« ای وای دلم | صفحه اصلی | توهم »

من در سفرم

July 7, 2007 01:45 PM

خب برخلاف دفعات قبل که ناگهان و در سکوت کامل رسانه ای گم می شدم این بار با اعلام قبلی زده ام بیرون، البته از آمستردام و نه از خودم. استانبول هستم و دیروز فقط به خاطر این که اینجا احساس غریبی نکنم باران مفصلی بارید اما اگر فکر کرده اید من چتر خربدم اشتباه می کنید چون در استانبول هم تنها آدم های آهنی در باران رنگ می زنند!

هنوز هیچ راننده تاکسیی گولم نزده و خودم هم سالمم ظاهرا!

اینجا هستم محض تولد یک نفر و رمانتیک بازی و این حرفها و فکر کنید وقتی من از خودم رمانتیک در وکنم چه شود!

با این کیبورد دیوانه همین قدر کافی است تازه من می خواستم یادداشت سیاسی هم بنویسم! حالا بلکم نوشتم.

 

masoome naseri | 01:45 PM

 

نظرخواهی

take care

ارسال شده توسط: نازی در ساعت July 12, 2007 02:32 AM

سلام ناصري
مي‌دوني كه گاهي اوقات - ?قط گاهي اوقات - سرعت اينترنت اينجا چقدر ?اجعه مي‌شه. وقتي بعد از حدود پنج دقيقه عكس بالاي ص?حه لود شد، هم لبخند زدم هم دلم گر?ت. لبخند زدم به خاطر دوباره ديدن كي?ت!!! و دلم گر?ت به خاطر اينكه ديدم يه د?عه چقدر دلم برات تنگ شد. خودم هم باورم نمي شه كه اينقدر دلم برات تنگ شده آبجي
.............................
آبجیز جان اون کی?ه رو از عمد گذاشتم اونجا که مردم دلشون برای کی?م و ایضا خودم تنگ بشه. تازه من این قدر دوست داشتنی هستم چرا باورت نمی شه دلت برام تنگ شه. علی ایحال ما نیز هم.

ارسال شده توسط: آيدين در ساعت July 10, 2007 12:56 PM

با مطلبي با عنوان ( شرمنده از مرد بودن، انسانم آرزوست) به روزم

ارسال شده توسط: حميد موذني در ساعت July 10, 2007 11:25 AM

سلام خوبی، باز هم خوب نوشتی من پست جدیدم رو به "انتظار جنسی از زنان روزنامه نگار ایرانی " اختصاص دادم خوشحال میشم نظرت رو در این مورد بدونم. منتظره قدم رنجتون هستم.
من لینک بلاگ شما رو اضا?ه کردم، اگر ا?تخار بدید و لینک منو به لیست دوستاتون اضا?ه کنید ممنون میشم.

ارسال شده توسط: امید توشه در ساعت July 9, 2007 05:58 AM

سلام ر?يق. نمي شد تولد يك ن?ر رو ص? سينما اينجا مي گر?تي؟ ما رو هم دعوت ميكردي؟ترسيدي از پول سينما؟
///////////////////
mimnoon/ cinema ham mirim man ke kolan payeam! merc az hame chiz zbjeez

ارسال شده توسط: farzane در ساعت July 8, 2007 09:34 PM

نمیای یخورده اینور تر یه سری هم به تهرون بزنی؟
.................
mimnoon/ ta haminjash base!

ارسال شده توسط: مهدی محجوب در ساعت July 8, 2007 07:59 PM

تولدشون خيلي مباركه.اي ول رمنس!

ارسال شده توسط: مانا در ساعت July 8, 2007 12:06 PM

:)
تابستان که دیگر به درک نیست؟!
خوب بگذرد زیاد.
.....................
mimnoon/ kolan merc

ارسال شده توسط: rooz... در ساعت July 8, 2007 01:53 AM

سلام معصومه جان! خوشحالم که استانبول هستین ! جای منو هم خالی کنین. خیلی دوست داشتم یه س?ر دیگه به استانبول نصیبم بشه. به نظرم واقعاً زیباست. امیدوارم خیلی خوش بگذره!
.................
mımnoon. jatoon khalı be jatoon ghazaye turkı mıkhoram!

ارسال شده توسط: از زندگی در ساعت July 7, 2007 08:27 PM

بنام حق
یک سوال کوچک از اصحاب قلم و رسانه؟!
خانه ای بر روی آب
در ایام شروع سال جدید، مانند هر سال، مانند سالهایی که هاشمی ر?سنجانی و خاتمی رئیس جمهور بودند، مانند سالهایی که خاتمی و لاریجانی و مهاجرانی و مسجد جامعی وزیر ?رهنگ و ارشاد اسلامی بودند، بیش از دو ه?ته، در دوران احمدی نژاد و ص?ار هرندی، بنام تعطیلات نوروز، هیچ روزنامه و نشریه ای در ایران چاپ نشد، و هیچ ات?اقی نی?تاد، و اما! اگر ?ردا صبح، و نه چرا ?ردا؟ از همین الان، تمام وبلاگ ها و سایت ها ?یلتر و همه روزنامه ها توقی? شوند و منتشر نگردند، چه ات?اقی در ایران خواهد ا?تاد؟!
http://fariaddarshab.blogfa.com /

ارسال شده توسط: شوق در ساعت July 7, 2007 07:48 PM

همين كه خودت مي دوني نبايد تو استانبول گول كسي رو بخوري خودش خيلي مهمه.

ارسال شده توسط: كاوه در ساعت July 7, 2007 06:49 PM

خوش بگذرون.کیبورد های اونجا رو هنوز هم یادمه . بر اساس الفبای ترکیه طراحی شدهاند و کلی حرص آدم رو در میارن. به اون یه نفر هم سلام من رو برسون. شماره چی شد؟
........................
mımnoon: maıl kardam barat ke! dobare maıl mıkonam

ارسال شده توسط: نوشا در ساعت July 7, 2007 06:19 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?