« به نگارخانه صبا بروید | صفحه اصلی | تیریپ زیتونی! »

در روزهای رخوتناک پاییز با یار مهربان خلوت کنید

November 5, 2006 01:18 AM

یکی از راه‌های آرامش یافتن و سرخوش شدن  آدمی که من باشم کتاب خریدن است. یکی دو هفته پیش یک سر به کتابفروشی نشر چشمه زدم و کلی کتاب خریدم و شاد و شنگول با کیف خالی برگشتم خانه. برای این‌که تبلیغ فرهنگی مجانی هم در این سایت کرده باشم این کتاب‌ها را معرفی می‌کنم باشد که شما هم به جمع دو سه هزار مشتری این کتاب‌ها بپیوندید.
از نشر مرکز فلسفه تکنولوژی را خریدم و آواز عاشقانه که یک مجموعه داستان کوتاه است از جان چیور نویسنده آمریکایی که تا حالا چیزی از او نخوانده بودم. معلوم است که فلسفه تکنولوژی را هنوز نخوانده‌ام  ولی آوازهای عاشقانه را خوانده‌ام!


علاقه‌مندان به ادبیات ایتالیا دن‌کامیلو و پسر ناخلف را از دست ندهند که واقعا بامزه است.آنها که پیش از این کتاب دنیای کوچک دن‌کامیلو را خوانده‌اند می‌دانند که چه طنز خوبی توی این کتاب هست.  تازه فکر می‌کنم از بهمن شنیدم که نشر کارنامه یک کتاب دیگر از همین مجموعه دن‌کامیلویی در دست انتشار دارد که بی‌صبرانه منتظر انتشارش هستم.
از گراهام گرین سه تا کتاب خریدم. یکی آمریکایی آرام که هم ناشرش یعنی  خوارزمی ناشر معتبری است هم مترجمش عزت‌الله فولادوند، دومی اسلحه‌ای برای فروش با ترجمه گلرخ سعیدنیاست که هنوز نخوانده‌امش و سومی جان کلام که خوب بود و من خوشم آمد.


از ریموند چندلر کتاب خداحافظی طولانی را خریدم که یک رمان پلیسی است. از پل استر کتاب کشور آخرین‌ها را. اولی را خوانده‌ام که بدک نیست دومی را هنوز نخوانده‌ام.
یک کتاب هم دیدم به اسم راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟ که چون دیدم مترجمش فرزانه طاهری است خریدمش. من مخلص خانم طاهری هم هستم ولی راستش از این‌که وسط یک رمان آمریکایی اصطلاح "علی ورجه" را بخوانم خوشم نمی‌آید. در ضمن از این‌که به جای یکشنبه که آخر هفته آنهاست از جمعه استفاده شود خوشم نمی‌آید. من که بی‌شعور نیستم می‌دانم آمریکایی‌ها یکشنبه تعطیل‌اند نه جمعه پس این مترجم‌‌ها چرا فکر می‌کنند ما نمی‌فهمیم؟ خب بگذریم!
دیگر این‌که نشر نی هم گفتگوی طولانی رامین جهانبگلو را منتشر کرده با سید حسین نصر با عنوان در جستجوی امر قدسی که یک جورهایی مرور زندگی نصر است در کنار تاریخ سیاسی- فرهنگی از منظر او و بعد می‌رسد به دیدگاه‌های سید حسین نصر در مورد ایرانی بودن، اسلام و دنیای مدرن، هنر و معنویت و اسرار ملکوت که بشدت پیشنهاد می‌کنم خواندنش را به آنهایی که می‌خواهند این فیلسوف ایرانی را بشناسند. هنوز تمامش نکرده‌ام و بزودی در موردش بیشتر می‌نویسم. این گفتگو از قرار گفتگوی دو تا پسرخاله هست. این‌‌طور که از متن کتاب برمی‌آید رامین جهانبگلو و سید حسین نصر پسرخاله هستند.


