« دیوانگی | صفحه اصلی | دو پست با یك كلیك »

كدبانو‌گری روشنفكرانه!

November 1, 2005 05:36 PM


امروز زندگی‌ام به  كتابخانه‌تكانی گذشت یا بهتر است بگویم به  نوستالژی‌بازی!  آخر هفته پدر و مادر  آقای همسر دارند می‌آیند خانه‌مان و خب اینها بخشی از تلاش‌های یك عروس برای مرتب نشان دادن اوضاع است.

 وسط‌های كار یكدفعه خودم را رفتارشناسی كردم دیدم دارم كتاب‌های شعر و كتاب‌های آكادمیك را می‌گذارم دم دست و كتاب‌های سیاسی را در ردیف پشت و دور از چشم!
به یك نتیجه  دیگر هم رسیدم  و آن این‌كه كتاب‌های جیبی از لحاظ چیدمان مزخرف ترین نوع كتاب‌ها هستند چون چیدن یك ردیف كتاب‌‌ جیبی توی كتابخانه مسخره به‌نظر می‌رسد، مرتب هم نمی‌شوند چون قد و نیم‌قدند.
در این تكانش! كتاب‌هایی پیدا كردم كه گم‌شان كرده‌بودم مثلاً مدایح بی‌صله شاملو و فیلم نامه لیلا دختر ادریس بیضایی كه به‌زور از كسی هدیه‌اش گرفته‌بودم.
در ضمن متوجه شدم كه ما علاقه بسیار زیادی به  دانستن زبان‌های خارجی داریم  از اسپانیولی و فرانسه و ایتالیایی بگیر تا مثلاً سواحیلی ولی انگار ماجرا در حد همان علاقه باقی مانده است!
دیگر اینكه شمردم دیدم ما یازده جلد قران كریم و مجید  توی كتابخانه‌ خانواده هسته‌ای‌مان داریم! این هم از شدت و حدت مسلمانی ما!

masoome naseri | 05:36 PM

 

نظرخواهی

مادرگرامی آقای همسر آدرس ای میل ندارند اگر دارند مرحمت کنید دو کلوم حر? دارم با ایشون
D:

ارسال شده توسط: میترا در ساعت November 3, 2005 05:51 AM

دیره خانوم ولی خوب تبریکات ما را هم پذیرا باشید ...:)

ارسال شده توسط: Mahya در ساعت November 2, 2005 10:59 AM

1-یاد گر?تن زبان خارجی آسون نیست بخصوص برای یاد گر?تن سواحیلی حتما باید چند سال تو سواحیل زندگی کنی !
2-راستی میشه ?رق های قرآن مجید و کریم رو بنویسی ... البته اگه کامل بلدی ها !
3- امان از دست مادر شوهر به همه چی کار دارن .... حتما میره ردی? پشت رو هم نیگا میکنه ... همه ء کتابها رو ببر بذار تو انبار :))

ارسال شده توسط: zistan در ساعت November 2, 2005 12:01 AM

سلام صاحب کا?ه ناصری عزيز . من هم کتاب هايم را که دارم از خانه مادری ام محل کارم از ...جمع می کنم می برم خونه جديدمان کتاب های رمان و شعرم را گذاشته ام جلو ديد، مثل شما

ارسال شده توسط: خرس مهربان در ساعت November 1, 2005 11:35 PM

باحال بود

ارسال شده توسط: حاج كاظم در ساعت November 1, 2005 08:54 PM

نظر شما چيست؟










Remember personal info?