« خواندن، رمان خواندن | صفحه اصلی | فوبیای در ورودی دانشگاه »

از استادیوم چه خبر؟

March 1, 2006 06:13 PM

از استادیوم خبر می‌رسد که نه تنها بچه‌ها را به استادیوم راه نداده‌اند که کلی هم اذیت‌شان کرده اند و برشان گردانده‌اند میدان آزادی. پرستو حتماً اطلاعات تکمیلی را شب می‌گذارد توی وبلاگش ولی گویا حدود هفتاد نفر بوده‌اند و حسابی هم حالشان گرفته شده.

masoome naseri | 06:13 PM

 

نظرخواهی

آخی!!به روزم...

ارسال شده توسط: pouya در ساعت March 29, 2006 12:10 PM

اولين بار هست به اينجا امدم ولي ميزارم براي مطاعه و كنكاش بيشتر / be sun

ارسال شده توسط: cruxbird در ساعت March 28, 2006 11:58 AM

Chera shoma een qadr kos va sher meegooeed agar aadamee beeya keer koloftam ra toyeh dahanetoon bezaar

ارسال شده توسط: Jamshid Tehrani در ساعت March 9, 2006 01:42 AM

تبریک . شیر دختران گرد آ?رید نشان ایران زمین که بر ظلم مردانه شوریده اند . هر گونه که بخواهید حاضر به همکاری هستیم تا این ظلم جنسیتی را بر اندازیم .
یا حق

ارسال شده توسط: علی سربداریه در ساعت March 3, 2006 06:22 PM

سلام
دوست گرامي من از همان 100000 پسري هستم كه ورزشگاه و باشگاه و خيابون و سينما و ... مال ماست.ولي تو رو خدا براي احقاق حقوقمون تخم ن?رت نكاريم.تواين جامعه هزاران سال مرد سالاري بوده اما الان ديگه شرايط عوض شده.خواهش ميكنم به مردها و پسرا به چشم دشمن نيگا نكنيد.اين نمونه اي كه پيش اومده مثل صد ها مورديه كه اين ملت بايد با چنگ و دندون به دست بياره.من از اونائيم كه به هيچ كس شعار مرگ نميدم (سياسي حر? نمي زنم و اصلا مسئله اصلي ايران رو سياسي نميدونم)ما مشكلاتمون از جاهاي عميق تريه كه بايد با صبر و متانت و شعور و پشتكار ،اونا رو حل كنيم.به خدا مردا هم تو اين جامعه اسير يه سري پايان ناپذير مشكلاتي هستن كه تو جوامع ديگه از حقوق اوليه هست.اما چيزي كه منو اميد وار ميكنه اينه كه اونا هم قبلا وضعشون اينجور نبوده و كم و بيش مسائل ما رو داشتن. به هر حال دوست عزيز و همه دخترا و زناي ايران بدونيد ما هم در كنار شما هستيم (و بهتره بگم ما همه ملت ايران در كنار هم هستيم) به اميد بهروزي ايران و ايراني

(برام ميل بزنين لط?ا)

ارسال شده توسط: احسان در ساعت March 2, 2006 12:18 PM

linke tamame weblog ha roo too weblogam gozashtam.mitoonid az oonja akhbar ro begirin.

ارسال شده توسط: maryam mohtadi در ساعت March 2, 2006 11:22 AM

آخ جون!

ارسال شده توسط: Shark در ساعت March 2, 2006 01:48 AM

سلام

ارسال شده توسط: .وب - آ - ورد در ساعت March 1, 2006 11:24 PM

سلام خانم ناصری راستش من زیاد به سایت شما سر میزنم ولی نظر نمی دادم تا اینکه خودم هم یک وبلاگ راهانداختم به اسم داستان کوتاه ویک داستان توش ریختم از شما می خواهم خواهش کنم اگه میشه سری به وبلاگ من بزنید ونظرتون رو راجب داستان بگید والبته ایراد هاش رو هم مننون تون میشم

ارسال شده توسط: حمید در ساعت March 1, 2006 09:55 PM

ا? پس ت?ریح مر?هین بی درد به مشکل بر خورد؟ خب ، بالاخره اینم یه جورشه. لابد کلی هیجان داشته برای خارج شدن از کسالت زنده گی روز مره ی خورده بورژوازی!

ارسال شده توسط: hamed در ساعت March 1, 2006 07:49 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?