« هی گری کوپر بخواب! | صفحه اصلی | دویدن با کفش پاشنه بلند »

من

May 26, 2007 03:41 AM


لیمو عمانی
حتی در آمستردام
همان لیمو عمانی است
من اما خودم نیستم

* این را فقط برای این که الکی پینگ شده بودم نوشتم و لاغیر


masoome naseri | 03:41 AM

 

نظرخواهی

تهران که بودی،از اهواز خیلی دور بود،880 کیلومتر،55دقیقه با هواپیما،و 15 ساعت با قطار...حالا که تهران نیستی، با قطار و هواپیما را حساب _کتاب کن ،و خبرم کن،شاید به جز قیامت،دیداری در کار بود همشهری کم دیده و شنیده...دیدنی ها کم نیست،من وتو کم دیدیم...
....
میم نون: چه حلالزاده ای هستی تو برادر! چند روز پیش ذکر خیرت بود با یکی از همشهری ها. همیشه ?رصت دیدار هست اگر امیدش باشد.

ارسال شده توسط: احسان اسیوند در ساعت May 30, 2007 04:24 AM

همون بهتر که خودت نیستی. ?کر کردی از ما چی ساختند؟توصیه میکنم الان که خودت نیستی خمیر شو و از نو یک من دوست داشتنی بساز.
جای شما بودم موقعیت رو از دست نمیدادم

ارسال شده توسط: mehran در ساعت May 29, 2007 04:23 PM

سلام معصومه جان اگه امکان داره راجع به طرحی که بچه های وبلاگستان برای اعتراض به اقدامات خشونت آمیز حکومت با به قول خودشون بی حجابی دادن هم چیزی بنویس و اگه موا?قید لینک بدید.تو وبلاگم بیشتر نوشته.ممنون می شیم هممون.
........
میم نون:نوشتم و می نویسم. ولی ?کر کنم وقتشه یه کار غیرنمادین بکنیم.

ارسال شده توسط: maral در ساعت May 28, 2007 10:57 PM

اول بروید از ته قاب حال نمایید که شما را ADD ?رمودیم.
همیشه با روزنامه نگاری مشکل داشته ام و یا همین خبرنگاری
به نظرم نوعی قلب واقعیت می آمد. اینکه اخبار از دریچه یک ?رد عبور کند و به دست من برسد.
اما این اواخر به این نتیجه رسیده ام که حذ? عامل انسانی از ارتباطات در هر شکل آن،ممکن نیست.
بلکه بر مخاطب است که رسانه ای و رسانه گزاری(چه عبارتی ساختم!) پیدا کند که دغدغه حقیقت داشته باشد. وگرنه با حذ? خبرنگار، اصولاً خبری نخواهد بود.
نظرم درست هست؟
.........
میم نون: درست است در این مساله باید اعتماد کنید و رسانه باید اعتماد شما را جلب کند و جلب اعتماد مخاطب با گ?تن حقیقت ممکن است.

ارسال شده توسط: هانیبال در ساعت May 28, 2007 09:49 PM

تبليغات قرمه سبزي در غربت!

ارسال شده توسط: هومن در ساعت May 28, 2007 10:05 AM

ولي بعيد ميدونم اوجا ماهي سبور همون مزه رو داشته باشه ...
اصلا اونجا سبور پيدا ميشه ؟
........
میم نون: توی تهرانشم ماهی سبور پیدا نمی شه

ارسال شده توسط: طارق در ساعت May 28, 2007 03:37 AM

سلام
اونیکه تو ایران رواج داره لیمو امانی هستش نه عمانی...واژه ی لیمو عمانی بیشتر تو مناطق عرب نشین ایران مثل خوزستان بکار میره!
.....
میم نون: این کلمه یک شکل درست نگارش دارد به روایت چند ?رهنگ دم دست من از جمله ?رهنگ سخن انوری و نگارش صحیح هم ربطی به این شهر و آن شهر ندارد برادر جان

ارسال شده توسط: مهدی محجوب در ساعت May 27, 2007 11:22 PM

ناصری در اولین ?رصت به خاطر پیغام بازی هات حالت را می گیرم.نگی که نگ?ته بودم.دلم برات تنگ شده.
.........
میم نون: دستت کی می رسه به من؟ اگه رسید بریم کا?ی شاپ حالمو نگیر :)

ارسال شده توسط: maryam در ساعت May 27, 2007 11:18 PM

من چقدر خنگم؟ نمی دونم! تو میدونستی گاهی!!
میدونی چیه؟! عجب خریم من! این همه و?ت ن?همیدم که این وبلاگ تویی؟! یعنی زن گر?تن من ایییینقدر رو من اثر گذاشته؟
این یاهوی منو add کن. عجالتاً تا اون موقع تو نمی?همی من کیم!!
ولی این لیمو عمانی من باب پینگ کمی قلقلک داد اینجانب رو!
.........
میم نون: من که ن?همیدم کی هستی. توی یاهو هم خیلی وقته ر?ت و آمد ندارم به زبون آدمیزاد بدون معما بگو کی هستی که ازدواج کردی و منو دعوت نکردی؟
ای میل من اینه
masoome at gmail . com

ارسال شده توسط: debug در ساعت May 26, 2007 08:18 PM

همين جور الكي نظر گذاشتم .

ارسال شده توسط: علي مرسلي در ساعت May 26, 2007 04:03 PM

من اگر لیمو امانی بودم خودم بودم ! ...
و لا غیر ...
;)

ارسال شده توسط: rainy در ساعت May 26, 2007 11:52 AM

iran ham ke mimandi limoo amani haman bud va to digar an khode sabeghat nabudi!

ارسال شده توسط: sun در ساعت May 26, 2007 08:30 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?