« Junkie TV | صفحه اصلی | بیزینسی به اسم انتشار روزنامه »

ساعت چهار و پنجاه و هفت دقیقه

September 14, 2007 03:56 AM


فیلم گهی بود و خدا را شکر تمام شد. گرسنه‌ام و حسش نیست که بروم چیزی بخورم. وبلاگ‌های خواندنی‌ام ته کشیده‌اند. این موقع شب قصد باسواد شدن و درس خواندن هم ندارم. تنها موجود آنلاین در چت جی‌میل یک رفیق شب کار است که نه تنها نارنجی است بلکه روبروی اسمش نوشته نمی‌تواند چت کند. خوابم نمی‌برد. اگر الان نخوابم گمان نکنم بتوانم ظهر بیدار شوم و بروم سرکار. اگر این پست را پابلیش کنم معلوم می‌شود تا این موقع در کمال صحت و سلامت بیدار بوده‌ام و فردا آقای رئیس با یادآوری مقررات اداری، روزم را قشنگ می‌کند.

تنها خوبی‌اش این است که الان دوست عزیز همکاری ای‌میل زده و از این‌که ادایش را در برنامه‌هایمان درآورده‌ایم ابراز خشنودی و التفات کرده است. خدا زیاد کند این آدم‌های با تولرانس‌مند را!

به درک! بلند می‌شوم یک چیزی درست می‌کنم می‌خورم بعد نامه‌های جلال و سیمین را می‌خوانم و بعد تمام تلاشم را می‌کنم که به ملکوت از نوع اعلی بپیوندم!

 


masoome naseri | 03:56 AM

 

نظرخواهی

گهی زانر جدید سینماست؟
;)
..........
میم نون: مگه من منتقد سینمام؟

ارسال شده توسط: وحید در ساعت September 14, 2007 07:05 PM

نگ?تی کدوم ?یلم؟
.........
میم نون:کا?ه ستاره

ارسال شده توسط: مهیار هادی زاده در ساعت September 14, 2007 01:25 PM

سلام. خوبي . خيلي وقته به اين وبلاگ لينك دادم . آخه همه جا لينكت هست... نيومده بودم ولي سر بزنم . بخونم . ببينم كه چي مي نويسي ...خوب باشي الهي . من ترنس ام . يعني كه پسرم ولي دخترم . دارم اين طوري . با نوشتن روي ص?خه مانيتور . مثلا خود درمان ميكنم . خوبه. حال خوبي بهم ميده سبك مي شم . ترسم مي ريزه . دوست هاي خوب پيدا ميكنم . از همه مهتر كه خودم ميشم. كسي جلوم رو نمي گيره ... خب بعضي ها مياند حر? بد مي زنند ولي زودي ميرند . ديگ نمي آيند . زياد نوشتم . متن ات هم خوندم . شب ها خوب بخوابي . يه عمو دارم دعا مي كنه هميششه "‌خدا خواب داوطلبانه بده "‌...چون همه اش با قرص مي خوابه...مي گه اين ها خواب مصنوعي ميشه

ارسال شده توسط: همتا در ساعت September 14, 2007 01:19 PM

نماز روزه ها یتان !!! ان شالله قبول حق تعالی باشد ... برای ما هم دعا کنید ...

ارسال شده توسط: hesam در ساعت September 14, 2007 10:49 AM

سلام
انسان امروز درپناه اینترنت می تواند دغدغه های خود را به مخاطب انتقال دهد
مطلب جالبی بود زیبا و ختصر
ارادتمند هرانک

ارسال شده توسط: علی رشوند در ساعت September 14, 2007 10:44 AM

شب کاری ته کشید. آمدم تشریف نداشتید .... یک لقمه از غذایتان به ما بدهید لطفا ...

ارسال شده توسط: neda در ساعت September 14, 2007 04:44 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?