« کی رها می‌شوم از دست خودم؟ | صفحه اصلی | آدم‌های تاثیر‌گذار در زندگی یک آدم تاثیر‌گذار! »

زن

May 17, 2007 12:08 AM


این شعر نزار قبانی این قدر تر است که هوس کردم بگذارمش اینجا بی‌خود و بی‌جهت!

ایتها المرأة المعجونة بأنوثتها
كفطیرة العسل

والمعجونة بدم قصائدی
ودم شهواتی
یا امرأة الدهشة المستمرة
یا التی بدایاتها تلغی نهایاتها
وأولها یلغی آخرها
وشفتها السفلى

تأكل شفتها العلیا

أیتها المرأة
التی تتركنی معلقا
بین الهاویة و الهاویة
أیتها المرأة – المأزق
أیتها المرأة – الدراما
أیتها المرأة – الجنون
أخاف أن أحبك...


این هم ترجمه شعر بالا که با کم شدن طنین عربی آن زیبایی‌اش از دست می‌رود اما چاره‌ای نیست. با سپاس از شکیبای عزیز که زحمتش را کشید.


ای زن آمیخته با زنانگی‌‌اش
همچون شهد عسل
و آمیخته با خون قصیده‌های من
و خون هوس‌های من

ای زن ترس همیشگی
ای آن‌که آغازش همواره پایانش را انکار می‌کند
و ابتدایش آخرش را
و لب پایینی‌اش
لب بالایی‌اش را می‌خورد
ای زن
ای‌که مرا آویزان،
در میان دوزخ و دوزخ رها می‌کنی
ای زن - بحران
ای زن - نمایش
ای زن -دیوانگی
می‌ترسم عاشقت شوم


masoome naseri | 12:08 AM

 

نظرخواهی

زيبائي ترا
اين جاهلان نمي بينند
اين ها كه دين و مذهبشان
تزوير و تقيه است
معناي شعروزمزمه ي ساز را نمي ?همند
زيبائي ترانه وآواز
در مسلك ولايت اربابشان
بالاتر از گناه كبيره ست
با ديدن جنازه و خون
سرمست مي شوند
ونوحه در طبيعت آنها
زيباتر از ترنم باران است
بانوي شعروسازوترانه
برسينه ي كمانش
آهنگ مرگ حا?ظان ?قاهت را
در كوچه هاي شرق
سرريز ميكتد.

دکتر علی رضا نوری زاده

ارسال شده توسط: alno در ساعت May 22, 2007 04:31 PM

من هیچوقت نتونستم با زبان و ?رهنگ عربی ارتباط برقرار کنم این شعرم ن?همیدم شاید به خاطر زهینه ذهنی همه خوزستانی های غیر عرب از عربا باشه.
......
میم نون: منم خوزستانی غیر عربم ولی از این شعره لذت بردم و کلا از شعر عربی لذت می برم.

ارسال شده توسط: حنا در ساعت May 19, 2007 03:52 PM

ترجمه‌اش از لحاظ ?نی اشکال داره و چند جا اصلا یه جور دیگه ترجمه شده ! ولی از هیچی بهتر بود !
کلا شعرهای نزار قبانی خیلی به آدم می‌چسبه و حال می ده ! البته اصلش !!!
.......
میم نون: هدا جان! این بضاعت ما بود اگه ترجمه بهترتری ازش داشته باشم یا بهم بدی خوشحال می شم بخونمش و لینک بدم.

ارسال شده توسط: هدی در ساعت May 18, 2007 11:50 PM

بسیار دلنشین بود. طنین کلماتش خیلی به دلم نشست. تصاویرسازی شعر هم خوب بود!!!
خلاصه این که من هوس کردم برم بازم شعر عربی بخونم. البته که بدون ترجمه راه به جایی نمی برم! :)

ارسال شده توسط: لولو در ساعت May 18, 2007 02:40 AM

أيتها المرأة – الجنون
أخا? أن أحبك..

ارسال شده توسط: آذین در ساعت May 17, 2007 03:50 PM

ای کاش ترجمه اش رو هم می ذاشتی :)
من ?قط عسل و نون ?طیرش رو ?همیدم!

ارسال شده توسط: رها در ساعت May 17, 2007 01:13 AM

هر چی باشه اونم یه عربه دیگه!!!!!حالا نمیشه یه ترجمه دست وپاشکسته ازش بذاری
.......
میم نون: می ذارم

ارسال شده توسط: ?روغ در ساعت May 17, 2007 12:27 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?