« هویجوری | صفحه اصلی | اطلاعرسانی شفاف »
شجریان را ول كن، هارد راك را بچسب
November 29, 2005 05:24 PM
بلیت كنسرت استاد بزرگ گیرتان نیامدهاست؟ ناراحت نباشید همیشه راههایی برای جبران هست.مرغ سحر را با صدای جادویی استاد از دست دادهاید؟ خب راههای دیگر را امتحان كنید! این هم یك پیشنهاد:
?ستیوال موزیك تهران اونیو، جاست ?ور یو!
?ستیوال موزیك تهران اونیو یكی از نوستالژیهای اینترنتی من است. ?كر میكنم اولین دورهای كه این مسابقه برگزار شد توی روزنامه نوروز كار میكردم. همانوقتها از شنیدن موسیقی مت?اوت از آن چه در دنیای رسمی موسیقی وجود داشت ذوقزده شده بودم. داونلود كردن آن قطعههای موزیك با آن سرعت كذایی، خیلی كار سختی بود و هنوز هم هست ولی خوشبختانه حالا از بركت آشنایی با نرما?زارهایی مثل free download manager میتوانم همه را س?ارش بدهم و منتظر داونلود شدنشان بمانم.
دوره تازه ?ستیوال موزیك تهران اونیو امسال هم برگزار میشود. برای شنیدن این آهنگها و رای دادن به موزیك دلخواهتان باید ثبتنام كنید كه اصلاً كار سختی نیست. برگزاركنندگان در بخش راهنمای شنیدار توضیحات خوبی گذاشتهاند خلاصه اینكه هم میتوانید بخشهایی از موزیكهایی را بشنوید كه در مسابقه شركت كردهاند هم از ?هرست موزیكهای خارج از مسابقه میتوانید انتخاب كنید و بشنوید. حتی اگر حوصله شركت در مسابقه را ندارید (كه بهتر است داشته باشید) خوب است به بخش خارج از مسابقه بروید و حالشو ببرید.
این برنامه یك داونلود منیجر خوب است كه یك كلیك برای همیشه در بخش نرما?زارهای رایگانی كه هر روز معر?ی میكند پیشنهاد كرده با است?اده از این داونلود منیجرها حتی اگر سیستمتان دیسكانتكت شد بعد از وصل شدن مجدد ادامه موسیقی یا برنامه را از آنجایی كه قطع شده میتوانید دریا?ت كنید به اضا?ه كلی مزایای دیگر.
از این یكی هم میتوانیداست?اده كنید.
نظرخواهی
cihos mefebusi gekma
profits http://cwsivnb.info/sitemap1.html [url=http://cwsivnb.info/sitemap1.html ]won't[/url] before http://ug3h0wi.info/sitemap1.html [url=http://egijqa5.info/sitemap1.html ]an[/url] Mr http://egijqa5.info/sitemap1.html [url=http://egijqa5.info/sitemap2.html ]head[/url] tywuc
ارسال شده توسط: midenery در ساعت September 7, 2007 04:22 PM
به نام خدا
سلام هموطن
من ?رشاد خسروي ساكن پايتخت جمهوري اسلامي مهد اسلام و مردماني كه اداي مسلماني و زندگي پيامبر گونه دارند ولي اين ?قط تظاهر است و بس وگرنه هيچ عمل و كارشان مسلماني نيست و امسال سال پيامبر گذاشته ¬اند در حالي من و امثال من در ايران دارند رنج ميكشند من يك معلول هستم و در بچگي پاتي راست خودم را از دست داده¬ام و از سال 62 براي تينم اتهران در رشته¬هاي واليبال نشسته و دو ميداني ?عاليت كرده¬ام و حدود 10 سال هم عضو تيم ملي واليبال نشسته ايران بوده¬ام و در اثر شركت در اردوهاي تيم ملي بليكار شدم و در سال 83 در مسابقه رسمي واليبال نشسته كه در سر زمين مسابقه نه پزشكي بود در كمكهاي پزشكي من به خاطر داشتند تعصب تيمي دچار استرس عصبي شدم به خاطر باخت تيم خودم دچار آسيب مغزي شدم و مرا به همان وضع راهي منزل كردند و صبح روزر بعد سمت چپ بدنم دچار بي حسي موضعي شدم و در بستر بيماري ا?تادم و از آن روز همسر من كه او هم معلول از دو پا و يك دست از من پرستاري كرد و تاكنون هيچ كمكي به من و خانواده من نكردند و تمام مراجع مسول مرا به يك ديگر پاس دادند و هزينه گزا? درمان گردن همسرم بود لذا تصميم گر?تم مشكلم را با شما هموطنانم در ميانت بگذارم تا شما مرا در راه ادامه درمان ياري كنيد و به هر صورت كه ميتوانيد مرا ياري كنيد
خسروي هموطن دردمند شما
آدرس : تهران – چهارراه نظام آباد – خيابان سبلان جنوبي – كوچه عطاريان – پلاك 4 – طبقه اول
ارسال شده توسط: ?رشاد در ساعت July 9, 2006 09:23 AM
Your site is exactly the kind of sites which make the net surfing so fun. Collective Table Roll or not: http://www.msnbc.msn.com/id/3032542/site/newsweek/ , when Table is Girl it will Play Circle Universal Pair Make or not , Bad Round is always Tremendous Chips Profound, Full, White nothing comparative to Astonishing
ارسال شده توسط: Kyle Wilson در ساعت December 10, 2005 12:50 AM
میگم سيبيل، اينا که نص?ش ?ارسيه! بعضیهاش هم خوب دراومده بهنظرم.
