« بیانیه یك آدم قاط زده | صفحه اصلی | منوی امشب »
ما و نویسندگان نامآشنا
November 19, 2005 11:00 PM
1-تازگیها نسبت به یك جمله حساس شدهام.«[...]برای ایرانیان نویسنده نامآشنایی است». منتقدان ادبی معمولاً اسم كسانی مثل میلان كوندرا، مارگریت دوراس،كارور و چندن?ر دیگر را جای آن سهنقطه میگذارند.اگر حوصله كنید نگاهی به شناسنامه ترجمه كتابهای این نویسندگان محترم به ?ارسی بیندازید متوجه میشوید كه تیراژ آنها هم همان حدود دو سه هزار جلد است ?قط ت?اوتشان با بقیه این است كه عنوان كتابهایی كه به?ارسی از آنها ترجمه شده بیشتر است.به نظر من این معیار خوبی برای است?اده از عنوان «نامآشنا» برای این نویسندهها نیست.البته ?كر نكنید اوضاع نویسندههای ?ارسیزبان بهتر است.آنها كه اصلاً برای ایرانیان عزیز نامآشنا نیستند!
2-چند روز پیش تلویزیون برنامهای را نشان میداد كه مركز پژوهش و سنجش رسانه صدا و سیما برای نقد و بررسی سریال برره برگزار كردهبود كه به نظر من ات?اق خوبی است. چنانكه انتظار میر?ت یكی از سخنرانهای محترم پشت تریبون بهشدت درباره اینكه سریال برره به زبان و ادبیات ?ارسی ضربه میزند سخنراند. سخنران بعدی یكجوری حال آن یكی را گر?ت كه حال دروكردم! طر? نقل به مضمون گ?ت:بیخود میكنند مسئولان ?رهنگی كشوری كه دو سه هزار جلد تیراژ كتابهایشان است و سرانه مطالعه در آن حدود چند دقیقه است قیا?ه آدمهای نگران برای ادبیات ?ارسی را میگیرند. آنها بروند این سرانه درپیت مطالعه را به یك جایی برسانند كه بهمحض دمیدن یك ?وت از جانب برره نگران تب و لرز زبان و ادبیات ?ارسی نشوند. واقعیت هم همین است. میلیونها ن?ر آدم آخرین متن ?ارسی كه مطالعه كردهاند مربوط به دوران تحصیلشان است و بعد از آن ?قط متن صورتحساب و چك و از اینجور چیزها را خواندهاند.خب این جماعت كتابنخوان چطور باید پارسی را پاس بدارند؟
* پ.ن.این پستم سیاسی شد؟سیاسی نشد؟ سیاسی شد؟ سیاسی نشد؟
روشن?كری و لمپنیزم - گ?تگو با رامین جهانبگلو- قسمت اول و دوم
نظرخواهی
ارسال شده توسط: milad در ساعت July 13, 2007 05:21 PM
نظری ندارم
ارسال شده توسط: سجاد در ساعت August 17, 2006 09:47 PM
الحق که راست میگویید
ارسال شده توسط: ناصر نصیری در ساعت March 20, 2006 04:44 PM
یارو انقدر خر بود که می گ?ت اینها ( برره ایها ) دارند زبان را خراب می کنند . من مانده ام چطور به این ازگلها دکترا می دهند که نمی ?همند زبان نمی تواند خودش را تخریب کند . انچه زبان را تخریب می کند اسطوره زدگی است . اگر کسی زبان را خراب کند خود دارو دسته ی پو?یوزشان هستند که آنچنان زبان را از ایدئولوزی بار دار کرده اند که وقتی می گویی وطن یاد خامنه ای می ا?تی و وقتی می گویی همبستگی یاد سرکوب .
ارسال شده توسط: mik در ساعت November 24, 2005 03:34 AM
khanda bar labanam naqsh andakhti. hamin
ارسال شده توسط: habib در ساعت November 21, 2005 11:20 PM
اينجا ?قط يك كا?ه بين راهي است چلچراغ چهل تا چراغ داشت!
ارسال شده توسط: ميمنون در ساعت November 20, 2005 02:05 AM
سلام & راستش جند وقت بود می خواستم اینو بگم اما نمی گ?تم ...خوب حالا می گم : من کا?ه ناصری جلچراغ رو خیلی دوست داشتم ...خیلی بیشتر از اینجا ... می دونم با خودت می گی دوست داشتی که دوست داشتی !!
ارسال شده توسط: bahar در ساعت November 20, 2005 01:28 AM
خواهر خانوم، نه به اون شوری? شور رو نه به اين بی نمکی. نه از اون روزهايی که از لب و لوچه تو ر?قات و سياست آويزون بود و نه امروز که مثل جن از بسم الله از سياست ميترسی. ما جماعت ايرونی کی قراره متعادل بشيم خواهر خانوم؟
ارسال شده توسط: رضا در ساعت November 20, 2005 12:54 AM