« شب مردی با عبای شكلاتی | صفحه اصلی | سورپریز سرگیجهآور »
افتخار آقای وزیر
December 25, 2005 01:54 AM
بخشی از گفتگوی تلویزیونی صفار هرندی در برنامه نگاه شبكه اول كه من از اینجا به بعدش پای تلویزیون بودم و یادداشتهایم هم خلاصه است:
ماجرای ممنوعیت كار خانم ها در وزارت ارشاد صحت دارد؟
من با افتخار میتوانم بگویم روزی كه به واسطه حفظ حریم خانواده تقاضا كردم كار سنگین بعد از ساعت شش را بر عهده خانم ها نگذارند مورد نگاه محبت آمیز همكارانم و همسرانشان قرار گرفتم و آمدند تشكر كردند.
برای رفع موازی كاری ها برنامه ای دارید؟
من به تنوع منابع بیاعتقاد نیستم اما خوب است برای این كه هزینه های فراوانی روی دست دولت نماند اینها به یك نقطه برسند.
پرسش مردم: ممكن است كانونهای فرهنگی هنری مساجد تقویت شوند؟
پرسش مردم:برنامه وزیر برای اینكه دغدغه معیشت هنرمندان رفع شود؟
پرسش مردمی: سوال درباره تعطیلی سینما در یكی از شهرستانها
جواب آقای وزیر:در مساجد یكی از اصلیترین گروههای فعال همین كانونها هستند اما بودجهای كه برای این تدارك در نظر گرفته شده ناچیز است. ما باید بودجه متناسب در گام اول راهم كنیم.
بودجه گرفتن كار آسانی است؟
آسان نیست ولی مثل كوه كندن هم نیست.
در مورد سینما من در بسیاری از شهرها مواجه این مشكل هستیم كه سینماها رو به تعطیلی میروند ولی یك دلیلش شاید این باشد كه شاید شكل قرار گرفتنشان مناسب نیست.
بازنشستگی هنرمندان؟
دو شب پیش خدمت آقای رییسجمهور بودم یكی از جدیترین تاكیدهای ایشان مساله بیمه هنرمندان بود و اینكه برای تكریم پیشكسوتان و هنرمندان باید كاری انجام شود.
در مراسم معارفه معاون مطبوعاتیتان گفتید مطبوعات سهم كمی دارند (در آگاهسازی مردم)
متاسفانه در مورد مطبوعات آمار دلخوش كننده ای نداریم اگرچه تعدد بالاست. برای اینكه در جایگاه حقیقی خودشان بنشینند باید كارهایی بكنند.
به نظرم تیراژ مطبوعات ایران در ده سال آینده باید به چیزی حدود بیست میلیون برسد
برخورد با جرایم مطبوعاتی باید چگونه باشد؟
به نظر ما اصل، برخورد نیست ولی اگر كسی آیین را كه پذیرفته برای كار زیر پا بگذارد او را مجبور میکنند عواقبش را بپذیرد میرود به دادگاه و روبهروی هیات منصفه باید پاسخگو باشد.اما حركتی كه كردیم این است كه تا میشود پای اهالی مطبوعات به دادگاه كشیده نشود.
بعضی مطبوعات نمیتوانند دوام بیاورند به دلیل مشكلات مالی و هزینههایی كه این كار دارد و تحمل این هزینهها آسان نیست و نتوانستهاند اعتماد مخاطب را جلب کنند حالا فكر میکنند كه خوب است به جای اینكه خودمان تعطیل كنیم كس دیگری تعطیل كند.ما از این برنامهها نداریم.
خطوط قرمز مطبوعات چیست؟
خیلی میتوانیم نزدیك بشویم به قوانینی كه حدفاصل بین نقد و تخریب را نشان بدهد. خیلی ها ظاهرا دارند نقد میکنند ولی عامدا تخریب میکنند. اگر باب نقد منصفانه بسته شود كار به تخریب میكشد.
لب تاپها چی شد؟
خب اول قرار بر این بود كه هدیه رییسجمهور صرف پرداخت كمك هزینه برای خرید لبتاپ شود ولی دیدیم ممكن نیست این كار.الان تصمیم گرفتهایم همین پول را تقدیم روزنامهنگارها كنیم. من قول داده بودم در پایان پاییز این كار انجام شود و از اول دی معاونت مطبوعاتی شروع كرده به ارایه این كمكها به روزنامهنگاران
صفار هرندی در پاسخ به سوالی درباره ممیزی كتبها گفت از میان 5743 عنوان كتاب
4670كه از اول مهر تا سیام آذر مجوز گرفتهاند كتاب برای بزرگسالان همكاران من تنها40 عنوان كتاب را غیر مجاز اعلام كرده اند و 190 عنوان را مشروط به حذف یا تغییراتی كه میدانید رقم زیادی نیست.
نظرخواهی
ارسال شده توسط: رند عالم سوز در ساعت January 2, 2006 12:38 AM
سلام
من هنوز نخوندمش
پس نظری ندارم
بیخودی هل نده من راجع به چیزی که
نخوندم حر? نمیزنم
خیلی اصرار کنی ناراحت میشم میرم
خداحا?ظ
ارسال شده توسط: زری در ساعت January 1, 2006 02:49 AM
سلام آقای ص?ار هرندی و امثالش حق دارند به این جور کارهاشون ببالند آخه یه جوری باید زنان و خواهرانشان را کنترل کنند دیگر.
