« با دنده خلاص در سرازیری دنیا | صفحه اصلی | خرده‌جنایت‌های زناشوهری »

افغانی بدل در ‌رادیو فرهنگ

November 6, 2005 11:23 PM

شب‌هایی كه بی‌خوابی به سرم می‌زند از ‌رادیوی ‌گوشی ‌موبایلم برای ‌خوابیدن استفاده می‌كنم.‌پیشتر با ‌شنیدن نوار شهرقصه‌ می‌خوابیدم كه ‌مدتی است به ‌دلیل ‌مشكلات ‌فنی این‌كار ‌ممكن ‌نیست.

تازگی‌ها ‌ایستگاهی كه گوینده‌ای با ‌صدای ‌یكنواخت دارد انتخاب می‌كنم.‌یكی از ایستگاه‌ها ‌حوالی سه بعد از نیمه‌شب قصه ‌هم می‌گویند.‌
همین ‌دیشب خواندن رمان طاعون كامو با ترجمه رضا ‌سیدحسینی را شروع‌كردند كه من به ‌دلیل وجود موش‌ها در این رمان نتوانستم ‌بشنومش ‌كما ‌اینكه ‌پیش از این هم به ‌همین ‌دلیل نتوانسته ‌بودم بخوانمش..رمان طاعون را من تا موش دوازدهم خوانده‌ام! می‌گویید خودم را از ‌یك ‌شاهكار ادبی محروم كرده‌ام؟ ‌خیالی ‌نیست!
البته الان می‌خواستم در مورد ‌چیز ‌دیگری ‌بنویسم.‌رادیو فرهنگ برنامه‌ای دارد كه چندبار همان ‌حوالی سه نصفه شب شنیده‌امش. این برنامه به زبان ‌افغانی است.‌یك ‌گوینده زن دارد ‌و یك ‌گوینده مرد ‌ولی می‌توانم قسم بخورم كه آنها ‌فغان نیستند چون ‌افغانی حرف نمی‌زنند و فقط به‌طرز ‌تابلویی ‌ادای ‌افغانی حرف زدن را درمی‌آورند!‌
‌طوری كه ‌فكر می‌كنم اگر به این می‌گویند ‌افغانی حرف زدن خب من هم ‌بلدم ‌افغانی حرف بزنم.دو تا ‌گوینده محترم همان ‌ادبیات ‌رایج در ‌رادیو را به‌كار می‌برند فقط ‌جای فتحه و ‌كسره و‌ ‌ضمه را ‌كمی عوض می‌کنند و چیزی در مایه‌های برره‌ای حرف می‌زنند.
مثلاً این جمله را ‌ببینید:در تاریخ ‌ادبیات ‌ایران ‌نیما ‌یوشیج ‌جایگاه ویژه‌ای دارد.
آنها این جمله را این‌شكلی می‌خوانند:
Dar toarikha adabioti iron neyma yoshij joaygaha vijaiee doarad.‎

خب الحمدلله در این ‌دنیا ما ‌هرچیزی ‌كم ‌دیده ‌باشیم ‌افغانی ‌زیاد دیده‌ایم و گمانم ‌افغانی اورژینال را از بدل ‌تشخیص ‌بدهیم. گوینده‌های ‌رادیوهای ‌افغانی زبان ‌دیگری هم كه من شنیده‌ام (مثلاً بخش ‌افغانی ‌رادیوی بی‌بی‌سی) طور ‌دیگری برنامه اجرا می‌کنند. با توجه به فراوانی افغان‌ها در ‌ایران اصلاً ‌فكرش را هم ‌نكنید كه دوستان ‌رادیو فرهنگ ‌گوینده افغان پیدا نكرده‌اند. ‌مشكل ‌باید ‌جای ‌دیگری باشد.

masoome naseri | 11:23 PM

 

نظرخواهی

با سلام و دورد
من با شما هم دل هستم! مردم ایران و ا?غان برابر و هم ?رهنگ هستند!حکومتی و رژیم این کشور را با مردم ایران یکی نکنید! مرگ بر آنهای که می خواهند مردم تاجیکستان و ایران و ا?غانستان از هم بیگانه کنند!!!

