« من چنگ توام | صفحه اصلی | بیخیالی »
دردسرهای زنان فمینیست صد سال پیش
June 11, 2007 07:53 PM
این یکی از یادداشت های دهخداست که در شماره سی و یکم صوراسرافیل در سال 1326 چاپ شده بوده است:
من مدتها بود میگفتم ببینی با این همه اصرار انبیا و حکما و مردمان بزرگ دنیا به تربیت زنان، چه علت دارد که زنهای ما چندین دفعه جمع شده عریضهها به مجلس شورا و هیئت وزرا عرض کرده و با کمال عجز و الحاح اجازه تشکیل مدرسه به طرز جدید و تربیت انجمن نسوان خواستند و هر دفعه وکلا و وزرای ما گذشته از این که همراهی نکردند ضدیت هم نمودند.
در این باب خیلی فکر کردم. خیلی به دره گودالها رفتم و درآمدم و عاقبت فهمیدم همه اینها برای این است که زنهای ایران یعنی مادرهای ما اعتقاد کاملی به دیزی از کار درآمده* دارند.
حالا خواهش میکنم به من نخندید و شوخی و باردی تصور نکنید. در این سر پیری مسخرگی و شوخی نه به سن و سال من میبرازد نه به ریش دوره کرده قرمز من.
من جداً میگویم اگر خانمهای علمدوست و آقایان ترقی طلب ایرانی هزار علت برای این ضدیت وزرا و وکلا در کار مدرسه و انجمن زنها ذکر کنند من یکی معتقدم که جهت اصلی آن همان اعتقاد کاملی است که مادرهای ما به دیزی از کار درآمده دارند.
ما همانطور که سابقا گفتیم عقیده و اخلاق و عادات مادرها به تمام عمر مبنای تمام اخلاق و عقاید و عادات پسرهاست و از جمله همین اعتقاد مادرهای ما به دیزی از کار درآمده سبب شده که ما هم بلااستثنا در بزرگی اعتقاد کاملی به آدمهای با استخوان داریم.
این معلوم است که هیچ آدمی بی استخوان نیست اما مقصود از این حرف آن است ک آدم مثل همان دیزیهای از کار درآمده باشد.
وکلا و وزرای ما خوب میدانند که اگر خانمهای ایرانی دور هم جمع شوند، مدرسه باز کنند، انجمن داشته باشند، تعلیم و تربیت بشوند، کم کم خواهند فهمید که دیزیهای پاک و پاکیزه بهتر از دیزیهایی است که دو انگشت دوده در پشت و یک وجب چربی سی و پنج ساله در در و دیوارش باشد و بیشبهه وقتی که این عقیده از مادرها سلب شد، پسرها هم بعدها به آدم با استخوان اعتقاد پیدا نکرده و مثل جناب تقیزاده پاشان را توی یک کفش میکنند و میگویند: تا کی باید وزرا، رجل و اولیای امور ما از میان یک عده معین محدود انتخاب شده و اگر هزار دفعه کابینه تغییر کند باز یا شکم مشیرالدوله، یا آواز حزین نظام السلطنه و یا جبه آصفالدوله زینت افزای هیئت باشد...
حالا من صریح میگویم و وجدان تمام وزرا و وکلا و اولیای امور را شاهد میگیرم ک اصل خرابی مملکت و بدبختی اهل ایران همان اعتقاد کاملیست که زنهای ما به دیزی از کار درآمده دارند و بلاشک هر روز ک این عقیده از میان زنهای ما مرتفع شد همان روز هم ایران به صفای بهشت برین خواهد شد.
و اگر خانمها و آقایان مملکت ما واقعا طالب اصلاح هستند باید به هر زودی که ممکن است اول آقایان هرقدر در این مملکت ریش، جبه، قطر شکم، اروسیهای دستکدار** و هرچه که از این قبیل نشانه و علامت استخوان باشد همه را یک روز روشن با یک غیرت و فداکاری فوقالطاقه بار یک الاغ کرده از دروازههای شهر بیرون بیندازند و خانمها هم هرچه دیزی از کار درآمده در مطبخ دارند همه را برداشته بیارند پشت سر این مسافر محترم .
اگر این کار را بکنند من قول صریح میدهم که در مدت کمی تمام خرابیها اصلاح بشود. و اگر خدای نکرده به این حرف من اعتنا نکرده و مثل همه حرفهای من پشت گوش بیندازند دیگر عقل من به جایی نمیرسد. بروند ختم " امن یجیب" بگیرند بلکه خدا خودش اصلاح کند. این اولش اینهم آخرش والسلام!
* دیزی از کار درآمده دیزی (به معنای ظرف نه غذا) که نو نباشد و در آن بارها غذا پخته باشند و بدین سبب مزه غذا را نگرداند و مطبوعتر کند.
** اروسی دستکدار، ظاهرا کفش سگک دار پابندی
این روزها دارم مقالات دهخدا را میخوانم که شامل چرند و پرند و مجمع الامثال دخو و هذیانهای من و یادداشتهای پراکنده اوست. این کتاب در دو جلد به کوشش دکتر سید محمد دبیر سیاقی فراهم آمده است که البته من در عین بیحواسی دو تا از جلد اولش خریدهام. حالا اگر دوستی، رفیقی، سری، همسری، کسی از روبهروی نشر ثالث رد شده لطفا دو تا جلد دو هم بخرد بعداً حساب میکنم!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: sadaf در ساعت June 12, 2007 03:34 PM
خیلی جالب بود ها! می شه گفت یک رشد اساسی توی وضعیت بوده (که اگه نباشه جای سواله ناسلامتی 100 سال گذشته!!) اما جنس مشکل هنوز همون جنسه...
ارسال شده توسط: لولو در ساعت June 12, 2007 02:43 AM
سلام دوست من
واقعآ جالب بود و خوشحالم که من اولین پیام رو برات گذاشتم
......
میم نون::) مرسیک!
ارسال شده توسط: sony52x در ساعت June 12, 2007 02:30 AM