« ساعت چهار و پنجاه و هفت دقیقه | صفحه اصلی | یک روز معمولی شاید! »
بیزینسی به اسم انتشار روزنامه
September 14, 2007 10:01 PM
فرض میکنیم شما دو سال است مشتری یک نوع سس مایونز هستید به اسم "خوشمزه". بعد میزند و این سس به هر دلیلی تولید نمیشود. شما سالاد خوردن را ترک نمیکنید، میروید مشتری سس مایونزی میشوید به اسم مثلا "بامزه". این سس هم بعد از یک سال دیگر تولید نمیشود.
این روند را در نظر بگیرید تا سس بیستم و سیام و چهلم! مگر شما چقدر دیوانه سالاد خوردن هستید؟ بالاخره کم میآورید و بیخیال میشوید میروید به جای سالاد با غذایتان خیارشور و ترشی و ماست میخورید یا سالاد را بدون سس میخورید.
اتفاقی که در مورد روزنامههای ایرانی افتاده از این دست است. جامعه را روی دست میبردند، صبح امروز در دو سه نوبت چاپ میشد، بعد یکی یکی و حتی چند تا چند تا توقیف شدند. از نشاط و عصرآزادگان و مشارکت و نوروز و بهار و یاس بگیر تا هممیهن و شرق.
خب خدا وکیلی شما اگر آدم عاقلی بودید سالاد خوردن را ترک نمیکردید؟ منظورم البته روزنامه خواندن است.
تازه این یک طرف ماجراست. فرض کنید کارخانه تولید کننده روی شیشههایش بنویسد سس ولی داخل آن ماست بریزد باز هم شما مگر دیوانهاید که ماست را به قیمت سس بخرید؟
در مورد مطبوعات ایرانی الان این اتفاق افتاده است که اسمشان روزنامه است اما به هزار و یک دلیلی که تکرار کردنشان تکراری است کار اطلاعرسانی از دستشان برنمیآید. یعنی از حیز انتفاع خارج شدهاند.
خب مساله کاملا بیزینسی است. مگر مشتری بیمار است که کالایی بخرد بدون آن که از فواید آن بهرهمند شود؟
همه اینها را نوشتم که بگویم استاد عزیز من آقای حسین قندی اگر واقعا فکر میکند بحران مخاطب ربطی به توقیف مطبوعات ندارد جسارتا اشتباه میکند. خبرگزاری مهر هم با افتخار همین را تیتر میکند.
در همان دوران کوتاهی که مثلا اسمش بهار مطبوعات بود خیلیها عادت روزنامه خوانی پیدا کرده بودند و روزی سه چهار عنوان روزنامه میخریدند.
البته خودمان را که نمیتوانیم گول بزنیم. حرف آقای قندی درست است که همان روزنامهها هم ارگان این طرفیها و آنطرفیها در حکومت بودند و در یک دعوای درون حکومتی روزنامهها توقیف شدند اما در این گیر و دار بالاخره کمی از واقعیتها از پرده بیرون میافتاد.
حالا که کلا عصر یخبندان است. قوه قضاییه، خبرنگار را به نشستهای خبری راه نمیدهد و هیچکس نیست که بگوید آقا چرا خبرنگار ما را بیرون کردید. تازه خبرنگار را هم توبیخ میکنند! فکر کنم بهتر است دعا کنیم درون حاکمیت دعوا بشود بلکه چشم مردم به یک جلوه از جمال حقیقت روشن شود.
نظرخواهی
ارسال شده توسط: تهمينه در ساعت September 15, 2007 05:42 PM
بحران مخاطب بجز توقیف مطبوعات به چیز دیگری ربط ندارد!
حتی فرهنگ روزنامه نخوندن هم نتیجه سیاست توقیف کنندگان عزیزه!
ارسال شده توسط: وحید در ساعت September 15, 2007 04:47 PM
این توقیف روزنامه ها و ماندن روزنامه های بی طراوت و خشک خیلی در جذب مخاطب تاثیر گذاشت. مجله ها هم شده اند شیر بی یال و اشکم.
ارسال شده توسط: هومن در ساعت September 15, 2007 01:02 PM
من كه خيلي وقت است ترك كردهام ، بسيار هم راضيم ! راستي اين پست بالايي چه باحاله ! "متاسفانه" :p
ارسال شده توسط: Mehdi در ساعت September 15, 2007 06:12 AM
وقتی سالالد برایت جدی باشد، بدون سس هم آن را میخوری.
تجربه روزنامه خوانی من توام با نوعی جنون بود و گمانم بعد از آن بستن فله ای باید بستری می شدم که برای اذیت کردن ملت مرا رها کردند.
به هر حال منتظری که حکام با هم دعوایشان شود شاید یکی ÷یدا شود که برای دفاع از حق خودش حق ما را هم سگ خور کند و سکه ای به ما برسد؟؟؟
ارسال شده توسط: ارشیا در ساعت September 14, 2007 11:53 PM
متاسفانه در لحن صحبت هایتون از کلمات لمپنانه استفاده می کنید ... متاسفانه شما از جنس لطیف مونث هستید ... پس کمی آداب را رعایت کنید ...
ارسال شده توسط: hesam در ساعت September 14, 2007 11:17 PM