ارسال شده توسط: ?رامرز خان در ساعت March 6, 2006 07:25 PM

درود بر بانو ناصري. من ا?غانم. البته راديو گوش مي دهم، ولي بي بي سي و ?ردا و البته راديوهاي ا?غانستان را. راديو ايران خيلي كم. تلويزيون كه هيچ. تا وقتي عزيز دل برادر، مهرداد هويدا را(با همه ارادتي كه به تلاش هاي ?رهنگي اش دارم) تنها گزينه شان در راديو و تلويزيون به جاي يك آواز خوان ا?غان باشد و تا سازنده همه مستندهاي حكومتي و س?ارشي كه تنها از احمد شاه مسعود، قهرمان مي سازند، محمد حسين جع?ريان باشد، خب معلوم است كه جاي سهيل محمودي را هم مثلا يك ا?غان نما بگذارند. اميد است پيوند هاي ?رهنگي ملت هاي ا?غانستان و ايران با تلاش هاي خودجوش خود ما ها ا?زايش يابد، نه به زور س?ارش صوتي و تصويري. ا?زون بر آن بسيار شاد مي شوم بيش تر با هم آشنا شويم. از دوستاني هم كه نظر داده بودند، يك دنيا سپاس گزارم.

ارسال شده توسط: محمد صادق دهقان در ساعت November 18, 2005 12:16 PM

سلام خانم ناصری...چه خوب که من اینجا رو پیدا کردم.من از چلچراغ تا اینجا دویدم......

ارسال شده توسط: masoud در ساعت November 8, 2005 11:55 PM

وقتی انسان ا?غان در خودآگاه ایرانی جایی اندکی پایین تر از انسان پیدا می کند طبیعی ست که برای ساختن برنامه ی رادیویی برایش حتا لزومی به است?اده از یک "ا?غان اریژینال" نباشد. همین که برنامه در ساعت سه صبح اجرا می شود هم خالی از معنی نیست. کاش حقارت تاریخی مان را جور دیگری تسکین می دادیم.

ارسال شده توسط: مرد رومانتیک با کلنگ در ساعت November 8, 2005 06:52 PM

سلام. شده ام يك پا وبگرد آسمان جل حسابي. تو هم كه دست گذلشتي رو دلم. حالا اون كه ا?غانيه. من اين راديو هاي بلوچي و سيستاني و خرا ساني و كردي و چه و چه را هم بي خيال ميشوم.حتي ديگر گويندگان ?ارسي هم ر???ي به ري توليد ميشن و نمي دونم صنعت مونتاژ اينا رو از كجا وارد كردن كه به اين ا?تضاحي صحبت مي كنند. اونقدر گوينده آب دوق خياري كه حر? عادي شونو از رو كتاب نمي تونن بخونن يا 1 بيت شعر معرو? رو كه هر شرق شناس خارجي ميشناسه با 20 تا غلط ميخونن كه آدام عقش ميگيره. زياده حر? كه هست ولي صداي اهل منزل به هوا آمده كه: بهروز! بيابيرون ديگه!