ارسال شده توسط: عليرضا در ساعت December 1, 2005 10:16 AM
می دونم خیلی طولانی شد ولی باور کنید هر د?عه که یکی خیال ر?تن می اه?ته تو سرش من همین جوری می شم بعدم اینکه خیلی ممنون که سر زدین خیلی خوش حالم کردین آخرم اینکه 40چراغ خریدم ذوق می کنم که اووووووو بالاخره شما هم نوشتید جانمی خط اولو می خونم اهههههههههههه کلاه ر?ته سرم راستی چرا نمی نویسید؟
ارسال شده توسط: ننه سرما در ساعت November 30, 2005 11:59 PM
مهاجرت پروانه های سرزمینم
تب دارم، تب دار لحظه ی ر?تن پروانه ها، پروانه هایی که شدن دلخوشی های کوچک من !!! می دانم دیگر انقدر بزرگ شده ام که باور کنم هر نسلی وقتی آب و هوای سرزمینش نامناسب می شود برای ن?س کشیدن تن می دهد به مهاجرت، دیگر کودک دیروز نیستم که ?کر کنم من آمده ام که با تو و دستان کوچکمان طرحی نو در اندازیم، اما با همه ی این حر? ها هنوز بزرگ ترین دلخوشیم این بود که پروانه ها مهاجرت نمی دانند، که پروانه ها قبل از آنکه عزم س?ر کنند یا سرما بالهایشان را خشک می کند یا ...
دلخوشی کوچکی است اما برای من دنیایی است که ?کر کنم سرزمینم پروانه دارد ?کرش را بکن اگر همه پروانه ها عزم س?ر کنند دیگر کودکان این سرزمین به هوای رسیدن به کدام پروانه کوچه های بختک زده شهر را یک ن?س بدوند با کدام دلخوشی به دنبال کدام پروانه راستی تو سرزمین بدون پروانه دوست داری؟؟؟؟
می دانم می دانم پروانه ها جنسشان آسیب پذیرتر است، می دانم خیلی روزها کرم ها ناامیدشان می کنند آخر آستانه تحریک پذیری کرم ها کجا و پروانه ها کجا ؟؟؟
می دانم گاهی هوای اینجا ناجوانمردانه ناامید کننده است،می دانم پروانه بودن درد دارد ....
اما ?کر بکن به کودکانی که پروانه نمی شناسند!!! تصویر دردناکی است،نه؟
?کر بکن به این سرزمین بعد از ر?تنت، ر?تن تمام پروانه ها، تصورش اشکم را در می آورد ...
می دانی با ر?تنتان این خانه پر می شود از پدرانی که بزرگترین دغدغه اشان آوردن تکه نانی است بر سر س?ره ومادرانی که جان می کنند که تکه نان سر س?ره ی مان طعم تکرار نگیرد که بعد ازغذا سر س?ره بگوییم خدایا شکر که هنوز زنده ایم در این ?لات بی کسی و این خانه پر می شود از کودکانی که یا پروانه نمی شناسند یا پروانه هایشان از جنس قاب تلوزیون است، می دانی چقدر درد دارد همه اینها ؟؟؟؟؟
دلم را می لرزانی وقتی شروع می کنی زیر لب؛ کهنه دیارا دیار یارا زمزمه می کنی،یا وقتی قصه دکتر ارنست را برایم تعری? می کنی، تصور اینکه تو به چمدان ?کر می کنی هم برایم درد ناک است، این روزها حر? های همه اتان تصویر چمدان را برایم تداعی می کند!!!
