« آقای خنده و فراموشی | صفحه اصلی | اعتراف »
آلزایمر نگیریم
December 14, 2005 02:18 PM
بچهها در مورد اینكه بعد از این فاجعه چه باید كرد و چه میتوان كرد ایدههای مختلفی دارند. از متن وبلاگها، ایمیلها و گفتگوهای تلفنی نگرانی از اینكه نكند به علت آلزایمر تاریخیمان، زخمهای این سانحه هم فراموش شود بشدت پیداست.
اگر نشستها و تجمعهایی كه در طی این هفته برگزار شد به كل هفتههای سال سرشكن میشد آنوقت واقعاً فراموش نمیكردیم. سوال این است كه چطور میشود از تلخی این حادثه به یك اتفاق خوب رسید؟
بعضی از دوستان كه مراسم روز شنبه را در بزرگداشت همكاران قربانیمان برگزار كردند پیگیر شدهاند تا كمیتهای تشكیل بدهند مركب از دوستان روزنامهنگار و دانشگاهی تا با بررسی استاندارهای موجود در جهان و با تكیه به تجربههای موجود به یك سند مشخص برای تعیین استانداردهای حرفهای روزنامهنگاری برسند.فردای بزرگداشت اولین جلسه آن هم برگزار شد و امیدوارم بهقول بعضیها منتج به نتیجه احسن شود.
یكی هم بحث تحریم است كه فكر میكنم الان باید یك كار مدنی خوب برای این قضیه انجام بشود. دوستی میگفت پیش چشم جامعه جهانی، بچههای عراقی بهخاطر كمبود دارو و غذا در اثر بیماریهای كوچك از دست رفتند و كسی كاری نكرد ولی این نباید مانع از حرف زدنمان بشود. مساله امنیت یك مساله حقوق بشری است كه باید در مورد فقدان آن در ایران به زبان دنیا حرف زد
فكر نمیكنم بهمحض اینكه ما دراینباره نوشتیم و حرف زدیم تحریمها را از بین میبرند ولی دستكم سكوت ممتدی كه در اینباره جریان دارد شكسته میشود.
این یكجور بالا و پایین پریدن است در ساحل جزیرهای به نام ایران كه سیاستمدارانمان باعث و بانیاش شدهاند. اینكار امیدوارمان میكند كه بالاخره امیدی برای بیرون رفتن از این جزیره هست و خودمان دستكم میتوانیم تنهایی غمانگیزمان را بشكنیم.
طبق یك عقیده جهانی سردی خاك باعث فراموشی داغهای دل آدم میشود. بنابراین گمان میكنم آه كشیدن و اشك به چشم آوردن بعد از یكی دو هفته كافی است و بهتر است اگر دوستان ایدهای دارند رو كنند وگرنه افسردگی و افسوس كه نشد كار!
نظرخواهی
ارسال شده توسط: SoloGen در ساعت December 17, 2005 05:32 AM
سلام. همیشه همینطور بوده یک موجی به هر سببی ایجاد می شود و زود هم ?رو کش می کند. سالهاست که در کشورمان انواع هواپیماهی روسی و غر روسی سقوط می کند. اینبار در میان کشته شدگان جمعی از اصحاب خبر و قلم هم بود. و حداقل در میان وبلاگ نویسان بازتاب گسترده ای داشت. حالا اینکه وبلاگ نویسان تقریبن هیچ جایگاه اجتماعی مدونی در جامعه ما ندارد بماند. ولی خانم ناصری عزیز و دیگر وبلاگ نویسانی چون پرستو دو کوهکی این جریان هم با پس گر?تن طرح استیضاح وزیر د?اع کم کم به ?راموشی سپرده خواهد شد تا کی من یا تو یا هر یک از هم میهنانمان در یکی از همین هواپیماهای تپلو? و یا آنتنو? های ?کستنی جانمان را از دست بدهیم.
ارسال شده توسط: مهدی ناصری در ساعت December 15, 2005 12:23 AM