« بیزینسی به اسم انتشار روزنامه | صفحه اصلی | پینگیده شده ام »
یک روز معمولی شاید!
September 15, 2007 08:53 PM
یک جای فیلم هنرپیشه اکبر عبدی میگوید: وقتی معشوق اومد تو خونه برات قورمه سبزی پخت دیگه فاتحه عشق خونده است!
خب این یک نگاه بسیار اندیشمندانه به فرایند ازدواج است! من قبل از ازدواج فیلم هنرپیشه را دیده بودم و گمانم با چشمهای باز این کار را کردم. فقط نمیدانم از آنجایی که هر دو نفرمان قورمه سبزی میپزیم همچنان مساله فاتحه صادق است یا خیر!
امروز که در ساعتهای پایانیاش به سر میبریم سالگرد ازدواج ما بود. هفت سال است ما مشغول زندگی مشترک هستیم و از آنجایی که هر دوتامان بشدت آنلاین هستیم هفتمین سالگرد این اتفاق خجسته! را امروز، آنلاین به هم تبریک گفتیم.
راستش من سعی میکنم به مزایا و مضار ازدواج فکر نکنم و این که اصلا آدم ازدواج میکند که چه بشود؟ چون ممکن است دچار بیهودگی شوم ولی خب با معیارهای رایج روشنفکرانه که در نظر بگیرید ما یکی از بهترین زندگیهای ممکن را داریم. یک نوع رفاقت مزدوجانه!
یک روز اگر وقت کنم در مورد زندگی مشترک روشنفکرانه چیزی مینویسم که خیلی کار سهل و ممتنعی است.
یکی از سختیهایش هم توضیح دادن مدل زندگیتان برای دیگران است که مثلا مدل روابطتان را درک نمیکنند چون در چارچوبهای معمول نمیگنجد. در مورد سادگیهایش هم چیزی نمیگویم خودتان بروید امتحانش کنید!
برای یادبود وبلاگی سالگرد این ازدواج همین کافی است. این همسر گرانقدر ما که اصولا شان وبلاگش اجل از آن است که بخواهد چیزی از این دست در آن بنویسد!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: زیتون در ساعت September 22, 2007 12:08 AM
مبارکه . حالا قرمه سبزی پختنه مهم نیست . خودتونو اذیت نکنید . منم امسال هفتمین سالگرد ازدواجم را پشت سر گذاشتم .اما با شیو ه ای دیگر گذراندم این سالها را . کار خوبی میکنی که به مزایا و مضار فکر نمیکنی این بهترین راهه
ارسال شده توسط: حوا سپید در ساعت September 19, 2007 08:46 AM
اکبر عبدی نمی گفت معشوق میگفت لیلی ! می گفت وقتی لیلی واسه مجنون قورمه سبزی پخت ..... شاید هم میگفت وقتی مجنون خواست که لیلی براش قورمه سبزی بپزه .... یه چیزی تو این مایه ها !
به هر حال مبارک است انشالله ! هفتاد ساله شود این رفاقت مزدوجانه . آمین
...........
میم نون: فکر کنم همون لیلی می گفت منم خیلی وقته هنرپیشه رو ندیدم حافظه هم که آبجیز جان حافظه های قدیم!
ارسال شده توسط: آلوچه خانوم در ساعت September 18, 2007 07:23 AM
خدا زياد كنه.
ارسال شده توسط: مرضيه در ساعت September 17, 2007 01:01 PM
ووی این وبلاگ آقاتون! چقد جدیه بابا. حالم نگرفت چیزی بخونم.
ارسال شده توسط: golmaryam در ساعت September 16, 2007 12:29 PM
وا؟ تو مگه شوهر کردی؟ راستش این همه مدته وبلاگتو میخونم نفهمیده بودم. خیلی باحالی.
ارسال شده توسط: golmaryam در ساعت September 16, 2007 12:25 PM
100درصد با نظریه ات در مورد ازدواج موافقم مخصوصا اصطلاح رفاقت مزدوجانه!!!
به سایت حضرت اجل اکرم مهدی خان احمدی هم سر زدم همونطور بود که گفتی خیلی کلاس بالاس
ارسال شده توسط: شروین در ساعت September 16, 2007 11:41 AM
:)
تا خوندم جی تاکم رو باز کردم که آنلاین تبریک بگم دیدم در کمال ناباوری برای اولین بار من آنم و تو نه!!!