یک داستان بلند هم از پیرو کیارا نویسنده ایتالیایی با ترجمه مهدی سحابی و کتاب شهری چون بهشت را که کاری است از سیمین دانشور از کسی هدیه گرفته‌ام که اولی را خوانده‌ام و خوب بود و دومی را هنوز نخوانده‌ام.
تا این پست تمام نشده  بگویم اوصیکم بناتالیا گینزبورگ! دو تا از کتاب‌هایش را من با این که داشتم باز هم خریدم تا به آدم‌های دوست داشتنی حوالی زندگی‌ام بدهم. یکی شهر و خانه و دیگری فضیلت‌های ناچیز که هر دو را محسن ابراهیم برای نشر هرمس ترجمه کرده است. اگر این کتاب‌ها را ندارید سعی کنید خوبی‌هایتان را رو کنید شاید این کتاب‌ها به شما رسید!

آن تیتر را هم گذاشتم تا شما به اشتباه فکر کنید من پیشنهادهای بی‌شرمانه داده ام ولی ببینید خیلی هم پیشنهادهایم باشرمانه است!

masoome naseri | 01:18 AM

 

نظرخواهی

مرسي بخاطر معر?ي اين همه کتاب چقدر خوب که اينجايي
ناتاليا گينزبورگو خيلي دوست دارم و تمام کتاباشو دارم ولي شهر و خانه و نميدونم چرا هر کاري کردم نتونستم تا آخر بخونم، نثرش کند ه خيلي ،کتاباي ديگشو خيلي بيشتر دوست دارم...

ارسال شده توسط: arefe در ساعت November 11, 2006 11:04 PM

عرضم به حضورتون که مثل اینکه به کتاب های ساخت داخل!!!زیاد علاقه ای نداری ... البته چندتایی را می دونم که دوست داری ... به نظر من هیچ کتابی به کتابهای جمالزاده نمی رسه ... انگار داری حال را می بینی ... صحرای محشر واقعا محشره !

ارسال شده توسط: marat در ساعت November 8, 2006 02:00 AM

همه را یادداشت کردم که دونه دونه بخرم ! آخه ما مثل شما پول دار نیستیم که ! مو?ق باشی و از دوباره نوشتنت خوشحال!!!

میم نون: من هم پولدار نیستم عزیز جان! معمولا کتاب?روشی که میرم دست به اقدام انتحاری می زنم و در نهایت ?قط یه بلیت ته کی?م می مونه که با اتوبوس برگردم خونه!

ارسال شده توسط: هدی در ساعت November 7, 2006 11:03 AM

اولین باره که اینجا می یام. چقدر عکس لوگو قشنگه

میم نون: یه تعار? ایرانی می گه چشماتون قشنگ می بینه!

ارسال شده توسط: جلال الدین طاهر در ساعت November 7, 2006 01:40 AM

سلام
خيلي وقت پيش بود كه يه بار اينجا رو با معر?ي يكي از دوستان خونده بودم حس قشنگي بهم داد گذاشتمش تو لينك علاقمنديهايم تو مرورگر كه بعدا بيام بيشتر و راحتتر بخونم
ا???? كه چقدر طول كشيد تا دوباره پيدات كردم . يه نيم ساعتي بي اونكه چيزي رو حس كنم يه ريز خوندم ...

میم نون:شرمنده می کنید واقعاً!

ارسال شده توسط: بابای دل آرام در ساعت November 6, 2006 12:24 PM

من قبول دارم که ممکنه یه آدم(هر چقدر هم تنبل باشه!!) همه این کتابها روبخونه ولی خدائیش عنوان اولی-?لس?ه تکنولوژی-رو هم میخونی؟!
ضمنا بهتره آدم تا کتابی رو نخونده بیخودی توصیه به دیگران نکندش...

میم نون: برای این که بهونه نداشته باشی برو اون چند تایی که گ?تم خوندم بخر بخون!

ارسال شده توسط: مهدی محجوب در ساعت November 6, 2006 12:32 AM

کاش به جای معر?ی این همه کتاب کمی راجع به تیتر حر? می زدی : دی

ارسال شده توسط: ?واد خاک نژاد در ساعت November 5, 2006 11:15 PM

شهری چون بهشت از سیمین دانشور، کار تازه ای نیست و سال ها پیش منتشر شده...

میم نون: گ?تم که تازه کادو گر?تم نگ?تم که تازه منتشر شده

ارسال شده توسط: رها در ساعت November 5, 2006 11:09 PM

بردار بیار اینا رو

میم نون: سی کیلو بیشتر نمی تونم بیارم شرمنده!

ارسال شده توسط: ندا در ساعت November 5, 2006 11:07 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?