« اعتراف | صفحه اصلی | خاتمی‌ آنلاین می‌شود »

وقتی روبه‌راهم

December 18, 2005 12:43 AM


1- كسی كه در زندگی درگیری عاطفی نداشته باشد آدم نیست! این جدیدترین دستاورد زندگی من است. دوست داشتن، دوست داشته شدن و سر كردن با اضطراب‌ها و هول و هراس‌هایی كه دل آدم را می‌لرزانند همیشه خوب است. عشق اگر عشق باشد ته نمی‌گیرد مگر این‌كه طرفین ناشی باشند و  شعله اجاق شقایق را زیاد كرده باشند! گرفتی؟

2- با معیارهای خودم الان اوضاع روبه‌راه است.كتاب‌هایی دارم كه بخوانم و فیلم‌هایی كه ببینم و موضوعاتی كه بدانم و ماجراهایی كه در موردشان حرف بزنم. كتاب‌هایی كه دارم و می‌خواهم بخوانم این‌ها هستند:

بادبادك باز نوشته خالد حسینی با ترجمه مهدی غبرایی از نشر همراه

عشق‌نوازی‌های مولانا نوشته جلال ستاری از نشر مركز

كودكی نوشته جی‌. ام. كوتسی (برنده نوبل 2003) ترجمه محسن مینوخرد از نشر قصه (مترجمش را نمی‌شناسم امیدوارم دق‌مرگم نكند با ترجمه‌اش!)

دفترچه خاطرات و فراموشی مقالاتی از محمد قائد از نشر طرح‌نو (كه تازه كشفش كرده‌ام)

حباب شیشه نوشته سیلویا پلات ترجمه گلی امامی از نشر باغ‌نو

و البته كه توی این سبد شعر هم هست: ابدیت، لحظه عشق از غادة السمان ترجمه عبدالحسین فرزاد از نشر چشمه

  ترجمه این شعرها به نظرم به فارسی روان نیستند كه دلم می‌خواست باشند. به هر حال لذت شنیدن و خواندنشان به زبان عربی، چیزی است كه سفارش می‌كنم به آنهایی كه عربی می‌دانند.

3- این هم یك قطعه كوتاه از این كتاب:

 دموكراسی؟
 آری... حتماً
 اما با زنی دیوانه چون من چه می‌كنی
كه پیاپی
به دیكتاتوری عشق تو
رای می‌دهد؟!


masoome naseri | 12:43 AM

 

نظرخواهی

بعد از درگیری عاط?ی هم در نود درصد موارد برای مدتی آدمیتمان از دست می رود!

ارسال شده توسط: meigoon در ساعت December 19, 2005 01:32 AM

این بادبادک باز رو بخون و حال در وکن. معرکه است.

ارسال شده توسط: امیر در ساعت December 19, 2005 01:05 AM

کودکی کتاب خوبی ست. ترجمه بدی هم ندارد. به نظرم کتابی مت?اوت آمد.

ارسال شده توسط: ?روغ در ساعت December 18, 2005 05:47 PM

معصومه جان، حباب شیشه کمی درگیرم کرد. ولی ترجمه‌ی خیلی خوبی داره. اما خب...اصلا این‌جوری نیس که اعصابت با خوندنش بریزه به هم. ?قط کمی درگیرت می‌کنه. بعضی جاهاش هم طنزهای زیرکانه و خوبی داره.

ارسال شده توسط: ?اطمه در ساعت December 18, 2005 02:21 PM

1-به قول شاملو در زندگي دوچيز لازم است.....آدمي كه درگير قلبش نباشه آخرش هرجا بره ميخوره به يه بن بست خ?ن!ولي خب....همون كه گ?تي...زياد كردن شعله و ...!من كه گر?تم حالا اوني كه بايد مي گر?ت رو نميدونم!2-از بين اين كتاب ها حباب شيشه و عشق نوازي هاي مولانا رو خوندم.حباب شيشه حسابي اعصابم رو ريخت به هم.مسير داشتاني اش رواني ام كرده بود.ولي از عشق نوازي ها خيلي لذت بردم.بقيه رو نخوندم!شعر ها هم جالب بود.خصوصا همين تيكه كه نوشي...مرسي :)

ارسال شده توسط: مريم مهتدي در ساعت December 18, 2005 01:10 PM

به جان تو ?علا ويروس راز داوينچي را گر?ته ام. ?ردا مي نويسم اما امشب اين را تمام كنم، خوب؟

ارسال شده توسط: نوشا در ساعت December 18, 2005 02:09 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?