همیشه شاد و آنلاین باشین
:)
.........
میم نون:مرسیک!
ارسال شده توسط: rooz... در ساعت September 16, 2007 07:42 AM
نمیدانم چرا اقایان از ازدواج در میروند و خانمها خواهان ان .در هر صورت ازدواجتان و سالروزش مبارک
ارسال شده توسط: نسيم در ساعت September 16, 2007 06:59 AM
جالبه ، مخصوصا اون جمله هنرپيشه ، اصلا خاطرم نبود ...
براي ما هم با اينكه به سابقه شما نميرسه و هنوز به سال نرسيده اما مشكلي پيش نيامده فكر ميكنم ديگر خيلي روشنفكرانه است ! راستي اين برادر حسام چه مشكل خاصي دارند ؟ هر چه ديدم نيافتم !
ارسال شده توسط: Mehdi در ساعت September 16, 2007 06:58 AM
حتمن لذت بخش ترین و شاید یکی از به دردبخورترین پستهای وبلاگیت خواهد شد. خواهش می کنم بنویس. آهسته و پیوسته.
ارسال شده توسط: ali در ساعت September 16, 2007 06:16 AM
مبارك باشه
اي ول آدم خاص
اي ول چارچوب خاص
: دي
ارسال شده توسط: مانا در ساعت September 16, 2007 05:46 AM
یه حرفی می خواستم بزنم که پشیمون شدم... شانس گند من یه دفعه قوانین حقوقی و مدنی و کوفت و زهرمار یه دفعه تغییر می کنه و به دلیل توهین به یک عدد ضعیفه باید برم آب خنک بخورم.
ارسال شده توسط: hesam در ساعت September 16, 2007 02:06 AM
"جعفر مدرس صادقی تو یه مصاحبه ای ( گمونم با چلچراغ ) گفته بود : « عشق ، سوء تفاهمی است که با ازدواج رفع می شود ». بی ربط بود ، نه؟"
من فقط اینو تصحیح کنم:
این جمله مال شمس لنگرودی بود.اون مصاحبه رو یادمه.
ارسال شده توسط: محسن در ساعت September 16, 2007 12:38 AM
مباركا.
:)
ارسال شده توسط: پرستو در ساعت September 16, 2007 12:09 AM
1.سالگرد ازدواجتون مبارک.
2. من یکی دو بار خواستم برات کامنت بذارم و بپرسم که چرا تو نوشته هات ، خبری از مهدی احمدی نیست ولی روم نشد. گفتم بالاخره زندگی شخصی هرکس به خودش ربط داره دیگه ! حالا خواستم تشکر کنم که این پست رو نوشتی و به دغدغه های خاله زنکی خواننده های کافه ناصری هم توجه نمودی.
3. جعفر مدرس صادقی تو یه مصاحبه ای ( گمونم با چلچراغ ) گفته بود : « عشق ، سوء تفاهمی است که با ازدواج رفع می شود ». بی ربط بود ، نه؟
ارسال شده توسط: مهیار هادی زاده در ساعت September 15, 2007 10:23 PM
اولش تبریک. اما بعد حرف هایی که شاید خوب نیست. ازدواج در هرشکلش بد است. واقعا بد است. من تجربه کردم. هیچ مشکلی نبود جز اینکه بد بود!امیدوارم مال شما خوب باشد.آدم باید ارزوهای خوب را (حتا اگر بهشان اعتقاد نداشته باشد)برای دیگران داشته باشد.هرچند خوب که فکر می کنم زندگی بدون ازدواج هم بهتر نیست.چون کلا بد است1تقصیر ازدواج مادر مرده نیست!
ارسال شده توسط: مجتبا در ساعت September 15, 2007 09:46 PM
Wow! Than The Seven Year Itch is a best book to read to night.
http://www.dooyoo.co.uk/printed-books/the-seven-year-itch-emlyn-rees/prices/
seven years is a short long period for marriage
have fun and congrats
:)
ارسال شده توسط: samarqandi در ساعت September 15, 2007 09:42 PM
سالگرد ”رفاقت مزدوجانه”تان مبارك
ارسال شده توسط: نازنين در ساعت September 15, 2007 09:24 PM
تبریک می گم..
ارسال شده توسط: دنیا در ساعت September 15, 2007 09:16 PM
مبارک باشد. همیشه خوب باشید و سرزنده.
ارسال شده توسط: حسین نوروزی در ساعت September 15, 2007 09:12 PM