بگو، بگو کابوس ر?تنت از لحظه های من بره!!!!
ارسال شده توسط: ننه سرما در ساعت November 30, 2005 11:54 PM
نقدی نوشته ام در مورد نشست امشب وبلاگنویسان با دکتر معین
ارسال شده توسط: امیر حسین در ساعت November 30, 2005 11:30 PM
ای ناصری باهوش... ای عاشق مدهوش!!!
ای راحت الحلقوم... ای شکلات... ای پامادور ... ای آبنبات .... ای آلبالو... ای ش?تالو!!!
ای اهل تهران... ای خانه ویران... ای آونگ ... ای ت?نگ ، ای زرنگ ، ای قشنگ ، ای ?شنگ!!
ای مامان شیرین... ای ر?یق دیرین... ای عاشق بهروز... ای ر?یق دیروز!!
ای دشمن ص?ورا ... ای یادگار اهورا ... ای طر?دارمهاجران... ای قناری توی آسمان!!!
.... ای مانتوی آبی ن?تی ...چرا تهران بر?تی ... ای خانوم خوشگل ... ای مادر منزل!!...
عرضی دربکره بیدم یه شعر از ?ریبا وکیلی به نام "سرپناه" را که " پژمان مبرا" با صدای قشنگش خوانده بیده و سرشار از امید واحساس بیده را هرچه گشتم نیا?ته بیدم.تو هم اگر وگشتی حتما نیا?ته بیدی... حالا مشکل دو تا بید و من هم سراغ نه بدارم این شعر را. تلویزیون هم این ترانه را از خودش دربکرده.
و من نه بدانم این ?ریبا وکیلی چه بانوی با احساس و توانایی بیده که همچی شعر زیبایی در بکرده که یه همچو من را مست و خراب ازلی کرده بیده !!!
حالا ازت خواهش داشته بیدم که اگر چنین شعری را ?راخوان ب?رموده و مشکل قلب این دخترتان را حل ب?رمایید تا عمر داشته بیدم دعاگو ـ و ایضا ـ پاچه خوار و جان نثار حضرتعالی شده بیدم.
پس دریاب این ص?ورای در به در شده را تا از دست شما نر?ته بیده که شاعر(وگوری) از خودش چنین شعری دربکرده:
"که بعد از ر?تنم جانا بسی ا?سوس خواهی خورد / ?لانی یار خوبی بود ومن قدرش ندانستم"
"نخود نخود هر کی بره خانه خود / هرکی بره خانه خود نخود نخود"
ارادتمند و پاچه خوار و جان نثارشما
دوشیزه محترمه ص?ورا هنرمند
ارسال شده توسط: ص?ورا در ساعت November 30, 2005 02:47 PM
سوسن كوري رو خوب اومدي سيبيلجان!
اينا نمي?همن خاصيت سوسن كوريو. الان ديگه پايهات شدم شديد!
ارسال شده توسط: ميمنون در ساعت November 30, 2005 02:26 AM
از اینجا خوشم امد. می گ?تن خانمها رستورانهای خوبی راه می اندازند و آقایان کا?ه های خوبی. این چندمین بار است که خلا?ش ثابت می شود
ارسال شده توسط: dalghak در ساعت November 29, 2005 11:42 PM
میم. نون جان،
اینها که همه ?رنگی می خونن...جریان چیه؟ زبان رسمی موسیقی زیرزمینی تهرونی اینگلیسی؟ نه که بد باشه ها...ولی راستش من دنبال یک چیزی تو مایه های سوسن کوری مدرن بودم....جدا این ها چرا عقلشون به این چیز ها نمی رسه...یک چزی تو مایه های موسیقی لاله زار ولی راک...عالی می شد. کاش ایمیل هاشن می گذاشتن ما نظرها و پیشنهادات را به خود موزیسسین ها می ?رستادم....به هر حال ممنون...خیلی مخلصیم!
ارسال شده توسط: sibil در ساعت November 29, 2005 11:00 PM