« عیسی مسیح در ردلایت | صفحه اصلی | ترکاندن هست و حالش نیست! »
من، گوگوش، چلچراغ و اینا
December 26, 2007 09:07 PM
دلخور بودم شدید از این که در مراسم شب چله چلچراغ نبودم. وقتی مینویسم "شدید" منظورم دقیقا "شدید" است. ولی به فاصله دو شب توانستم جای دیگری بروم که جبران آن دمغی بشود. دیشب رفته بودم کنسرت گوگوش.
آنهایی که میشناسندم میدانند بد فرم از گوگوش خوشم میآید قبلا هم همینجا به این مساله اعتراف کرده بودم که هلاک ادا و اطوارهای او وقت خواندن ترانه "من آمدهام" هستم. کنسرت خانم گوگوش یکی از بهترین اتفاقهای زندگی من است. فکر میکنم علیرغم مغرور بودنم به کلماتی که بلدم به کار ببرم نمی توانم کلمات مناسبی پیدا کنم که نشان بدهد چقدر از نشستن در کنسرت گوگوش خوشحال بودم.
حالا فقط یک آرزوی دیگر دیگر دارم آن هم مصاحبه با خانم فائقه آتشین است که اگر بشود چه شود!
.................
پ.ن. از برند شدن چلچراغ حظ میکنم . این همه لینک یعنی ترکوندن!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: Noonoosh در ساعت January 14, 2008 05:53 AM
:)) من تا حالا هيچ كدوم رو نرفتم اما به نظرم يه كنسرت اينجوري بيشتر حال ميده تا جشن چلچراغ ;) خوش باشيد...
ارسال شده توسط: Mehdi در ساعت January 8, 2008 08:23 AM
ما كه هيچ كدوم.شو نرفتيم
ارسال شده توسط: HolYHades در ساعت December 31, 2007 02:09 PM
من هم امسال نتونستم تو شب چله چلچراغ شرکت کتم چون کلاس داشتم ، کنسرت گوگوش هم که ديگه مصداق دست ما کوتاه و خرما بر نخيل. ولی جدا آرزو می کنم يه روز با خانم آتشين مصاحبه کنی چون به نظرم خيلی حرف واسه گفتن داره که هنوز زده نشده.
ارسال شده توسط: مهیار هادی زاده در ساعت December 30, 2007 10:40 AM
معصومه جان
ببخشید که کامنت بیربط میذارم.
چرا فید خروجی بلاگت رو که به خبرخوان اسنفر میدم، پستهات رو کامل نمیاره؟!
با هیچکدوم از وبلاگهایی که با خبرخوان میخونم این مشکل رو ندارم.
...............................
میم نون: خروجی فید تو
جوری تنظیم شده که فقط بخش های اولیه متن رو میاره مشکل از اینجاست من با بی بی سی فارسی این مساله رو دارم. بررسی می کنم ببینم چه بایدش کرد.
ارسال شده توسط: رها در ساعت December 30, 2007 09:52 AM
من فكر مي كردم شما رو مي شناسم اما در مورد علاقه تان به گوگوش چيزي نمي دانستم! بعدشم خانوم ناصري اصلا هم چلچراغي ها نتركاندن! يعني چه هر سال براي خاتمي هورا مي كشيم بابا دولت اصلاحات رفت پي كارش! بعدشم اين فاطمه معتمدآريا ديگه خودشو كشت ، كلا يه كمي خاله زنك شده با اون مهموناشون! همان بهتر كه كنسرت گوگوش رو ترجيح بدهيم به اين فريادهاي توخالي!
...............
میم نون: اگر تو به جشن چلچراغ رفتی و می گی که نترکونددن خب گزارش تو نزدیک به واقعیت می تونه باشه ولی من هر چه درباره برنامه خوندم غیر از حاشیه هایش مثبت بوده و طبیعیه ککه این طور فکر کنم.
در مورد تمام شدن دولت اصلاحات از لحاظ تاریخی موافقم که تموم شده ولی آثار سیاسی اجتماعی و فرهنگی اون دوره هنوز پابرجا و غیرقابل انکاره.
در مورد معتمدآریا هم باز من خبر ندارم چه اتفاقی افتاده.
ترجیح می دادم بهت خوش گذشته باشه.
ارسال شده توسط: تهمينه در ساعت December 28, 2007 08:10 PM
خوش به سعادتتون فکر کنم عید نوروز و دبی جای خوبی باشه منتظر مصاحبه شما هستیم!!!!!!!!
.......................
میم نون: من خودم هم منتظرشم.
ارسال شده توسط: محسن در ساعت December 28, 2007 07:10 AM
معصومه جان. جای ما رو هم خالی کن که من بی نهایت این بانوی بزرگ موسیقی نوین ایران رو دوست دارم .
http://bitay.blogfa.com/post-81.aspx
توی این پستم هم بهش اشاره کردم که دوباره داره به جایگاه قبلیش برمیگرده!
دوستدارم باهاش مصاحبه کنی.
ارسال شده توسط: بیتا یاری - فریاد در ساعت December 27, 2007 06:31 PM
من ولی نگرانم...! کیهان رو دیدی؟!
ارسال شده توسط: عیسی در ساعت December 27, 2007 03:04 PM
ببین، قراره منصف باشیم، تف و لعنتت نمیکنم، ولی حداقل نیا اینا رو تو جمع بگو... همون قسمت دلخوریها رو بگو، قسمت غمها رو بگو، ولی گوگوش رو نگو. غصه داره خانم ناصری... غصه داره معصومه خانم...
....................
میم نون: راستش از این که وبلاگم آینه دق باشه خوشم نمیاد. اگه یه وقت هم بهم خوش می گذره خب بذار بگم.
ارسال شده توسط: Farbud در ساعت December 26, 2007 10:38 PM