با محاسبات شورای نگهبان حق ورود به ساختار قدرت را ندارند.
من البته نگران آینده خانم‌ها و آقایان اصلاح‌طلب نیستم نگرانم که این عدم انعطاف در دیدگاه‌های حاکمان جمهوری اسلامی باعث دگرگونی بنیادین خونینی شود که کسی قدرت مهار آن را نداشته باشد و مردم عادی  بیشتر از همه در این ماجرا آسیب خواهند دید.

آنها فکر می‌کنند کنار گود ایستاده‌اند و کار سیاست را به اهلش سپرده‌اند اما واقعیت این است که به واسطه سیاست‌های غلط سیاستمداران حاکم، در طول این سال‌ها همیشه وسط گود، مشغول مشت و لگد خوردن و مبارزه بوده‌اند.


masoome naseri | 09:44 PM

 

نظرخواهی

امروز خیلی ات?اقی ای لا مروتو گوش دادم.یادم ا?تاد که از اینجا یعنی از آزادی شما... دنلودش کردم.بعد ?کر می کردم که چقدر خانوم ناصری سر کی? و سر خوش بود سالهای قبل تر. معصومه خانوم دیگه از نوشته هات زندگی و شور نمیچکه!! اون شادابی سالهای قبلو نداره اینجا! شاید عوارض دوری از وطنه! شایدم خلقیات میانسالی بر شما غالب شده ! بهر حال من خیلی منتظر همون معصومه قدیمم!

ارسال شده توسط: حسین در ساعت February 13, 2008 08:27 PM

داستان غریبیست . بیا برویم از عروسک های ولنتاین بنویسم, حداقل دل دو ن?ر خوش باشد..

ارسال شده توسط: محسن در ساعت February 13, 2008 09:36 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?