« سیاه نمایی یا واقعی نویسی | صفحه اصلی | تب »
از تماشای باغ های کندلوس
June 10, 2006 01:14 PM
باغهای کندلوس اسم قشنگی داشت من هم گول همین اسم قشنگ را خوردم. اگر بیخیال دیالوگها میشدم میتوانستم حتی از منظره جادههای قشنگ و قبرستانهای کوچک و سرسبز آن هم لذت ببرم و خوش و خرم از سینما بیرون بیایم. نقطه قوت این ?یلم همان مناظر زیبا بود و مونولوگهای رانندهای با لهجه آذری.
کارگردان این ?یلم مقداری دیالوگ قشنگ داشته و دو تا هنرپیشه با چشمهای روشن و بر تن این مجموعه رخت ?یلم سینمایی پوشانده است. سکانسها و دیالوگهای رمانتیک ?یلم نهتنها باعث نمیشوند آدم لحظهای هوای گر?تن دست بغل دستیاش به سرش بزند که دندان قروچه آدم را هم درمیآورند. و وای از دست این محمدرضا ?روتن که تا ابد نقش جوانهای عاشقپیشه اهل شعر و شاعری را بازی میکند و حی? آن صدا که میتواند با چه شعرهایی دل آدم را بلرزاند و صر? دیالوگهای لوس مدل دوران نوبالغی میشود.
توقع من از ?یلم ایرانی توقع زیادی نیست. همین که حرص آدم یک سکانس در میان درنیاید ات?اق مبارکی است. این را گ?تم که بگویم با سطح توقع بالایی وارد سینما نشدم که ?کر کنم همه آن توقعها برآورده نشده است.
باری وظی?ه خودم دانستم هشدار بدهم که اگر در یک روز داغ خرداد هوس کندلوس کردید ?کر نکنید با یک سینما ر?تن مسله حل است، سه چهار ساعت بیشتر راه نیست بلند شوید بروید حال اورژینالش را ببرید.
نظرخواهی
نظر من رو مي تونيد تو وبلاگم بخونيد!
ارسال شده توسط: navyd در ساعت June 25, 2006 11:54 PM
چه عجب ديدم يکي از اين ?يلم خوشش نيومده همش ?ک ميکردم لابد من مشکلي دارم که از اين ?يلم خوشم نيومده:D
ارسال شده توسط: arefe در ساعت June 10, 2006 10:39 PM
محمد رضا ?روتم می تواند نقش های بسیار خوبی را بازی کند ولی ما او را دراین نقش حبس کرده ایم. ?یلمهای رومانتیک از بس زهر کلامش را میگیرند آبکی از آب در میاید!
ارسال شده توسط: هومن در ساعت June 10, 2006 09:17 PM