چقدر غیر منتظره میشه در این تو در توی نت به جاهایی رسید که دعوتت میکنه باز هم به اونجا برگردی! باور میکنی از رادیو ?ردا (با بحثی که در مورد موسیقی زیر زمینی داشو) و با چند کلیک رسیدم اینجا؟ یه کوچه ای هم هست تو نت که میخوام اونجا یه دریچه درست کنم که رهگذرا رو بیاره اینجا.
ارسال شده توسط: مهرداد رستگاریان در ساعت December 31, 2005 02:06 AM
- ای قلم بالا بلندی راببین / صبح ص?ار هرندی را ببین. این شعر رو یکی در معر?ی وزرای پیشنهادی به کابنه نوشته بود. از تمام وزرا ?قط همین وزیر رو یادم مونده
- خدا اجری جزیل و صبری جمیل به شما عطا ب?رماید که هنوز تلویزیون ایران را نگاه می کنید.
- تمام خبرنگارانی که دلشون را به این لپ تاب ها خوش کردند اگر پشت گوششان را دیدند لپ تاب اهدایی را هم می بینند.
- راستی خانم ناصری شما چه جوری تونستید پای حر? آدمی بشینید که سالها ن?ر دوم موسسه کیهان بوده
- ای ناصری خوش اسم حداقل به لحاظ تشابه اسمی مان به وبلاگم سری بزنید و اگر خوشایندتان آمد به لیست بلند بالای لینک هاتان اضا?ه اش کنید.
www.naseri17.blogfa.com
ارسال شده توسط: مهدی ناصری در ساعت December 26, 2005 11:57 PM
کامل ترين گزارشي که تا حالا از جشن 40 چراغ نوشته شده...خوشحال مي شم توي وبلاگم ببينمتون...
ارسال شده توسط: nafiseh در ساعت December 26, 2005 06:32 PM
توهم و اراجی? چیزیست که هر روزه در این مملکت نقل می شود وقتی لوله کش جایش را به مهندس می دهد و بلعکس بهتر از این نمی شود
ارسال شده توسط: امیر حسین در ساعت December 26, 2005 08:38 AM
چه ایرادی داره از این به بعد زودتر میریم خونه و کم کم هم بیکار میشینییم تو خنه به نخودچی خرون و سبزی پاک کردن....بهتره هنرمندها هم هرچه زودتر خودشون خودشون بازنشسته کنن تا بازنشسته نشدن...راستی به کلی هام سر بزن...
ارسال شده توسط: یکی از کولیا در ساعت December 26, 2005 01:01 AM
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز...وبلاگ واقعا جالبی دارید..خیلی خوشم اومد...امیدوارم تو راهتون مو?ق باشید...من پویا هستم...یه وبلاگ گروهی دارم با چندتا از دوستان گل...خوشحال میشم با هم بیشتر آشنا بشیم...منتظرتون هستم در جمع نوشت...در مورد تبادل لینک هم نظرتون رو بگید..مو?ق باشید و پیروز..بدروود
ارسال شده توسط: پویا در ساعت December 25, 2005 02:05 PM
سلام دوست عزیز من... من پویا هستم..مدیریت وبلاگ گروهی جمع نوشت...وبلاگ جالبی دارید...امیدوارم در راهتون مو?ق باشید...خوشحال میشم به من هم سری بزنید و نظرتون رو بدونم...در مورد لینک دادن هم منتظر جوابتون هستم...مو?ق باشید ...بدروود
ارسال شده توسط: پویا در ساعت December 25, 2005 02:01 PM
سلام چقدر در وب دنبال اين صحبتهاي وزير مي گشتم ، ممنون . به اين مطلببت لينك دادم
ارسال شده توسط: ثمانه در ساعت December 25, 2005 11:55 AM
سلام خانم ناصري
اي ول چه باحال اولين کساني که در وبلاگ آقاي خاتمي کامنت گذاشتن همه نويسنده هاي 40 چراغ بودن ..مو ضوع چيه ؟!
ارسال شده توسط: ن?یسه در ساعت December 25, 2005 10:32 AM
واقعا كه نگاه مهربانانه همكاران وزير به خاطر ح?ظ خانه و خانواده ستودني است. علاقه زياد به خانه و خانواده البته ناشي از ت?كر شكمي وزير محترم و ساير همكارانشان نيست
ارسال شده توسط: هستي روانبخش در ساعت December 25, 2005 09:31 AM
سئوال جواب اولش خدا بود!!!احساس ميكنم تو جزاير آ?ريقايي با كمترين سطح شعور اجتماع دارم زندگي ميكنم.كمك
ارسال شده توسط: Maryam Mohtadi در ساعت December 25, 2005 07:59 AM
ها! مست?یض شدیم...
ارسال شده توسط: امشاسپندان در ساعت December 25, 2005 02:22 AM