ارسال شده توسط: behrooz در ساعت November 8, 2005 04:58 PM

سلام...همه چیز در این دوره امکان پدیر است....مطلب قبلیتون عالی بود

ارسال شده توسط: محمد طه ارگانی در ساعت November 7, 2005 07:46 PM

سلام معصومه خانم ... نمي دانم چند بار نام وبلاگت را ديدم و نيامدم كه سر بزنم ، با خودم مي گ?تم اين هم از اين وبلاگ هايي ست كه نان نامش را مي خورد ،چند وقت پيش وبلاگي ديدم به نام انديشه معاصر ، به خيالم كه در آن كسي چيزي مي نويسد كه مي توان خواندو اگر نه آموخت حداقل لذتي برد ، ديدم نويسنده محترم مثل همان پسر همسايه شما كه مريم دي جي مبناي تاريخ اش است ، تمام دنيا را در روش هاي مخ زني ! خلاصه كرده و جالب تر اينكه هر بار بيش از 200 ن?ر به او سرزده بودند و كمال تشكر و اين حر? ها ... به هر حال از آن جايي كه پدر بزرگوارمان آقاي آدم هم نتوانست در برابر وسوسه مقاومت كند من هم كه پسر نوه قابيلي او هستم نتوانستم و به كا?ه ناصري آمدم ، الان پشيمان نيستم و از اين كه ديد خوبي نسبت به اطرا?ت داري و مي شود هر بار كه مهمانت شد حداقل كلمه اي را به وام گر?ت خوشحالم ، آن دوعكس ات از ميدان ?لسطين زيبا بود ، گرچه دوست تر داشتم دخترك نشسته بر مجسمه ژنده پوش تر مي بود تا با آ ن پستت در خصوص مستضع?ين خودمان و در قياس با ديگران هم آوايي كاملي پيدا مي كرد ، اميدوارم به خاطر اين عكس تاواني نداده باشي ، يكباردر ميدان حر ر?تگري جارويش را روي مجسمه گذاشته بود و از نمايي كه من بودم انگار آن مرد نيزه به دست داشت اژدها را جارو مي كرد ، تا چند بار جابجا شدم كه عكش بگيرم ، مردي آمدم و مانع شد و جر و بحث شد و از بخت بد ماشين برادران انتظامي از راه رسيد و مرد پچ پچي كرد و كارتي نشان داد و ...دوربين را گر?تند و بردند !!! به همين راحتي و بي هيچ توضييحي دوربيني كه مال من هم نبود را بردند !! شايد هم كمي مقصربودم ، چون به ا?سر انتظامي كه مدام من را شماتت مي كرد كه قصد داشته ام از دانشگاه جنگ و ...عكسبرداري كنم گ?تم : من خيلي بدشانسم .اگر جيب من را زده بودند شما يك ه?ته ديگر هم اينجا نميرسيديد !! تمام نوشته هايت يك طر? ، تابستاني كه پشت سر گذاشتم يك طر?، ?وق العاده بود ، مثل كدبانوگري روشن?كرانه كه با همه سادگي اش خيلي زيبا بود ...من آن را دانلود كردم ، گ?تم بداني بعدا شكايت نكني و دادگاه و حق كپي رايت و اين حر? ها !! باز هم سر مي زنم ، راستي ! آن اشاره ات در پست آخر به ?راواني ا?غاني ها و يا?تن نوع اورژينال مرا ياد ابراهيم نبوي انداخت !! شاد باش و شاد زي

ارسال شده توسط: ehsan در ساعت November 7, 2005 03:53 PM

خیلی خوب است که آدم از موبایلش رادیو گوش کند. من هم یک بار از رادیوی خانه مان که هم اندازه یک تلویزیون بود به مکالمه های تل?نی دیگران گوش می کردم!!

ارسال شده توسط: sasasa در ساعت November 7, 2005 02:18 PM

"در زندگي ‌چيزهاي ‌كوچك و ‌بزرگي هست ‌كه معر?ت ‌ايجاب مي‌كند از ‌بودنشان سپاسگزار ??‌باشم..." با كلي تأخير، اين مطلب خيلي خوب بود.

ارسال شده توسط: سایه در ساعت November 7, 2005 08:45 AM

سلام.احتمالا باز هم تقصیر امریکاست!

ارسال شده توسط: محمد سجاد در ساعت November 7, 2005 05:22 AM

خیلی عجیب و یه کمی هم خنده دار بود ! به خدا هیچی از اینا بعید نیست

ارسال شده توسط: Mohsen در ساعت November 7, 2005 02:57 AM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?